به روز شده:  21:31 گرينويچ - پنج شنبه 04 مارس 2010 - 13 اسفند 1388

مشکل امنیت است نه نا امنی

عراق

بخش بزرگی از بغداد از نظر مسئولان امنیتی بی بی سی برای خبرنگاران منطقه ممنوعه است

مشکل اصلی برای ما خبرنگاران در عراق، نا امنی نیست، امنیت است. به عنوان خبرنگاران بی بی سی ما ناچاریم دستورالعملهای امنیتی را رعایت کنیم، یعنی ناچاریم همیشه محافظی را که بی بی سی برای ما تعیین کرده همراه داشته باشیم، حتی در مواقعی که برای کاری شخصی از محل اقامتمان خارج می شویم محافظ باید سایه به سایه ما باشد و همیشه باید با خودروی ضدگلوله از دفتر و محل سکونت خارج بشویم.

بخش بزرگی از عراق، حتی داخل بغداد هم از نظر مسئولان امنیتی بی بی سی منطقه ممنوعه به شمار می رود و بنابراین ما به هیچ عنوان حق ورود به این مناطق را برای کار نداریم. این قید و بندهای دست و پاگیر طبیعتاً برای خبرنگارانی که دوست دارند به هر سوراخی سرک بکشند، ناگوار و گاه عصبانی کننده است.

بی بی سی در بغداد، دفتر بزرگی دارد که در واقع از سه خانه بزرگ در کوچه ای در محل کراده بغداد و در نزدیکی ساحل دجله تشکیل شده که یکی از آنها دفتر بی بی سی است و دو ساختمان دیگر محل اقامت خبرنگاران و کارکنان خارجی بی بی سی اند، هر دو طرف کوچه ای را که دفتر در آن قرار دارد، پلیس مسدود کرده و تنها خبرنگاران و کارکنان بی بی سی و همچنین سفارت فرانسه که در همین کوچه قرار دارد حق رفت و آمد به این کوچه را دارند. در کنار دفتر بی بی سی یک دکان بقالی هم هست تا کارمندان حتی برای خریدهای شخصی هم ناچار به بیرون رفتن از محوطه دفتر نشوند.

بیرون از کوچه تا فاصله یکصد متری هر دو طرف ورودی کوچه، یک طرف بلواری را که ورودی کوچه در آن قرار دارد، پلیس مسدود کرده و برای رسیدن به ورودی کوچه باید از سه ایستگاه بازرسی پلیس عبور کرد. پس از ورود به کوچه هم از دو دروازه باید گذشت که هر کدام از آنها را پلیس و نگهبانان مسلح کنترل می کنند. گرداگرد تمام منطقه و داخل کوچه هم سرتاسر مجهز به دیوارهای بلند بتونی ضدانفجار است.

در نخستین روز ورودم به دفتر، پس از آشنایی با همکاران و شرکت در جلسه ای که مسئول امنیتی دفتر، تدابیر امنیتی را برای ما توضیح داد، وسائلم را در اقامتگاه گذاشتم و تنهایی از دفتر خارج شدم. از همه مراحل پست و بازرسی عبور کردم و وارد دنیای آزاد شدم: خیابان ابونواس در بغداد.

دو سه ساعتی را در خیابان ابونواس و کوچه پس کوچه های اطرافش قدم زدم، دفتر بی بی سی در محله کوچک ارمنی نشینی قرار دارد که در قلب منطقه بزرگتر شیعه نشین کراده است. قدیمها محله یهودیها هم اینجا بوده، ساختمان بی بی سی که تاریخ ساخت آن یعنی سال ۱۹۳۰ هنوز روی آن نقش بسته، قدیمها مدرسه یهودیها بوده.

یک طرف بلواری را که ورودی کوچه در آن قرار دارد، پلیس مسدود کرده و برای رسیدن به ورودی کوچه باید از سه ایستگاه بازرسی پلیس عبور کرد. پس از ورود به کوچه هم از دو دروازه باید گذشت که هر کدام از آنها را پلیس و نگهبانان مسلح کنترل می کنند. گرداگرد تمام منطقه و داخل کوچه هم سرتاسر مجهز به دیوارهای بلند بتونی ضدانفجار است.

محله کراده منطقه طبقه متوسط بغداد است یعنی عمدتاً ساکنان آن را طبقه کارمند تشکیل می دهند، طبقه ثروتمند هم به دلیل نظام اقتصادی حاکم بر عراق چندان شکل نگرفته و مختصر ثروتمندان غیردولتی یا وابسته به دولت سابق، کشور را ترک گفته اند.

تماشای بغداد برای من مانند هر ایرانی دیگری، همراه با مقایسه با ایران بود. محله ای که من دیدم را می شد با محلات فقیرنشین تهران مقایسه کرد و از لحاظی در وضعیت نامناسبتری هم نسبت به آنها قرار داشت. روزی هشت تا دوازده ساعت برق قطع می شود، آن هم بدون برنامه زمابندی که از قبل اعلام شده باشد. از روشنایی در کوچه ها خبری نیست و وقتی شب فرا می رسد کوچه ها کاملاً تاریکند، بدتر آنکه کوچه ها آسفالت درست و حسابی هم ندارند و عملا به کوچه خاکی با چاله چوله های فراوان تبدیل شده اند. از سر و وضع مردم و وضعیت مغازه ها هم وضع معیشتی مردم مشخص است. تازه این وضعیت پایتخت نشینان، آن هم در یکی از محلات نسبتاً خوب شهر است.

خلاصه پس از دو سه ساعت قدم زدن در کوچه پس کوچه ها و عکس گرفتن پس از آنکه دیگر هوا تاریک شده بود به سمت دفتر برگشتم، وقتی به اولین ایستگاه ایست و بازرسی نزدیک به ورودی کوچه ای که ساختمان بی بی سی در آن قرار دارد رسیدم، به این مشکل برخوردم که قانع کردن مأموران پلیس حتی با نشان دادن کارت شناسایی بی بی سی هم سخت است. افسر مافوق که مسئول امنیت منطقه بود و لباس شخصی هم به تن داشت آمد و اولین سوالی که پرسید این بود که اگر واقعا خبرنگار بی بی سی هستم چرا محافظ همراه ندارم. گفتم اگر تردید دارد می تواند با دفتر بی بی سی تماس بگیرد. همراه با هم به طرف دفتر بی بی سی به راه افتادیم. اسم من را که روی کارت شناسایی دید گفت اینکه اسم عربی نیست تو اهل کجایی من هم توضیح دادم که اگر عربی حرف می زنم به این دلیل نیست که عرب هستم. وقتی گفتم ایرانی هستم با لحن شوخی و جدی گفت اگر ایرانی هستی و عربی حرف می زنی، حتماً مأمور مخابرات (اطلاعات) ایرانی. با همین گفتگوهای شوخی و جدی و توصیه های او که نباید بدون محافظ از دفتر بی بی سی خارج شوم به دفتر رسیدم تا با چهره های وحشتزده مأموران امنیتی بی بی سی مواجه شوم. بعد از آن هم در لیست بدهایی با چند تا ضربدر جلوی اسمم قرار داده شدم و لحظه ای اجازه نمی دهند که از دم چشم دور شوم.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.