در بیهودگی قتل؛ سیاهه بی پایان دشمنان فلسطینی

مادر المبحوح
Image caption المبحوح آخرین فرمانده رده بالای فلسطینی است که ترور شده است

درست یک ماه پس از مرگ یک عضو ارشد شاخه نظامی حماس در دوبی، نام سرویس جاسوسی اسرائیل، موساد، بیش از همیشه به عنوان مظنون اصلی به گوش می رسد.

محمود عبدالرئوف المبحوح، از بنیانگذاران گردان شهدای عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، نوزدهم ژانویه در هتل محل اقامتش به قتل رسید. پلیس دوبی پس از سه هفته تحقیقات دستکم یازده نفر را به دست داشتن در قتل آقای مبحوح متهم کرد و به آنجا رسید که رئیس پلیس این امیرنشین با صراحت هرچه تمام تر اعلام کرد که "به احتمال ۹۹ درصد، اگر نه ۱۰۰ درصد" کار کار موساد بوده است.

وزارت خارجه بریتانیا نیز سفیر اسرائیل در لندن را فرا خواند تا در مورد پاسپورت های بریتانیایی که در این عملیات ترور به کار گرفته شده بوده، توضیح دهد. یک مقام بریتانیایی هم جعل پاسپورت این کشور را "جرمی بسیار جدی" خواند.

ناگفته پیداست که اگر دخالت موساد در این ماجرا محرز شود، دولت اسرائیل در رابطه اش با بریتانیا، ایرلند، فرانسه و آلمان، یعنی کشورهایی که پاسپورتشان در این عملیات استفاده شده، دچار مشکلات تازه ای خواهد شد. مشکلاتی که بالقوه می تواند دامن کسانی را در همین کشورهای اروپایی نیز بگیرد.

اگر آنچه رابرت فیسک، خبرنگار سرشناس بریتانیایی، به عنوان احتمال "تبانی" یا "ساخت و پاخت" از آن یاد کرده درست باشد، قاعدتا کسانی که ناچار به توضیح خواهند شد، به سفیر اسرائیل در لندن محدود نخواهد ماند.

آقای فیسک که از خبرنگاران زبده در حوزه مسائل خاور میانه است، روز پنجشنبه در روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت با نقل قول از منبعی در ابوظبی که به گفته او "مو لای درزش نمی رود"، احتمال تازه ای را مطرح کرد که پاسپورت ها اساسا جعلی نباشند. او نوشت که به گفته آن فرد مطلع در ابوظبی پاسپورت های بریتانیایی "همه عکس هولوگرام و مهر بیومتریک دارند. جعلی یا تقلبی نیستند. اسم افراد واقعا همان است. اگر کسی بتواند عکس هولوگرام یا مهر بیومتریک را جعل کند، این یعنی چه؟"

تردیدی نیست که در روزهای آینده بخش بیشتری از حقایق پشت پرده ترور محمود المبحوح روشن خواهد شد: اینکه جزئیات عملیات چه بوده، چه کسانی در چه کشور یا کشورهایی در آن دست داشته اند و سوال هایی از این دست.

از سوی دیگر، گزارش هایی نظیر آنچه در مورد دستگیری دو فلسطینی در همین ارتباط منتشر شده، می تواند گروه های فلسطینی را نیز وارد جنجالی تازه کند. دور از تصور نیست که با میان آمدن اسم دو فلسطینی در ترور یک هموطنشان، در روزهای آینده اتهام ها و تکذیبیه های رنگارنگ از سوی سخنگویان حماس و فتح به راه بیافتد.

در میانه این همه هیاهو اما پرسشی اساسی باقی می ماند که ظاهرا کسی چندان اشتیاقی به پرسیدن آن ندارد. و آن اینکه حقیقتا این گونه ترورها چه فایده ای دارد؟

اگر ادعای رئیس پلیس دوبی را به عنوان مسئول مستقیم این پرونده درست بدانیم، موساد با هزینه های دیپلماتیکی که تنها شرح گوشه ای از آن رفت، دشمنی را حذف کرده که سهولت جایگزینی اش، دردسر آن حذف را بی معنا می کند.

گذشته از مباحث اخلاقی که مدت هاست در جهان بینی سرویس های اطلاعاتی و روش و منششان رنگ باخته، به نظر می رسد در ذهنیت تصمیم گیرندگان این چنین عملیاتی حتی از عملگرایی معطوف به نتیجه نیز دیگر خبری نیست.

قریب به دو دهه پیش بود که نیروهای اسرائیلی عباس الموسوی، دبیرکل وقت حزب الله لبنان را با حمله هلی کوپترها از میان بردند. جای او را روحانی ۳۲ ساله ای گرفت به نام حسن نصرالله که حالا به سرسخت ترین دشمن اسرائیل بدل شده و از نام سلفش سایه ای بیش باقی نگذاشته است.

دوازده سال پس از آن در حمله ای مشابه شیخ احمد یاسین، رهبر معنوی و بنیانگذار حماس، کشته شد. این بار هم ۹ رهگذر جان باختند، نام از احمد یاسین به خالد مشعل و اسماعیل هنیه تغییر کرد، و دشمن کماکان برقرار بود. حماس، بدون بنیانگذارش، به قدرتی جدی در سیاست سرزمین های فلسطینی بدل شد و حتی رای اکثریت فلسطینیان را به دست آورد.

مثال هایی از این دست بسیار است: علی حسن سلامه (۱۹۷۹)، خلیل ابراهیم الوزیر مقلب به ابوجهاد (۱۹۸۸)، یحیح عیاش (۱۹۹۶)، عبدالعزیز الرنتیسی (۲۰۰۴) و اخیرا عماد مغنیه. قتل هایی که مقتولانش بی شک شهروندان عادی بی گناه نبوده اند، اما با این حال نه تنها از منظر اخلاقی پرسش های بسیاری طلب می کنند، که از منظر سیاست و نگاه فایده گرا نیز بیش از هر چیز به ماجراجویی و ضرب شست نشان دادن شبیهند.

با این رسم و ترتیب نام دشمنانی در بالای سیاهه دشمن ترین ها خط می خورد و نام های دیگری جایگزین آنها می شود. سیاهه را پایانی نیست. تو گویی کسی هم چندان مشتاق نیست بداند آن نام ها چرا و از کجا می آیند.

مطالب مرتبط