کلینتون در سایه اوباما

هیلاری کلینتون

سمت وزارت خارجه در سایه باراک اوباما که تنها چند ماه پس از ورود به کاخ سفید جایزه نوبل را نیز از آن خود کرد کار ساده ای نیست.

باراک اوباما چنان تاثیری بر روی جهان گذاشته که هیلاری کلینتون دوباره همانند رقابت های انتخاباتی درون حزبی دو سال پیش به گوشه رانده شده است.

بخشی از آن البته تنها بدلیل این است که اوباما بوش نیست. اما او رئیس جمهوری است که سیاست خارجی آمریکا را متحول کرده و از تخاصم به مذاکره روی آورده است.

این اوست - نه هیلاری کلینتون - که تعیین کننده روند سیاست خارجی آمریکاست.

این او بود که پس از گفتگوهای طولانی با مشاوران خود تصمیم به اعزام نیروی بیشتر به افغانستان گرفت.

این او بود که بسوی جهان اسلام گام برداشت.

این او بود که مصرانه از اسرائیل خواست برای گفتگوهای صلح خاورمیانه گسترش شهرکهای یهودی نشین را متوقف کند.

این او بود که دست خود را بسوی ایران دراز کرد به این امید که ایران نیز مشت خود را باز کند. این او خواهد بود که در مرحله بعد برای گذار از تحریم به اقدام نظامی تصمیم می گیرد.

این او بود که رهبری مذاکرات آمریکا درباره تغییرات اقلیمی را بر عهده داشت؛ موضوعی که چندان مورد علاقه هیلاری کلینتون نیست.

هیلاری رادهم کلینتون (که همواره تاکید دارد نام خانوادگیش در کنار نام خانوادگی شوهرش آورده شود) با دشواری زیادی برای متمایز کردن نقش دیپلماتیک خود مواجه شده است.

تندروتر

این البته برای وزرای خارجه امری غیر عادی نیست. بسیاری در تاریخ حل شده اند. فقط کسانی که شخصیت هایی بسیار قوی داشته و مایل و قادر به کنترل سیاست خارجی بوده اند (تحت رئیس جمهوری که سیاست خارجی را به آنها واگذار کرده) توانسته اند موفق باشند و در یادها باقی بمانند.

هنری کیسینجر وزیر خارجه ریچارد نیکسون و جان فاستر دالس وزیر خارجه دوایت آیزنهاور غولهای عصر جدید بوده اند. جورج شولتز وزیر خارجه رونالد ریگان و جیمز بیکر وزیر خارجه جورج بوش (پدر) نیز موفقیت های مهمی داشته اند. اما چه کسی زحمت مطالعه عملکرد کریسشن آرکیبالد هرتر وزیر خارجه دیگر دوایت آیزنهاور و ویلیام پی راجرز که پیش از کیسینجر وزیر خارجه نیکسون بود را به خود می دهد؟

باراک اوباما با آوردن رقیب پیشین خود به داخل چادر کابینه ریسک بزرگی کرد. کلینتون تندروتر از اوباماست و مجبور شده لحن خود را ملایم تر کند. اما این اختلاف ممکن است به بحرانی منجر شود.

هیلاری کلینتون همچنین پذیرفته است که تبلیغ انتخاباتی معروف "ساعت سه صبح" تهدیدی بی محتوا بوده که تاثیری منفی بر روی وجهه او گذاشته است.

این تبلیغ تلویزیونی باراک اوباما را فاقد تجربه لازم در زمینه سیاست خارجی معرفی می کرد.

در این تبلیغ انتخاباتی تصویر چند کودک نشان داده می شود که خوابیده اند. سپس فردی می گوید: "ساعت سه صبح است و کودکان شما در امنیت بسر می برند و خوابیده اند. اما در کاخ سفید تلفن به صدا در میاید. ... می خواهید چه کسی گوشی را بردارد؟"

هیلاری رادهم کلینتون اکنون از اینکه باراک اوباما گوشی تلفن را در کاخ سفید بر می دارد خشنود است.

او نقاط قویت نیز دارد. مشهور و محبوب مخاطبان جهانی است. همانطور که جو کلاین در مجله تایمز می گوید "او چهره سرشناس بین المللی است. شهرتی به مراتب بیش از سایر وزرای خارجه اخیر آمریکا داشته است. و توانایی او برای تغییر وجهه منفی آمریکا در جهان تنها پس از اوباما در رتبه دوم قرار دارد."

عمر دولت جدید آمریکا تنها یکسال است. خانم کلینتون از وجهه خود راضی نخواهد بود. دستاوردهای او محل تردید است.

او چه مشاوری می تواند برای فردی باشد که مسیر خود را می داند؟ آیا او از مهارتهای کافی برای کمک به مذاکرات دشواری که رئیس جمهور مد نظر دارد برخوردار است؟ و چه اتفاقی می افتد اگر این دو اختلاف نظری جدی داشته باشند؟

مطالب مرتبط