جنبش رومانی پس از بیست سال، توطئه یا انقلاب؟

نیکلای چائوشسکو
Image caption نیکلای چائوشسکو

با سرنگونی نیکلای چائوشسکو در ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ نظام کمونیستی در رومانی به آخر رسید.

خیزش مردم در این کشور از دو نظر با سایر جنبش های دموکراتیک در اروپای شرقی متفاوت بود: قیام در رومانی با تردید و ابهام شروع شد و با خونریزی و خشونت خاتمه یافت.

سرنوشت چائوشسکو زمانی رقم خورد که او تصمیم گرفت نشان دهد که رژیم او همچنان از قدرت و مشروعیت برخوردار است، غافل از آنکه چنین دروغ هایی دیگر خریدار نداشت.

چائوشسکو رهبر دولت و حزب کمونیست رومانی مصمم بود قلمرو خود را از تحولاتی که به دنبال اصلاحات گورباچف در اتحاد شوروی و سپس در اروپای شرقی شروع شده بود، برکنار نگه دارد.

هرچند که زمزمه های نارضایتی در میان مردم شروع شده بود.

در مارس ۱۹۸۹ عده ای از کادرهای اصلاح طلب حزب کمونیست به استبداد فردی چاوشسکو اعتراض کردند و در شب نامه ای خواهان برکناری او شدند.

روشنفکران و نویسندگان کشور اصلاحاتی مانند اتحاد شوروی (سابق) را در رومانی خواهان شدند.

نخستین بار در شهر تمیشوار بود که نارضایتی های پراکنده به حالت جنبش توده ای در آمد.

در این شهر کشیشی به نام لاسلو توکس از سیاست ضددینی دولت زبان به انتقاد باز کرده بود. دولت تصمیم گرفت کشیش را تنبیه کند و او را به روستایی دورافتاده تبعید کند.

روز ۱۵ دسامبر مردمی که برای ابراز نارضایتی به دنبال فرصت بودند، در همبستگی با کشیش به سوی کلیسا حرکت کردند و علیه دولت شعار دادند.

روز بعد تظاهرات مردم لحن تندتری به خود گرفت و برای اولین بار شعار "مرگ بر دیکتاتور" شنیده شد.

ساعت ده صبح روز ۱۷ دسامبر دولت در شهر تمیشوار وضعیت فوق العاده اعلام کرد. برای سرکوب اعتراضات، ارتشیان و ماموران سازمان امنیت (سکوریتا) به تظاهرکنندگان حمله کردند و دهها نفر را به قتل رساندند.

در این لحظات پیشوای رومانی در جنوب تهران در حال گذاشتن دسته گل بر مزار آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.

چائوشسکو روز ۱۹ دسامبر به رومانی برگشت و در نطقی تلویزیونی به شدت به مردم معترض حمله کرد و آنها را جاسوس و عامل بیگانه خواند.

نمایش نفرت از رژیم

روز ۲۱ دسامبر یگان های ارتشی که برای سرکوب مردم معترض به تمیشوار اعزام شده بودند از تیراندازی به سوی مردم خودداری کردند و خودسرانه پادگان ها را ترک کردند.

همان روز در پایتخت، چاوشسکو برای سخنرانی بر بالکن عمارت حزب کمونیست ظاهر شد.

دولت از "توده های مردم به ویژه کارگران و زحمتکشان" دعوت کرده بود که برای "پشتیبانی از حاکمیت خلقی و دفاع از نظام سوسیالیستی" به خیابان بیایند. چائوشسکو مثل همیشه از "دستاوردهای نظام سوسیالیستی" به لافزنی پرداخت و انتظار داشت که جمعیت با شور و هیجان برای او کف بزند. در میان دهها هزار نفر از مردمی که زیر پای او و همدستانش گرد آمده بودند، نخست زمزمه ای گنگ پیچید.

عده ای از جان گذشته در میان جمعیت سوت کشیدند و پیشوا را هو کردند.

شعار "مرگ بر دیکتاتور" از گوشه ای شروع شد و چون زبانه آتش به سراسر جمعیت سرایت کرد. چائوشسکو مات و مبهوت در برابر مردمی که او را مسخره می کردند، زبانش بند آمد.

فرار دیکتاتور

از بامداد ۲۲ دسامبر انبوه مردم ناراضی خیابان های بخارست را پر کردند. دولت ساعت ده صبح حالت فوق العاده اعلام کرد. هر نوع تظاهراتی را منع کرد.

اما انبوه جمعیت هردم فشرده تر می شد. ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه چائوشسکو و همسرش با هلیکوپتر از بام کلوب مرکزی حزب فرار کردند.

ساعت یک بعد از ظهر معترضان بر رادیو و تلویزیون دولتی مسلط شدند. نویسندگان و روشنفکران مبارز، شکست رژیم کمونیستی و پیروزی قیام مردم را اعلان کردند.

ایون ایلینسکو از دولتمردان اصلاح طلب درون حزب کمونیست، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و اطلاع داد که او در رأس "جبهه نجات ملی" رهبری کشور را به دست گرفته است.

در روزهای بعد پایتخت و شهرهای بزرگ رومانی صحنه درگیری های خشونت آمیز بودند.

خشم و نفرتی که با دهها سال تحقیر و ستم در دل مردم انبار شده بود ناگهان سر باز کرد. بسیاری از مبارزان مسلح شدند و به انتقام جویی دست زدند.

روز ۲۵ دسامبر چائوشسکو به دست مبارزان مسلح افتاد. او ساعت ۳ بعد از ظهر پس از محاکمه ای کوتاه در کنار همسرش تیرباران شد. مردم رومانی دو روز بعد مراسم اعدام را در تلویزیون تماشا کردند. "انقلاب ربوده شده"

در خیزش مردم رومانی علیه دیکتاتوری چائوشسکو نکات مبهم فراوانی وجود دارد که تا امروز روشن نشده است. تحلیلگران خارجی و روشنفکران رومانی شکوه می کنند که این جنبش در مسیری روشن و شفاف جریان نیافت.

در این واقعیت که بیشتر مردم رومانی از نظام وحشتی که چائوشسکو برقرار کرده بودند، جانشان به لب رسیده بود، هیچ تردیدی نیست؛ اما این معما هنوز حل نشده که رژیم چگونه تنها ظرف پنج روز به سراشیب سقوط افتاد.

رهبران "جبهه نجات ملی" که بیشتر آنها از دل حزب کمونیست بیرون آمده بودند، این پیروزی را یکسره مرهون قیام یکپارچه و خودجوش مردم دانسته اند.

اما بسیاری از مخالفان و منتقدان عقیده دارند که در پشت صحنه حرکتی توطئه آمیز و کودتایی برای کنار زدن چائوشسکو در کار بوده که توسط عده ای از زمامداران رقیب چائوشسکو طراحی شده است. غیرشفاف بودن سازوکار دولت تازه و برخورد نیم بند با سردمداران نظام پیشین، روشنفکران را هرچه بیشتر از حاکمان تازه دور کرد.

ناراضیان حاکمیت تازه عقیده دارند که در دسامبر ۱۹۸۹ انقلاب مردم ربوده شد و عده ای فرصت طلب از جانفشانی مردم برای رسیدن به مقام های سیاسی سوءاستفاده کردند.

بسیاری از منتقدان دولت عقیده دارند که وارثان حکومت کمونیستی در رومانی امروز همان رسم و راه پیشین را ادامه می دهند، منتها این بار با ژست های لیبرال و ترفندهای "دموکراتیک".