عشق و نفرت؛ رابطه تلویزیون و سیاستمداران

مارگارت تاچر
Image caption در زمان مارگارت تاچر، متخصصان تصویرسازی بازیگران اصلی مبارزات انتخاباتی شدند

در سال ۱۹۶۴، هنگامی که هارولد ویلسون برنامه زمان‌بندی پخش برنامه های تلویزیون در شب انتخابات را دید به یک مشکل برخورد. رهبر حزب کارگر بر این باور بود که تهدید اصلی برای او در واقع آلن داگلاس، رهبر حزب محافظه‌کار نیست و مشکل جای دیگری است.

برنامه کمدی تلویزیونی "استپتو و پسرش" با حدود ۱۴ میلیون مخاطب در آن زمان مورد علاقه عامه مردم بریتانیا بود.

هارولد ویلسون اعتقاد داشت که این برنامه رای‌دهندگان را خانه‌نشین خواهد کرد و همین ممکن است برای حزب کارگر به قیمت چند کرسی سرنوشت ساز در مجلس تمام شود.

به همین دلیل کاری را کرد که هر سیاستمدار آشنا با قدرت رسانه‌ها در سال ۱۹۶۴ می کرد. او به ملاقات مدیر عامل وقت بی بی سی رفت و برنامه "استپتو و پسرش" را به بعد موکول کرد.

به عقیده دومینیک ساندبروک، مورخ بریتانیایی، ویلسون که به خوبی از توانایی تلویزیون و جاذبه آن در مردم کوچه و بازار آگاه بود، از این هراس داشت که مردم آن قدر سرگرم تماشای "استپتو و پسرش " باشند که برای رای دادن به او از خانه بیرون نروند.

به گفته آنتونی هوارد، مفسر سیاسی، ویلسون برای رسیدن به مقصودش دست به دامان همسر مدیرعامل بی بی سی شد و او را واسطه قرار داد. او می گوید: "معامله بر سر برنامه "استپتو و پسرش" در همسایگی جایی که ما زندگی می‌کردیم انجام شد. ویلسون با هیو گرین تماس گرفت و معامله در آشپزخانه صورت گرفت." نفوذ آمریکایی سیاستمداران همیشه چنین توجه‌ای به تلویزیون نشان نداده‌‌اند. در دهه ۱۹۵۰ رادیو، رسانه غالب بود. گویی تلویزیون و سیاستمداران، ساکن دو جهان کاملا جدا از هم هستند.

مایکل کوکرل، مستند ساز سیاسی می‌گوید: "سیاستمداران و به خصوص رهبران سیاسی بر این باور بودند که تلویزیون تنها یک جعبه‌ سرگرم کننده است که به کار آدمهای سبک مغز می‌آید، همان چیزی که وینستون چرچیل به آن "نمایش خیمه شب بازی" می گفت."

اما اقبال عمومی به تلویزیون در دهه ۶۰ افزایش پیدا کرد و فایده آن از دید سیاستمداران پوشیده نماند و در آمریکا، جان اف کندی شروع به استفاده از این رسانه برای نمایش تصویر خود کرد.

Image caption هرولد ویلسون پس از بازگشت از آمریکا از فیلم سازان دعوت کرد که در مورد زندگی خصوصی‌اش فیلمی بسازند

هرولد ویلسون رهبر تازه حزب کارگر در سفرش به واشنگتن نظاره‌گر این تحولات بود. پس از بازگشت به کشور، او از فیلم سازان دعوت کرد که برای ساختن فیلمی در مورد زندگی خصوصی‌اش در تعطیلات به محل زندگی او در "سیلی ایلز" بیایند.

از او در حالی که شلوار کوتاه و دمپایی پوشیده بود فیلم گرفته شد. همزمان با نشان دادن تصویری از پیپ کشیدن او، گوینده متن می گفت: "زندگی خصوصی او ساده و در آرامش می‌گذرد، او نمونه‌ "یک انسان امروزی" است."

خانه‌ آلن داگلاس، رقیب ویلسون در انتخابات سال ۱۹۶۴، به این خوبی توسط تلویزیون به تصویر کشیده نشده بود.

