انتخابات بریتانیا: پارلمان معلق چیست؟

نظرسنجی های اخیر حکایت از این دارند که احتمال دارد بعد از انتخابات عمومی پیش رو، پارلمان معلق در بریتانیا شکل گیرد.

برای جلوگیری از پیش آمدن چنین شرایطی، یا میزان آراء حزب کارگر باید به نحو محسوسی نسبت به نظر سنجی های اخیر افزایش یابد، و یا حزب محافظه کار باید شاهد یکی از بزرگترین تغییر جهت های رأی دهندگان به سود خود باشد.

از زمان جنگ جهانی دوم تنها یک استثنا برای این قاعده کلی وجود داشته که بریتانیایی ها پارلمان معلق انتخاب نمی کنند.

پارلمان معلق چیست؟

پارلمان معلق پارلمانی است که در آن هیچ حزبی اکثریت کل پارلمان را ندارد، یعنی نمایندگان هیچ حزبی بیش از نیمی از کرسی های مجلس عوام را در اختیار ندارند.

این بدان معناست که دولت نخواهد توانست قوانین را بدون حمایت نمایندگانی از احزاب دیگر به تصویب پارلمان برساند.

در انتخابات آتی، بدلیل تغییرات اعمال شده در مرزهای حوزه های انتخابیه، تعداد کرسی از ۶۴۶ به ۶۵۰ کرسی افزایش یافته است. در نتیجه هر حزبی که بخواهد حائز اکثریت مطلق شود، باید حد اقل ۳۲۶ کرسی را از آن خود کند و اگر هیچ یک از احزاب این تعداد کرسی را در اختیار نگیرد، پارلمان معلق شکل می گیرد.

در واقعیت قضیه به این سادگی ها نیست، چرا که رئیس مجلس و معاونین او، با وجود اینکه نماینده مجلس هستند ولی معمولا در رأی گیری شرکت نمی کنند.

همچنین در پارلمان فعلی، پنج نماینده شین فین (حزب جمهوری خواه ایرلند) حضور دارند که حاضر به ادای سوگند وفاداری به ملکه نیستند، و در نتیجه حق رأی ندارند.

ولی به بیان ساده تر، حزب کارگر در صورت از دست دادن ۲۴ کرسی، اکثریت خود را از دست می دهد، و حزب محافظه کار برای کسب اکثریت باید ۱۱۶ کرسی دیگر بدست آورد. هر نتیجه ای بین این دو حالت به تشکیل پارلمانی معلق منجر خواهد شد.

در صورت تشکیل یک پارلمان معلق چه اتفاقی می افتد؟

نخست وزیر فعلی تا زمانی که استعفا نکند در قدرت می ماند، و حتی ممکن است در صورتی که حزبش بیشترین تعداد کرسی ها را نبرده باشد هم سعی کند در قدرت بماند.

در سال ۱۹۷۴ ادوارد هیث تا چهار روز پس از انتخابات در قدرت ماند و سعی کرد دولتی ائتلافی تشکیل دهد، هرچند که این حزب کارگر بود که بیشترین کرسی ها را برده بود.

یک حزب می تواند بدون داشتن اکثریت مطلق در قدرت بماند و با حزبی کوچکتر متحد شود و دولتی ائتلافی تشکیل دهد که معمولا این کار با تغییراتی در سیاست حزب بزرگتر و نیز ورود بعضی از اعضای حزب کوچکتر به کابینه همراه است.

در بعضی کشورها، بجای تشکیل دولت ائتلافی، با برخی احزاب کوچکتر توافق می شود که در صورت تلاش [دیگر احزاب] برای دادن رأی عدم اعتماد به دولت و تحمیل انتخابات زودرس، آن احزاب کوچک از دولت حمایت کنند.

احزاب بزرگتر این امکان را هم دارند که، بدون هر گونه توافقی با دیگر احزاب، دولت اقلیتی تشکیل دهند و تنها سعی کنند برای هر یک از لوایح، مورد به مورد نظر اکثریت نمایندگان را جلب کنند.

