یادداشت های کپنهاگ: فرشته ای در کار نبود

باراک اوباما
Image caption باراک اوباما در سخنرانی اش گرد ناامیدی را در کل سالن پخش کرد

از چند روز پیش مشخص بود که هرچه به روزهای پایانی اجلاس کپنهاگ نزدیک تر می شویم تدابیر امنیتی در سالن ها و اطراف محل برگزاری کنفرانس هم شدت می گیرد. به خصوص بعد از اعتراض گروههای فعال محیط زیستی در روز چهارشنبه که کار را به باتوم و اسپری فلفل هم کشاند.

اما امروز صبح از یکی دو کیلومتر نرسیده به محل اجلاس، از ترافیک خیابان های اطراف می شد حدس زد که پلیس بعضی از خیابان ها را به کل مسدود کرده. دیدن چند هلی کوپتر که مدام مثل روح سرگردان بالای سر ساختمان های اجلاس پرسه می زدند هم از رسیدن به روز نهایی و سرنوشت ساز آن خبر می داد.

اما دیدن ماموران پلیس با سگ های آموزش دیده که در فواصل چند متری از هم و حتی در میان درختان از چند کیلومتر قبل از رسیدن به "بلا سنتر" (مرکز اجلاس) مستقر شده بودند، دیگر شکی باقی نمی گذاشت که امروز روز ورود باراک اوباما به کپنهاگ است.

با قفل شدن روند مذاکرات در چند روز گذشته که دلیل اصلی آن نرسیدن به توافق در مورد میزان کاهش گازهای گلخانه ای و همین طور نارضایتی کشورهای فقیر و در حال توسعه از میزان کمک های مالی ثروتمندترها به آنها برای مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی بود، همه نگاه ها به باراک اوباما است تا روح "تغییر" را که همیشه دم از آن می زند در روند مذاکرات نیمه جان کپنهاگ هم بدمد، بلکه "تغییری" در وضعیت تغییرات اقلیمی حاصل شود.

نمی دانم شاید این هم یکی دیگر از آن خصوصیات عجیب و غریب ما آدم هاست که همیشه در پی یک قهرمان هستیم که بیاید و ناگهان با یک معجزه همه مسایلمان را حل کند.

اما به هرحال به نظر می رسد لااقل تا این لحظه که این یادداشت را می نویسم، قدر مسلم جناب اوباما قهرمان قصه پر غصه اقلیم زمین نیست. او هم آمد و چند ساعتی پشت درهای بسته با چند نفری از دیگر هم قطارانش از کشورهایی که حرفشان ظاهرا باید خریدار بیشتری می داشت حرف زد. اما دست آخر در سخنرانی جلسه عمومی اش چنان گرد ناامیدی را در کل سالن پخش کرد که نهاد غیردولتی "دوستان زمین" در بیانیه اش گفت اوباما نه تنها حاضران در جلسه، که کل مردم زمین را ناامید کرد.

اوباما در عمل هیچ وعده یا تعهد جدیدی نسبت به گذشته اعلام نکرد، نه مالی و نه در زمینه کاهش گازهای گلخانه ای. جالب اینجاست که خودش می گفت برای حرف زدن به کپنهاگ نیامده، بلکه آمده تا کاری انجام دهد. بعضی ها می گویند اگر فشارهای بین المللی نبود شاید او هیچ وقت به کپنهاگ نمی آمد.

چند ساعت بیشتر به پایان این مذاکرات ۲ هفته ای که البته بعد از ۲ سال گفتگوهای ادامه دار برگزار شده بود نمانده، و خلاصه کلام اینکه فضای حاکم بر کل اجلاس فضایی پر از ناامیدی و یاس و البته سردرگمی است.

یکی از روزنامه نگارهایی که از برزیل به اینجا آمده بود خوب حرفی می زد. آخر چرا وقتی تکلیفتان با خودتان معلوم نیست کل دنیا ر آواره می کنید در برف و سرما می کشانید به کپنهاگ. بدتر از همه این که آخر کار معلوم می شود بیشتر دعواها بین چین و آمریکاست.

به قول نماینده یکی از کشورهای آمریکای جنوبی، فقط باید منتظر بود بلکه فرشته ای از آسمان برسد و متن یک تفاهم نامه را که مورد قبول همه باشد روی میز بگذارد.

هنوز که خبری نیست.

تا چند ساعت دیگر هم صبر می کنیم ...

مطالب مرتبط