اروپا و اسرائیل، تنش زیر پوست شهر مقدس

روزنامه هاآرتص روز سه شنبه، اول دسامبر نسخه ای از پیش نویس یک بیانیه آتی اتحادیه اروپا را منتشر کرد که در آن اعضای این اتحادیه خواستار تقسیم بیت المقدس و استقرار پایتخت کشور مستقل "فلسطین" در بخش شرقی این شهر می شوند.

به گزارش هاآرتص این بیانیه به ابتکار سوئد تهیه شده که در حال حاضر ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد. در متن پیش نویسی که هاآرتص به عنوان پیشنهاد سوئد از آن یاد کرده، چند نکته درخور توجه دیده می شود، نکاتی که بعید است در کوتاه مدت به کنشی تازه از سوی اتحادیه اروپا معطوف باشد اما صرف طرح آنها آنقدر اهمیت داشته که نگرانی و اعتراض بی درنگ دولت اسرائیل را برانگیزد.

در رأس این نکات شاید اشاره مستقیم تنظیم کنندگان بیانیه به بیت المقدس شرقی به عنوان پایتخت کشور آینده "فلسطین" باشد.

بخش شرقی بیت المقدس از مناطقی بود که -- همچون نوار غزه و بلندی های جولان -- در جریان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ میلادی به اشغال اسرائیل درآمد و از همان زمان به یکی از موارد اصلی اختلاف طرفین بدل شد.

حساسیت این سرزمین مقدس مسلمانان و یهودیان به اندازه ای است که دو دهه پیش از جنگ ۱۹۶۷ نیز سازمان ملل متحد در طرح تقسیم سرزمین های فلسطینی پیشنهاد کرده بود کنترل آن به مرجعی بین المللی واگذار شود. پیشنهادی که البته دولت های وقت عرب آن را رد کردند و تا سال ها بر "فلسطینی بودن" کلیت این شهر پای فشردند.

از آن زمان تا کنون تحولات بسیاری در خاورمیانه رخ داده اما سرنوشت بیت المقدس همچنان محل مناقشه است. دولتمردان اسرائیلی به کرات گفته اند که تمام بیت المقدس را به عنوان پایتخت کشور موعودشان می خواهند و سیاستمداران فلسطینی همواره از بیت المقدس شرقی به عنوان خط قرمز مطالباتشان یاد کرده اند.

در این شرایط، اعلام موضع صریح اتحادیه اروپا می تواند دستکم در عرصه نظر و در فضای بحث پیرامون مناقشه اسرائیلی ها و فلسطینیان به نفع طرف فلسطینی تمام شود.

گذشته از آن صرف اعلام چنین موضعی -- در صورت نهایی شدن پیش نویس و تصویب آن از سوی وزرای خارجه اتحادیه اروپا -- می تواند خود نشانه ای از تحولاتی تدریجی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا باشد.

اشاره هاآرتص به تلاش های گسترده دستگاه دیپلماسی اسرائیل برای تغییر این بیانیه ضمن ابراز بدبینی و "اجتناب ناپذیر" خواندن تصویب آن، می توان گواه دیگری بر مدعای فوق دانست.

تردیدی نیست که با وجود حمایت بی دریغ ایالات متحده از سیاست های دولت اسرائیل، ابتکاراتی از این دست تا رسیدن به مرحله فشار عملی بر سیاستگذاران اسرائیلی راه درازی در پیش دارند.

با این حال مواضع اتحادیه اروپا نیز، به عنوان یکی از چهار رکن مذاکرات خاورمیانه (همراه با آمریکا، روسیه و سازمان ملل) و در جایگاه شریکی عمده در مبادلات اقتصادی، برای اسرائیل اهمیت بسزایی دارد. اما آنچه دولت اسرائیل را نگران کرده تنها "به رسمیت شناختن بیت المقدس شرقی" به عنوان پایتخت کشور "فلسطین" نیست.

