بازگشت به صحنه انفجار

بغداد
Image caption عکس از ژیار گل

در آستانه انتخابات مجلس نمایندگان عراق سری به محله کارمان اسکویر بغداد زدم.

آخرین باری که به این محله آمده بودم ۶ سال پیش بود. آن زمان این محله بر اثر حمله انتحاری یک خودرو پر از مواد منفجره به شدت آسیب دیده بود و ۸ قربانی گرفت. امیدوارم بتوانم یکی از خانواده هایی را که آن زمان با آنها مصاحبه کردم بیابم و ببینم زندگی آنها از سال ۲۰۰۴ چقدر تغییر کرده است.

امروز خیابانهای منتهی به کارمان اسکویر به جنگلی شباهت دارد که به جای برگ، از تصاویر نامزدهای انتخاباتی پوشیده شده. هنوز دیوارهای بلند بتنی محلات عرب شیعه و سنی نشین را از هم جدا کرده است. این یعنی نامزدهای شیعه و سنی بیشتر در محله های قومی و مذهبی خود می توانند فعالیت انتخاباتی داشته باشند. چند هفته پیش تمامی اعضای خانواده ای شیعه در یک محله سنی نشین بغداد سر بریده شدند. گفته شده این خانواده پوسترهای یکی از احزاب شیعه را نصب کرده بودند.

بیشتر پوسترها متعلق به احزاب شیعه بخصوص متحدین نوری مالکی نخست وزیر کنونی عراق است. آقای مالکی خود را رهبری فرا قومی می خواند و می گوید دولت او توانسته کشور را از جنگ های قومی نجات دهد. او همچنین از طرحهای بازسازی در عراق سخن می گوید. این در حالی است که بیش از ۵۰۰ نامزد که اکثرا سنی هستند به اتهام عضویت در حزب سابق بعث توسط کمیته حسابرسی و عدالت رد صلاحیت شده اند. برخی از اعضای کمیته مزبور همچون احمد چلبی و علی لامی خود نامزد هستند. این باعث شده سنی ها ادعای مالکی را که خود را شخص فرا قومی خوانده فقط شعاری انتخاباتی بدانند.

در محله کارمان اسکویر بسیاری از خانه های خراب شده به همان حالت ۶ سال پیش هستند. یکی از اهالی این محله گفت که بسیاری از خانواده ها پس از انفجار از اینجا کوچ کردند. در کنار خیابان جای ترکش بر روی بدنه اتومبیل پارک شده هنوز دیده می شود. از پله های ساختمان روبرو بالا رفتم. با دیدن دوربین فیلم برداری خانمی نامه های زیادی را به من نشان داد و گفت این همه قولهایی است که دولت های عراق برای بازسازی خانه اش به او داده اند. اما تا به امروز چیزی برای او و خانواده اش تغییر نکرده است.

در پشت بام صدای کلفت مردی آشنا به گوشم رسید. او داد زد: "لا تصور بیتی" (از خانه ام فیلمبرداری نکن). بادم آمد او مرا ۶ سال پیش به خانه اش دعوت کرد. در آن زمان او هنوز عکس صدام حسین را در اطاق خانه اش داشت. نام او علی است و در آن زمان از اینکه آمریکاییها او را زده بودند بسیار عصبانی بود، دیوار خانه او در اثر انفجار ترک برداشته بود. در آن زمان او داد می زد: "والله زمان صدام حسین امنیت بیشتر از دوره آمریکایی هاست."

به او گفتم که من همان خبرنگاری هستم که ۶ سال پیش با او مصاحبه کرده بودم. او با دستش اشاره کرد و فریاد زد: "انزل" (بیا پایین). خانه علی هیچ تغییری نکرده بود، هنوز آن شکافهای دیوارخانه اش دیده می شد. علی ۴۵ سال دارد اما تا به امروز چهار بار زیر تیغ جراحی قلب رفته است. او پیراهنش را بالا زد. جای بخیه های عمل جراحی سیاه شده بود، او گفت در سوریه جراحی شده است. در گوشه دیگر اطاق عکس برادرش را نشان داد که بر اثر حمله قلبی مرده بود. علی می گوید ناراحتی قلبی او نتیجه روانی جنگ است. او دولت را متهم به دزدی می کند.

در راه بازگشت به دفتر بی بی سی در بغداد و عبور از میان دبوارهایی از تصاویر نامزدهای انتخاباتی با شعار های امیدوارکننده به یاد حرف راننده ام افتادم که گفت مهم نیست چه کسی رهبر این کشور شود نهایتا هر کس قدرت را به دست گیرد بعد از مدتی به فکر حذف رقیبانش می افتد. این کشوری است که رهبرانش تنها از طریق کودتا و تابوت عوض می شوند.

مطالب مرتبط