به روز شده:  23:13 گرينويچ - جمعه 05 مارس 2010 - 14 اسفند 1388

سفر هوایی داخلی، سخت تر از هر پرواز بین المللی

بندر بصره از نقاط نفت خیز عراق است

پرواز بسوی بصره ساعت نه صبح بود، معمولاً برای پروازهای داخلی نیازی نیست که دو ساعت زودتر در فرودگاه حاضر شد. پروازهای داخلی نه تشریفات کنترل گذرنامه و روادید دارند و نه عبور از مرز گمرکی اما برای سوار شدن به هواپیمای پرواز داخلی در عراق باید از هفت خوانی گذشت که در هیچ پرواز بین المللی در جهان نظیر ندارد.

ساعت شش و نیم صبح اقامتگاه را بسوی فرودگاه ترک کردیم و با عبور سریع از خیابان های خلوت خیلی زود به منطقه فرودگاه بغداد رسیدیم که زمانی بزرگ ترین فرودگاه خاورمیانه بوده.

خودروهای شخصی از جایی که فاصله خیلی زیادی از فرودگاه دارد حق جلوتر رفتن ندارند، از آنجا به بعد را همه مسافران باید فقط با تاکسی ها یا ونهای مخصوص فرودگاه طی کنند. ما هم در توقفگاه خاکی خودروهای فرودگاه که باران شب گذشته به محوطه ای گل آلود تبدیلش کرده بودیم با زحمت و تحمل فحش و بد و بیراه و حتی حمله دیگر مسافران موفق شدیم یکی از ونها را دربست بگیریم تا بتوانیم هم خودمان و هم وسائلمان را در آن جا بدهیم. البته دلمان برای دو تا مسافر هم سوخت و آن ها را هم سوار کردیم.

ون بزحمت از میان گل و لای خودش را بیرون کشید و در جاده فرودگاه به راه افتاد اما کمی جلوتر باز باید متوقف می شدیم و در صفی طولانی منتظر می ماندیم. صف برای این بود که همه باید از ماشین ها پیاده می شدند، وسائلشان را هم بیرون می آوردند و کناری می ایستادند تا سگهای پلیس تمام چمدان ها و وسائل را بو کنند.

بعد از اینکه سگ های اسپانیول وارداتی چمدان ها را بو کردند، دوباره سوار شدیم و راه افتادیم تا به جای دیگری رسیدیم که آنجا باید چمدان ها را باز هم بیرون می آوردیم تا بازرسی شوند، اینجا تنها فرودگاهی بود که تا به حال دیده ام همه چمدان ها را باز می کنند و بدقت می گردند، معمولا در فرودگاه های دیگر یا به صورت اتفاقی بعضی چمدانها را باز می کنند یا اینکه اگر به محتویات چمدان پس از عبور از دستگاه اشعه ایکس شک بکنند.

دوباره چمدان ها را پس از بازرسی، کشان کشان سوار ون کردیم و رفتیم تا به فرودگاه رسیدیم. اینجا هم با اینکه چمدان ها هم بو شده بودند و هم بازرسی، باز هم باید از دستگاه عبور می کردند، ما که با خودمان وسائل تصویربرداری و جلیقه ضدگلوله و کلاه خود و کیف کمک های اولیه حمل می کردیم طبیعتاً مجبور بودیم چمدان ها را باز کنیم تا همه وسائل را بدقت بازرسی کنند.

علاوه بر اینکه در هر محله بازرسی چمدان ها، گذرنامه هایمان را هم کنترل می کردند، در طول مسیر هم چند بار دیگر برای بازرسی گذرنامه متوقف شده بودیم. وقتی که سرانجام به پیشخوان دریافت کارت پرواز رسیدیم ساعت دوازده دقیقه به نه، یعنی زمان پروازمان بود. با زحمت راضی شان کردیم سوارمان کنند و چمدان ها را تحویل بگیرند. از اینجا هم که رد شدیم باز قبل از سوار شدن از هواپیما چمدانها و کیف هایی را که همراه خودمان به داخل هواپیما می بردیم باز کردند و بازرسی کردند.

سوار هواپیمایی شدم که بر خلاف همیشه نه ایرباس بود و نه بوئینگ، هواپیمای کوچک بمباردیر کانادایی که نشانه هیچ خط هوایی را نداشت، به نظر می رسید از نوع هواپیماهای اجاره ای باشد، اما شرکت هواپیمایی عراق بر خلاف همتاهای ایرانی اش به جای اینکه سراغ اجاره توپولوف های کهنه روسی از کشورهایی مثل اوکراین و ارمنستان و بلغارستان برود هواپیمایی اجاره کرده بود که مثل ماشین های صفر کیلومتر هنوز بوی نو بودن می داد. بیشتر هفتاد هشتاد صندلی هواپیما هم خالی بودند و به نظر می رسید تعداد مسافران از خدمه کمتر باشد.

در فرودگاه بصره، باز هم بازرسی سختگیرانه خودمان و وسائل و چمدانهایمان در انتظارمان بود، اینجا دیگر بازرسی را سربازهای آمریکایی انجام می دادند. مسافران ورودی دیگر غیر از ما هم گروه بزرگی از روسیه بودند که مستقیم از اردن به بصره پرواز کرده بودند و می گفتند که همگی عازم تأسیسات نفتی ناصریه اند، همچنین چند نفر از ترکیه که برای شرکتی ترکیه ای کار می کردند که در حال ساخت بندر برای بصره است.

  • بصره
  • بصره
  • بصره
  • بصره
  • بصره
  • بصره
  • بصره

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.