در متنی که هاآرتص به عنوان پیش نویس بیانیه وزرای خارجه اتحادیه اروپا منتشر کرده نکات ریز و درشت دیگری نیز هست که اشاره ای هر چند گذرا به آنها، فضای این بحث را روشن تر می کند.

همانطور که در نقل قول مستقیم جمله قبل پیداست، تنظیم کنندگان پیش نویس دستکم در دو مورد به کشور "فلسطین" اشاره می کنند. نفس حمایت از طرح موسوم به دو کشور نه تنها چیز تازه ای نیست که کمابیش به کلیشه ای در ادبیات سیاسی بین المللی بدل شده است.

برعکس، لفظ "فلسطین" کلیشه که هیچ، چه بسا در واژگان مربوط بحران سیاسی خاورمیانه کمیاب و در ادبیات اغلب رسانه های جهانی به کلی نایاب است. از این منظر، به کار گیری فلسطین -- بدون گیومه یا قید زمانی آینده -- در متن پیش نویس مزبور نکته ای است که قاعدتا از چشم طرف دیگر مناقشه پنهان نمی ماند.

واقعیت آن است که موجودیتی به نام کشور فلسطین را طی دو دهه گذشته دستکم صد کشور عضو سازمان ملل به رسمیت شناخته اند اما چون این نام هیچگاه -- به جز در اشاره تاریخی به سرزمینی در شرق دریای مدیترانه -- وارد ادبیات سیاسی و رسانه ای نشده، از آن به رسمیت شناخته شدن نیز، چیزی به مردمان فلسطینی نرسیده است.

اگر بپذیریم که زبان و گفتمان غالب در یک زمینه مفروض، ضمن اثر پذیرفتن از واقعیات بیرونی، خود می تواند منشاء دگرگونی تدریجی در آن واقعیات باشد، در این صورت متن پیش نویس مورد بحث اهمیتی دو چندان خواهد یافت.

علاوه بر این دو نکته، نکات مهم دیگری هم در سند منتشره توسط هاآرتص هست که واکنش سریع و تند دولت اسرائیل را بیش از پیش قابل درک می کند. از آن جمله است موضع گیری صریح در مورد مرزهای دو کشور (در آینده) و تاکید بر اینکه هیچ تغییری در مرزهای موسوم به ۱۹۶۷ مگر به رضایت طرف فلسطینی برای اتحادیه اروپا قابل قبول نخواهد بود.

یا اشاره ای بسیار کوتاه و ضمنی به طرح دولت نتانیاهو برای توقف ده ماهه بخشی از فعالیت های ساختمانی و شهرک سازی -- که به رغم تلاش اسرائیل توجه چندانی به آن نشده است.در عوض تنظیم کنندگان متن از دولت اسرائیل خواسته اند که سریعتر گام هایی اساسی تر در راستای توقف کامل همه فعالیت های شهرک سازی بردارد.

با توجه به این نکات و لحن کلی بیانیه می توان آن را نشانه ای هرچند کمرنگ از تغییر در سیاست خارجی اتحادیه اروپا دانست. با نگاهی واقع بین تر اما نباید فراموش کرد که اتحادیه اروپا کماکان رابطه ای بسیار نزدیک با دولت اسرائیل دارد. در نهایت اینکه نگاه بدبین می تواند از این همه جز تلاش ضمنی اروپایی ها برای خشنود کردن طرف فلسطینی و بازگرداندن ایشان به میز مذاکره نبیند.

کما اینکه در بخش پایانی پیش نویس تنظیم کنندگان به حمایت از "انتخاباتی آزاد و منصفانه در فلسطین" می نویسند. انتخاباتی که چهار سال پیش با همین ویژگی ها برگزار شد، اما اتحادیه اروپا نیز چون ایالات متحده دولت برآمده از آن را به رسمیت نشناخت

مطالب مرتبط