اگر هیچ یک از احزاب حاضر به پیمودن این راه ها نباشد، پارلمان دوباره منحل می شود و انتخابات جدیدی برگزار می شود، هر چند که انجان چنین کاری نسبتا بعید است، چرا که برگزاری دو انتخابات با فاصله ای چنین نزدیک کار پر طرفداری نیست و نتیجه آن هم احتمالا مشابه انتخابات قبلی خواهد بود.

آیا این مسأله قبلا در بریتانیا اتفاق افتاده است؟

در اولین انتخابات از دو انتخابات سال ۱۹۷۴ هیچ اکثریتی ایجاد نشد. حزب کارگر ۳۰۱ کرسی بدست آورد و حزب محافظه کار هم حائز ۲۹۷ کرسی شد.

Image caption هارولد ویلسون، نخست وزیر پیشین بریتانیا

هارولد ویلسون دولت اقلیتی تشکیل داد، ولی این دولت چندان دوام نیاورد و انتخابات دیگری در اکتبر سال ۱۹۷۴ برگزار شد که در آن هارولد ویلسون اکثریت ضعیفی با تنها ۳ کرسی بدست آورد.

پارلمان معلق دیگری هم در پی انتخابات عمومی سال ۱۹۲۹ تشکیل شد که در آن رمزی مک دانلد و حزب کارگر ۲۸۷ کرسی، استنلی بالدوین و حزب محافظه کار ۲۶۰ کرسی، و دیوید لوید جورج و حزب لیبرال ۵۹ کرسی را در اختیار داشتند.

بعضا پیش آمده که پارلمانی در نتیجه انتخابات میان دوره ای در طول یک دوره معلق شود، همانطور که در سال ۱۹۹۶ برای دولت محافظه کار جان میجر پیش آمد.

ولی این مثال ها هم نشان می دهد که تعداد پارلمان های معلق در بریتانیا از چند مورد بیشتر نبوده است.

بنظر می رسد چنین وضعیتی در کشورهای دیگر زیاد پیش می آید. چرا در بریتانیا این طور نیست؟

صحنه سیاست بریتانیا به طور سنتی در کنترل دو حزب بوده است، هر چند که شواهدی از تغییر این رویه به چشم می خورد.

یکی از علل حاکمیت نظام دو حزبی سیستم انتخاباتی کشور است.

اسرائیل یکی از ساده ترین سیستم های تعیین نمایندگان مردم را دارد. همه رأی دهندگان به فهرستی از احزاب رأی می دهند، و تعداد کرسی های تخصیص داده شده به هر حزب در کنِسِت (پارلمان اسرائیل) بر حسب تعداد آراء آن در تمام کشور مشخص می شود.

این سیستم به سود احزابی است که تنها یک سیاست و یا موضوع را دنبال می کنند، و یا تنها به دنبال جلب نظر بخشی از مردم هستند، و کسب اکثریت کرسی ها توسط یک حزب واحد را تقریبا غیر ممکن می سازد.

بعد از انتخابات بزرگترین حزب باید سعی کند با تعدادی از احزاب کوچکتر ائتلاف کند که به آن اجازه دهد اکثریت را در پارلمان بدست آورد.

بریتانیا در منتهی علیه دیگر طیف قرار دارد. یک حزب تنها در صورتی برنده یک کرسی می شود که در یک حوزه انتخابیه واحد بیشترین تعداد رأی را بدست آورد. این بدان معناست که احزاب باید تلاش کنند نظر ساکنان بیشترین تعداد حوزه انتخابیه ممکن را جلب کنند.

احزاب کوچکتر ممکن است هزاران رأی در سراسر کشور بدست بیاورند، ولی در پارلمان کرسی ای نداشته باشند. این سیستم احتمال احراز اکثریت توسط یک حزب واحد را بسیار بیشتر می کند.