انتخابات بی‌سابقه و مسابقه احزاب در بریتانیا

پارلمان بریتانیا

بریتانیا دارای قدیمی ترین سیستم دموکراسی در جهان است. در حالی که قدمت قوانین اساسی اکثر کشور ها در حد یک یا دو قرن است، قانون اساسی بریتانیا حدود ۸۰۰ سال قدمت دارد. مگنا کارتا، یا مگنا کارتا لیبرتاتوم (منشور بزرگ آزادی ها) یک منشور حقوقی بریتانیایی است که در سال ۱۲۱۵ صادر شده است.

مگنا کارتا پادشاه انگلیس را ملزم می کرد برخورداری مردان آزاد از بعضی حقوق را رسما اعلام کند، برخی رویه ها و آیین های دادرسی حقوقی را محترم بشمارد، و بپذیرد که قانون بالاتر از اراده اوست. به بیان دیگر، این تغییری از یک نظام دیکتاتوری به حکومت قانون، و محدود کردن قدرت پادشاهان بود.

از آن زمان دموکراسی بریتانیا پیشرفت کرده، و پادشاه یا ملکه دیگر در کشور قدرت فائقه را در اختیار ندارند، و بجای آنها پارلمان منتخب مردم قانون گذاری کرده، بر کار دولت اعمال قدرت و نظارت می کند. پارلمان بریتانیای کبیر در پی تصویب معاهده اتحاد از سوی پارلمان های انگلیس و اسکاتلند، و تصویب قوانین اتحاد از سوی آنها، تشکیل شد. از آن موقع تا بحال، ایالت های مختلف اتحادیه با هم پادشاهی متحد را تشکیل داده اند و پارلمان بر انگلیس، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی حاکمیت دارد.

انتخابات سراسری امسال بریتانیا از اهمیت ویژه ای برخوردار است و می تواند نقطه عطفی در صحنه سیاست این کشور باشد. این انتخابات از چند نظر بی سابقه است. اول اینکه انتخابات بعد از ۱۳ سال حکومت مستمر حزب کارگر انجام می شود. اگر حزب کارگر در این انتخابات هم پیروز شود، برای اولین بار چهارمین دوره متوالی پیروزی خود را جشن خواهد گرفت. در بریتانیا معمولا قدرت بعد از دو، و یا گاهی سه انتخابات، بین احزاب عمده دست بدست می شود.

Image caption مناظره های تلویزیونی به نحوی بی سابقه به سیاست جانی تازه بخشیده اند

دومین دلیل اهمیت انتخابات امسال برگزاری مناظره های تلویزیونی بین رهبران سه حزب عمده، یعنی حزب محافظه کار، حزب کارگر و حزب لیبرال دموکرات بود.

مناظره های تلویزیونی اولین بار در سال ۱۹۶۰ در ایالات متحده بین ریچارد نیکسون و جان اف. کندی برگزار شد، و تأثیر تعیین کننده ای بر میزان محبوبیت کاندیدا های انتخابات ریاست جمهوری داشت. در ایالات متحده عملکرد کاندیدا های ریاست جمهوری تأثیر بسیار زیادی بر نتیجه کار دارد، چرا که سیستم حکومتی آمریکا جمهوری است. مردم مستقیما رئیس جمهور را انتخاب می کنند و او همزمان رئیس کشور و رئیس دولت است. بعد از انتخابات، رئیس جمهور اعضای کابینه را از میان افراد مورد نظرش بر می گزیند.

ولی در انگلستان شکل حکومت پارلمانی است. پادشاه یا ملکه رئیس کشور است، و ریاست دولت با نخست وزیر است. همچنین نخست وزیر مستقیما توسط مردم انتخاب نمی شود. مردم در هر حوزه انتخابیه نماینده خودشان در پارلمان را انتخاب می کنند، و حزبی که بیشترین تعداد نماینده را در پارلمان داشته باشد دولت را تشکیل می دهد، و رهبر آن حزب نخست وزیر می شود.

در نتیجه بر خلاف سیستم جمهوری، سیستم به نمایندگان هر حزب در پارلمان بستگی دارد، و نه به یک فرد بخصوص. مردم به احزاب سیاسی و بیانیه های حاوی اصول و اهدافشان، و نیز برنامه هایشان رأی می دهند. در نتیجه سیاست های مختلف احزاب مهمتر از رهبرانشان هستند.

