۲۰۱۰ سال افزایش تنش های آمریکا و چین؟

پرچم های چین و آمریکا
Image caption چین که با پیشی گرفتن از ژاپن احتمالا بزودی به دومین اقتصاد بزرگ جهان بعد از آمریکا تبدیل می شود متناسب با توان خود نقش بیشتری در منطقه و جهان طلب خواهد کرد

بیش از دو دهه است که بسیاری از تحلیلگران آمریکایی نسبت به "خطر فزاینده" چین در جهان هشدار می دهند. برخی پیش بینی می کنند که قدرت اقتصادی و ثروت چین ممکن است تا اواسط نیمه قرن جاری از آمریکا نیز بیشتر شود. قدرت اقتصادی می تواند به قدرت نظامی تبدیل شود و با جمعیت بالایی که این کشور دارد موقعیت آمریکا در جهان را به چالش بطلبد.

از نگاه این گروه خطر چین حتی از تهدید القاعده و سایر سازمان های افراطی و شبه نظامی نیز بیشتر و بلند مدت تر است زیرا بر خلاف آنها تنها جنبه تخریبی ندارد بلکه این کشور به تدریج به یکی از قطبهای اصلی علم و فناوری در جهان تبدیل می شود.

بسیاری راه مقابله با این تهدید را "پذیرش چین به نظام بین الملل" دیده و می گویند اگر چین به یکی از بازیگران اصلی در جامعه جهانی بدل شود به جای پرخاشگری مجبور به همگامی با سایرین می شود زیرا می داند که رشد اقتصادی آن در گروی "مسئولیت پذیری" است. این عبارتی است که رابرت زالیک رئیس کنونی بانک جهانی و معاون پیشین وزارت خارجه آمریکا برای نخستین بار درباره چین بکار برد و بخشی از سیاست رسمی آمریکا طی یک دهه گذشته بوده است.

تغییر لحن

اما در دو سال گذشته که بحران اقتصادی بخش بزرگی از جهان بویژه کشورهای غربی را به کام خود کشاند تنش آمریکا و چین به تدریج وارد مرحله تازه ای شد. چین تنها کشوری است که بدون تاثیر از بحران مالی اخیر توانست با رشد اقتصادی خیره کننده ۸/۷ درصدی به توسعه خود ادامه دهد.

با افزایش این توان اقتصادی لحن پکن نیز به تدریج تغییر کرده است. دیدار نوامبر گذشته باراک اوباما از چین حاوی این یادآوری بود که دولتمردان چین معتقدند به تدریج دست بالاتری در مبادلات بین المللی پیدا می کنند.

در جریان تغییرات اقلیمی کپنهاگ گفته می شود این مخالفت چین بود که تلاش های اوباما را برای رسیدن به توافقی جهانی ناکام گذاشت. بی اعتنایی چین تا به آنجا پیش رفت که به رغم درخواست های باراک اوباما ون جیا بائو نخست وزیر چین حاضر به ملاقات با او در جریان این کنفرانس نشد.

در طی مذاکرات گروه ۱+۵ برای اعمال تحریم های بیشتر علیه ایران چین تنها کشوری بود که حاضر نشد مدیر کل سیاسی وزارت خارجه خود را بفرستد و به اعزام دیپلمات رده پایین تری بسنده کرد و نهایتا هم نگذاشت در آن مرحله گام های دیگری برای فشارهای بیشتر علیه تهران برداشته شود. مجموعه این اقدامات حاوی این پیام بود که واشنگتن بیشتر به پکن نیاز دارد تا به عکس.

اما با آغاز سال میلادی جدید نوبت به آمریکا رسید که تلافی کند. هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از سانسور اینترنتی در چین انتقاد کرد و خواستار جریان آزاد اطلاع رسانی در این کشور شد. دولت آمریکا برای کاهش نقش چین در مذاکرات مربوط به چالش اتمی ایران تلاش های بیشتری برای ورود ژاپن (همسایه و رقیب دیرین چین) به این مذاکرات کرد که بر اساس برخی گزارشها تا حدی هم موفق بوده است. و بالاخره آنکه پنتاگون هفته پیش خبر از فروش ۶/۴ میلیارد دلار سلاح به تایوان داد که چین آن را بخشی از خاک خود می داند.

"خطر شماره یک"

مجموعه این تحولات برخی را به این نتیجه رسانده که ۲۰۱۰ سال تنش های شدید بین دو کشور است. گروه اوراسیا در گزارش سالانه روابط آمریکا با چین را در صدر فهرست خطرات دهگانه امسال نشانده است. در این گزارش آمده "فشارهای ساختاری" موجب "وخامت" روابط دو کشور می شود و تلاش های رهبران آنها احتمالا کمک چندانی به این وضعیت نمی کند.

اما با وجود این نگرانی ها بسیاری از ناظران می گویند نیازهای اقتصای و سیاسی دو کشور به یکدیگر به مهار این تنشها و ادامه همکاری بین آنها کمک می کند. تحلیلگران نظامی آمریکا خاطرنشان می کنند معامله تسلیحاتی با تایوان حاوی تجهیزات دفاعی است و موشکهای کروز و بالستیک را شامل نمی شود. علاوه بر این آمریکا حاضر نشده به تایوان هواپیماهای اف ۱۶ و یا زیردریایی بدهد.

اختلافات و تنشهایی از این قبیل هر از چند گاهی در روابط دو کشور بوجود آمده اما در بسیاری از موارد نهایتا دو کشور را به هم نزدیک تر کرده و به ادامه همکاری های آنها در مقابل چالش های چهانی کمک کرده است.

جیم جونز مشاور امنیت ملی آمریکا اخیرا گفت واشنگتن و پکن هر از چندگاه دچار اختلافاتی می شوند اما هر دو کوشش می کنند که تنش های موجود را کنترل کنند. یک نظرسنجی اخیر نیز نشان می دهد بسیاری از تحلیلگران آمریکایی چین را قدرت بزرگی می بینند که می تواند به استقرار نظم کنونی در جهان کمک کند.

بر اساس نظرسنجی موسسه پیو تنها ۲۱ درصد از تحلیلگران شورای روابط خارجی آمریکا که یکی از مهمترین و قدیمی ترین اتاق های فکری این کشور است نسبت به تهدید چین نگرانند. این درحالیست که در بین مردم آمریکا این نگرانی بسیار بالاتر است و به بیش از ۵۰ درصد بالغ می شود.

یک دهه پیش جان میرشایمر استاد روابط بین الملل دانشگاه شیکاگو پیش بینی کرد همانطور که آمریکا استعمارگران اروپایی را ازسراسر نیم کره غربی بیرون راند و این منطقه را به زیر سلطه خود درآورد چین نیز به عنوان یک قدرت رو به ظهور بدنبال بیرون کردن آمریکا از شرق آسیا و کنترل این منطقه خواهد بود.

تحلیلگرانی از این قبیل طی این سالها به کرات گفته اند همانطور که آمریکا در دوران جنگ سرد با نزدیکی به چین و ژاپن و اتحاد با کشورهای غربی توانست شوروی سابق را مهار کند این بار نیز آمریکا با روسیه، هند، کره جنوبی، سنگاپور، ژاپن و متحدان غربی برای مقابله با چین همگام خواهد شد.

تحولات اخیر نشانی از چنین تغییری در توازن قوا در روابط بین الملل نمی دهد. اما کشوری که با پیشی گرفتن از ژاپن احتمالا بزودی به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل می شود متناسب با توان خود نقش بیشتری در منطقه و جهان طلب خواهد کرد.

مطالب مرتبط