او قبل از مصاحبه‌اش با بی بی سی در آن سال از یک آرایشگر پرسید که آیا می‌شود کاری کرد که او در مقابل دوربین بهتر به نظر برسد و در جواب این پاسخ را شنید که "با این سر استخوانی که بیشتر شبیه جمجمه است کار بیشتری از من بر نمی‌آید." هنگامی که دوباره پرسید "مگر همه آدمها جمجمه ندارند" چنین پاسخ کوتاهی دریافت کرد ؛ "نه!".

ازدواج سیاستمداران و تلویزیون ماه عسل کوتاهی داشت. ترویج یک تصویر

مشکل به شکل مصاحبه سیاسی در تلویزیون بروز کرد. درآن زمان رابین دی، مفسر سیاسی، برنامه پانوراما را که توان تخریب زیادی داشت، اداره می‌کرد.

بعد از شکست انتخاباتی سال ۱۹۶۶، تد (ادوارد) هیث، رهبر حزب محافظه کار به این برنامه دعوت شد.

رابین دی بی محابا از او پرسید: "چقدر باید مقبولیت شخصیت شما حتی در میان حامیانتان کاهش یابد تا متوجه شوید که حضورتان با عنوان رهبر حزب با منافع حزب سازگار نیست".

تنها یک ذهن کاملا سراسیمه و آشفته می توانست در پاسخ بگوید "همه چیز در محبوبیت خلاصه نمی‌شود."

اما هیث به سرعت ساز دیگری کوک کرد. در تلاش برای بهبود تصویری که از خود عرضه کرده بود، او قایق‌رانی را انتخاب کرد و به همین واسطه تقدیرش چیز دیگری را رقم زد.

Image caption محبوبیت نزد افکار عمومی به ناگاه اهمیت ویژه ای نزد تد هیث رهبر حزب محافظه‌کار پیدا کرد

در پایان سال ۱۹۶۹، هنگامی که او در مسابقه معروف قایقرانی سیدنی- هوبرت پیروز شد به برنامه ورزشی "شبهای ورزش" که دیوید کلمن مجری آن بود دعوت شد تا درباره موفقیتش صحبت کند.

ظاهرا محبوبیت نزد افکار عمومی به ناگاه اهمیت ویژه ای نزد رهبر حزب محافظه‌کار پیدا کرده بود چون سال بعد انتخابات برگزار می شد.

از سوی دیگر گفته می‌شد ویلسون از برنامه تلویزیونی هیث خشمگین بود.

در رای گیری چند ماه بعد، هیث ویلسون را به طرز بهت آوری شکست داد. تا پایان دهه هفتاد میلادی هیث و ویلسون هر دو، جایشان را به رهبران جدیدی دادند.

در زمان مارگارت تاچر، متخصصان تصویرسازی بازیگران اصلی هر مبارزه انتخاباتی شدند.

رابطه بین سیاستمداران و انتخاب‌کنندگان برای همیشه دگرگون شده بود. با تولد حزب کارگر جدید، استفاده از روابط عمومی برای رای سازی، بازی مورد علاقه سیاستمداران شده بود.

امروزه، رهبران احزاب خود را برای شرکت در مناظره‌های تلویزیونی آماده می کنند، این خود به خوبی نشان می‌دهد که استفاده از این رسانه در امر سیاست مفید است.

در سال ۱۹۶۳، زمانی که از آلک داگلاس (سیاستمدار و نخست وزیر محافظه کار بریتانیا) پرسیدند که آیا تمایل دارد در مناظره انتخاباتی شرکت کند او پاسخ داد: "اگر مراقب نباشید بزودی می‌فهمید که چه به دست خواهید آورد. آن را چه می‌نامید؟ فیلم برتر سال؟ خواهید دید که به بهترین هنرپیشه این صحنه نقش رهبر کشورتان را داده‌اید. یادتان نرود هنرپیشه را نویسنده فیلم‌نامه معرفی می‌کند نه شما. من همان راه‌های قدیمی خودمان را که خط مشی ما را در برابر مردم قرار می‌دهد ترجیح می‌دهم."

مطالب مرتبط