بعضی چنین استدلال می کنند که برگزاری مناظره بین رهبران احزاب برای سیستم سیاسی بریتانیا مناسب نیست، و کانون توجه را از سیاست های احزاب مختلف به سوی رهبرانشان معطوف می کند. به بیان دیگر، این کار سیستم بریتانیا را، با آن شکل پارلمانی دولت و سنت های کهنش، به یک سیستم نیمه جمهوری تبدیل می کند.

در نتیجه انتخابات بجای اینکه عرصه بررسی برتری برنامه های احزاب بر یکدیگر باشد، به میدانی برای رقابت بر سر محبوبیت تبدیل می شود. با این وجود، در عصر تلویزیون و رسانه ها، و برتری رهبرانی که در رسانه ها دیده می شوند، سیاست ها را اعلام می کنند، و حزبشان را نمایندگی می کنند، تمرکز روی رهبران احزاب اجتناب ناپذیر بنظر می رسد.

اما به نفع مناظره ها هم چنین استدلال می شود که این مناظره ها رأی دهندگان را به انتخابات علاقمند تر می کند. اکثر رأی دهندگان بدلیل سرخوردگی عمومی از سیاستمداران از سیاست روی گردان شده اند. حتی چنین پیش بینی می شد که بجای مشارکت معمول ۵۵ – ۶۰ درصدی، امسال میزان مشارکت در انتخابات به زیر ۵۰ درصد افت کند.

دلایل تغییر ماهیت انتخابات

بیشتر کشورهای غربی با بی علاقگی مردم به سیاست مواجهند. دلیل آنهم دو جنگ کم طرفدار در عراق و افغانستان، و نیز بدترین رکود اقتصادی ۷۰ سال اخیر است. اعتماد مردم به سیاستمداران در بریتانیا بخاطر فساد مالی و مسأله هزینه های مسکن و مسافرت نمایندگان پارلمان بیشتر هم صدمه دید، چرا که تصویری کاملا متضاد با آنچه از سیاستمداران انتظار می رفت را از منتخبین مردم نشان داد.

با این وجود، مناظره های تلویزیونی به نحوی بی سابقه به سیاست جانی تازه بخشیده اند. آنها برای بسیاری از مردم، بخصوص جوانان که معمولا چندان علاقه ای به سیاست نشان نمی دهند، الهام بخش بوده اند، و این مسأله قطعا میزان مشارکت در انتخابات را افزایش خواهد داد.

سومین عاملی که این انتخابات را نسبت به سایر انتخابات از زمان جنگ جهانی دوم متمایز می کند، حضور حزب سوم در سطح دو حزب عمده کشور است. در بریتانیا، طی شصت سال اخیر دولت ها بین دو حزب محافظه کار و کارگر دست به دست شده اند، که هر کدام حدود چهل درصد آرا را بخود اختصاص داده اند، و حزب لیبرال دموکرات با فاصله ای زیاد، و با کمتر از بیست درصد آرا در جای سوم قرار داشته است.

احزاب محافظه کار و کارگر در صورت کسب بیش از چهل درصد آرا – و در صورتی که حزب دیگر آراء کمتری را بدست می آوردند – دولت را تشکیل می دادند. ماهیت انتخابات بریتانیا، یعنی سیستم "اولین نفر برنده است"، به گونه ای است که تعداد نمایندگان یک حزب در پارلمان صرفا تابع تعداد کل آراء کسب شده توسط آن حزب نیست. در بریتانیا کاندیدایی که بیشترین تعداد آرا را کسب کند، حتی اگر میزان آرایش از پنجاه درصد بسیار کمتر باشد، برنده کرسی مورد نظر خواهد شد.

برای مثال، در انتخابات سراسری ماه مه ۲۰۰۵، حزب کارگر تنها ۳۵،۳ درصد آراء مأخوذه را بدست آورد، ولی توانست ۳۵۶ نماینده در مجلس داشته باشد. حزب محافظه کار با ۳۲،۳ درصد آرا ۱۹۸ نماینده داشت، در حالیکه لیبرال دموکرات ها با ۲۲،۱ درصد آرا تنها ۶۲ کرسی بدست آوردند.به عبارت دیگر، آنها با وجود بدست آوردن بیش از یک پنجم آرا، کمتر از ۱۰ درصد کرسی های مجلس را در اختیار گرفتند.

