سفر به بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای- ۲

اینترنت در چین
Image caption در چین هم محدودیت‌های زیادی برای دسترسی به اینترنت اعمال می‌شود، اما کاربران اینترنت راه دور زدن این محدودیت‌ها را پیدا می کنند

جمعه، ۵ دسامبر، چونگ چینگ:

هیچ وقت فکر نمی کردم روزی دلم برای هوای لندن تنگ بشود و فکر کنم هوای جای دیگری می تواند دلگیر تر از لندن باشند؛ اما هوای خاکستری، پر دود و مه آلود این شهر در تمام طول روز یک رنگ است. هیچ فرقی بین ساعت ۷ صبح، ۱۲ ظهر و ۴ بعد از ظهر حس نمی کنی و صدای بوق ماشین ها هم در همه ساعات شبانه روز شنیده می شود. انگار این شهر خواب ندارد.

دسترسی به اینترنت محدود، سرعت آن پایین و قیمتش گران است. ارسال مطلب و چهار عکس به لندن حدود یک ساعتی طول کشید. در حالی که در اکثر هتل های دنیا، اینرنت مجانی است، اینجا باید تقریبا روزی ۱۰ دلار برای آن پرداخت.

بخشی از جذابیت اینترنت، حس آزادی ای است که به واسطه آن می توانیم هر چیز را که می خواهیم ببینیم، بخوانیم و بگوییم، اما در چین از این خبرها نیست. دولت نظارت شدیدی برسایت های اینترنتی دارد و بسیاری از وب سایت ها فیلتر شده اند.

اگر بخواهید به وب سایت هایی مثل یوتیوب، تویتر و فیس بوک وارد شوید یک پیغام کلی می گیرید که می گوید دسترسی به صفحه مورد نظر فعلا مقدور نیست، لطفا دوباره سعی کنید.

کنترل دولت بر اینترنت تا حدی است که موتور جستجو گر گوگل هم در نسخه چینی اش سانسور می شود و امکان جستجو درباره مطالبی مانند کشتار تیانانمن در سال ۱۹۸۹ یا استقلال تایوان در آن وجود ندارد.

فیلترشکن

زمانی که گوگل در سال ۲۰۰۶ نسخه چینی اش را راه اندازی کرد، در پاسخ به اعتراض منتقدان به سانسور مطالب گفت که نمی تواند از بازار بزرگی مانند بازار چین چشم پوشی کند.

علاوه بر دولت، پلیس چین هم یک واحد مجهز را برای گشتزنی در اینترنت ایجاد کرده است، اما این طور نیست که کاربران اینترنت نتوانند از این محدودها عبور کنند.

راننده تاکسی جوانی دیروز می گفت هر روز از طریق ایمیل و دوستانش فیلتر شکن هایی دریافت می کند که با آنها به هر سایتی که بخواهد وارد می شود. از قرار معلوم، دولت هم هر چند روز یکبار این فیلتر شکن ها را شناسایی و غیر فعال می کند، اما راننده تاکسی جوان، چند روز جلوتر از دولت، فیلتر شکن های جدیدی پیدا می کند.

Image caption دولت چین برای تشویق مردم به صرفه‌جویی در مصرف انرژی، لامپ‌های کم مصرف را با سوبسید به آنها می‌فروشد

علیرغم تمام محدودیت ها، چین در حال حاضر بیشترین کاربران اینترنت را در خود جای داده است. بر اساس آمار دولتی، شمار کابران اینترنت در سال ۲۰۰۸ به ۲۹۸ میلیون نفر رسید و از آمریکا که پیش از آن بیشترین تعداد کاربران اینترنت را داشت، جلو افتاد.

به هر حال، هر جور که بود مطالب را فرستادم و برای فیلمبرداری حاضر شدم. یکی از مشکلاتی که داریم این است که بسیاری از مردم با وجود این که مایل به مصاحبه هستند، از ترس دولت مصاحبه نمی کنند.

دیروز، همکارانم برنامه داشتند که با یک کشاورز که توانسته در مزرعه اش، با مصرف انرژی کمتر، محصول بیشتری تولید کند مصاحبه کنند؛ اما بعد از این که به مزرعه رسیدند، کشاورز گفته که ماموران دولتی در تماس تلفنی گفته اند که نباید با بی بی سی مصاحبه کند.

مدرسه

امروز به یک مدرسه رفتیم که ظاهرش با مدارس دیگر فرقی نداشت، اما برای ما به این دلیل اهمیت داشت که با همکاری بریتانیا، در این مدرسه به طور هفتگی کلاس های ویژه ای برای ارتقا سطح آگاهی دانش آموزان درباره گرمایش زمین برگزار می شد.

از بین این دانش آموزان، یک نفر را هم به اجلاس تغییرات اقلیمی در کپنهاگ فرستاده اند.

اینجا رفتن به مدرسه تا پایان دوره دبیرستان مجانی و تکمیل دوران دبستان اجباری است. دولت چین می گوید تا ۹۹% با بی سوادی مقابله کرده، اما شیرونگ چنگ، همسفرم که سردبیر بخش چینی بی بی سی است می گوید این رقم کمی اغراق آمیز است.

شیرونگ می گوید بسیاری از بچه ها به دلیل فقر مجبورند کار کنند و ترک تحصیل می کنند. بسیاری هم که به مدرسه می روند، به دلیل این که از سوادشان استفاده نمی کنند، خواندن و نوشتن را فراموش می کنند.