مناظره های میان رهبران احزاب ماهیت انتخابات بریتانیا را کاملا تغییر داده است. حزب لیبرال دموکرات که درست قبل از مناظره ها در نظر سنجی ها کمتر از ۲۰ درصد آرا را با خود داشت، ناگهان این رقم را به بیش از سی درصد رساند.

نظر سنجی های عمده که از زمان برگزاری مناظره انجام شده اند نشان می دهند که حزب لیبرال دموکرات با جهش ناگهانی و بی سابقه ای در میزان محبوبیتش روبرو بوده است. این قضیه در واقع معادل سیاسی فوران های آتشفشانی اخیر در ایسلند است.

اقبال احزاب ملی گرا

موضوع بی سابقه دیگر این دوره اوج گرفتن احزاب ملی گرا، و حتی علنا نژاد پرست است. در گذشته مردم بریتانیا برخورد بازی نسبت به گروه های جمعیتی مختلف داشته اند، و احزاب حاشیه ای و جزئی سهم بسیار کوچک و ناچیزی از آرا داشته اند. اما در این دوره محبوبیت دو حزب با مواضع شدید علیه مهاجرت و نیز علیه مسلمانان افزایش یافته است.

Image caption موضوع بی سابقه این دوره از انتخابات، اوج گرفتن احزاب ملی گرا، و حتی علنا نژاد پرست است

حزب استقلال بریتانیا (UKIP) و حزب ملی گرا و دست راستی افراطی جبهه ملی بریتانیا (بی ان پی) وضعیت بسیار بهتری از دوره های قبل دارند، و محبوبیتشان رو به افزایش است. آنها ممکن است برای اولین بار در تاریخ سیاسی بریتانیا نمایندگانی در مجلس داشته باشند.

طی چند سال اخیر مهاجرت خارجیان به بریتانیا بطور مداوم افزایش داشته، و سال گذشته بیش از ۱۶۰ هزار مهاجر و پناهجوی جدید به بریتانیا آمدند. این روند از زمان عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا تسریع شده است. با توجه به اینکه شهروندان کشورهای عضو اتحادیه اروپا می توانند آزادانه به کشورهای عضو مهاجرت کرده، در آنجا مشغول کار شوند، در چند سال گذشته بیش از یک میلیون شهروند کشورهای عضو اتحادیه اروپا، که اکثرا اهل کشورهای اروپای شرقی بوده اند، به بریتانیا آمده اند.

بسته به نحوه محاسبه آمار و ارقام، برآورد می شود که مهاجرین بین ۷۰ تا ۹۰ درصد شغل هایی که جدیدا در بریتانیا ایجاد شده را مال خود کرده اند. تعداد زیاد شهروندان تازه وارد بر ظرفیت مدارس، بیمارستان ها و مسکن، و نیز مشاغل فشار می آورد. این مسأله واکنش شهروندان بریتانیایی الاصل را در پی داشته که می بینند جزیره کوچکشان به سرعت رو به اشباع جمعیتی می رود.

در نتیجه، به منظور آرام کردن خشم عمومی و کاهش حمایت از احزاب ملی گرا، سه حزب عمده وادار شده اند به ضرورت محدود کردن تعداد مهاجرین جدید، به ویژه آنهایی که از کشورهای خارج از اتحادیه اروپا می آیند، بپردازند.

به همه این دلایل بنظر می رسد انتخابات پیش رو یکی از هیجان انگیز ترین انتخابات در تاریخ اخیر بریتانیا باشد. سیستم دو حزبی وارونه شده، و ما شاهد شکل گیری یک حزب سوم قدرتمند و اوج گیری احزاب ملی گرای حاشیه ای هستیم. همه اینها می تواند صحنه سیاست بریتانیا را بصورت بنیادین تغییر دهد، و به شکل گیری وضعیت سیاسی جدیدی منجر شود.