آمار سال ۲۰۰۴ سازمان ملل نشان می دهد که چین با داشتن ۲۰% دانش آموزان جهان، بیشترین دانش آموزان را در میان کشورهای مختلف در خود جا داده است.

در مدرسه ای که امروز دیدیم، پنج هزار دانش آموز تحصیل می کنند و هر دانش آموز یک نیمکت یک نفره برای خود دارد. به نظر می رسد سیستم آموزشی آسانی نباشد، چون به بچه های ۱۰-۱۱ ساله فیزیک و قانون نیوتن آموزش می دادند.

با وجود پیشرفت سریع چین در زمینه های اقتصادی، هنوز کمتر کسی را پیدا می کنی که انگلیسی حرف بزند. اگر هم بتواند انگلیسی صحبت کند، فهمیدن لهجه اش سخت است. حتی معلم ریاضی مدرسه هم تنها می توانست سلام و علیک کند.

البته همانطور که شاید انگلیسی برای چینی ها مشکل باشد، چینی هم برای من سخت است. با وجود این که دو ماهی است با موضوع چونگ چینگ در تماسم، هنوز نمی توانم درست تلفظش کنم. امروز وقتی که داشتم در یکی از کلاس ها و در پایان گزارشم خودم را معرفی می کردم، اشتباهی به جای چونگ چینگ؛ گفتم : رعنا رحیم پور، چینگ چونگ، چین. اولش نفهمیدم، تا این که همه بچه ها از خنده منفجر شدند. با وجود این که هر روز چند باری این کلمه را می نویسم و تکرار می کنم، باز هم یکی در میان می گویم چینگ چونگ.

باز هم غذای چینی

بعد از مدرسه، برای نهار به رستورانی سنتی رفتیم تا نودل (رشته) چونگ چینگی بخوریم. رستورانی در منطقه فقیر شهر که آنقدر کثیف بود که لحظه اول فکر کردم شاید بهتر باشد بهانه ای پیدا کنم و چیزی نخورم.

Image caption امروز هم دوباره گذارم به رستوران چینی افتاد و مجبور شدم جلوی چشم‌های خیره ملت، رشته را با دو تا چوب بخورم

اما هم خانم رستوران دار و هم گارسون ها آنقدر با مهربانی و مهمان نوازی نگاهم کردند که در رو دربایستی افتادم و نتوانستم نه بگویم. هر چند غذا بسیار ارزان بود و رستوران هم بسیار کثیف، اما آنچه خوردم خیلی خوشمزه تر از آن بود که پیش بینی کرده بودم.

چونگ چینگ بر خلاف پکن و شانگهای، اصلا توریستی نیست و مردم با علاقه خاصی به غذا خوردن یک خارجی نگاه می کنند، مخصوصا اگر طرف مثل من باشد و نتواند با چوب، نودل (رشته) بخورد.

به محض این که شروع کردم همه پرسنل رستوران دورم جمع شدند و به تلاش بیهوده ام در خوردن غذا با چوب خیره شدند. بعد از چند دقیقه همه شروع کردند به خندیدن و سعی می کردند به من غذا خوردن یاد بدهند. بالاخره یاد گرفتم که راحتترین شیوه برای خوردن غذا با چوب این است که یا خودم به سمت کاسه بروم و با کاسه را با یک دست نزدیک دهانم بگیرم و با چوب رشته ها را به سمت دهانم بکشم و بقیه را هورت بکشم.

اول از این که دهانم موقع غذا خوردن صدا بدهد خجالت می کشیدم، تا این که شیرونگ گفت با صدا هورت کشیدن نشان دهنده این است که داری از غذا لذت می بری. با این وجود، هر چه سعی کردم، از پس این کار برنیامدم.

بعد از نهار به سطح شهر رفتیم تا از مردم بپرسیم چقدر راجع به گرمایش زمین می دانند. همان طور که حدس می زدیم، مثل اغلب کشورهای آسیایی، بسیاری از مردم می گفتند که نگران این مسلئه نیستند و اگر هم در استفاده از انرژی، صرفه جویی می کنند، به دلیل گران بودن آن است.

در حالی که مشغول فیلمبرداری بودیم، جایی شبیه یک غرفه دیدیم که مردم جلویش صف کشیده بودند. از شیرونگ پرسیدم مردم برای چی آنجا جمع شدند؟ گفت: اینجا لامپ کم مصرف یارانه ای می دهند. از قرار معلوم، دولت برای تشویق مردم به استفاده از این لامپ ها، بیش از دو سوم قیمت آنها را خودش می پردازد؛ یعنی لامپی که قیمت اصلی اش ۱۳ یوان است را دولت به قیمت ۳ یوان به مردم می فروشد.

با تاریک شدن هوا، ما هم مجبور شدیم بساط فیلمبرداری را جمع کنیم و برگردیم.

الان، ساعت دو و نیم صبح به وقت چین است و صدای بوق هنوز قطع نشده. به نظر می رسد که این شهر با ۳۰ میلیون جمعیتش، خواب ندارد. البته طبیعی هم هست. فکر کنید اگر تنها ۱۰ % از مردم بی خوابی به سرشان زده باشد، سه میلیون نفر بیدارند. البته ۳ میلیون و یک نفر. اگر بخواهیم من را هم جزو جمعت فعلی چینگ چینگ حساب کنیم!

تا فردا...

مطالب مرتبط