با انتخابات: لیورپول؛ داستان دو شهر

Image caption از غرب رودخانه مرزی، لیورپول نمایی مجلل دارد

اگر بریتانیا نخست وزیر خود را بر اساس یک آزمون اثبات کارآمدی انتخاب می کرد، بهترین نقطه برای برگزاری این آزمون، لیورپول بود.

این شهر در قرون گذشته به واسطه ارتباط مستقیم با اقیانوس اطلس، بندری بسیار مهم برای بریتانیا بود به حدی که از آن با عنوان "دروازه امپراطوری بریتانیا" نام برده می شد و در اوایل قرن نوزدهم تقریبا چهل درصد مبادلات تجاری کل جهان از طریق این بندر صورت می گرفت.

شهری که پس از جنگ جهانی دوم، خود را به یکی از قطب های اصلی صنعت بریتانیا بدل کرد، با اجرای سیاست های دولت مارگارت تاچر در اوایل دهه هشتاد میلادی و کاهش شدید حمایت دولتی از صنایع، به ویژه صنایع سنگین، با بحرانی روبرو شد که تا بیش از دو دهه بعد و تغییر ماهیت اقتصاد آن نتوانست دوباره کمر راست کند.

کشتی رویال آیریس - هشتصد سال تاریخ فعالیت "قایق های مرزی" (Mersey Ferries) را زنده نگه داشته است. سوار بر این کشتی، بندرگاه لیورپول از غرب این رودخانه مرزی، نمایی مجلل دارد و فریبنده؛ اما این نما، نمای کل لیورپول نیست.

صعود پس از رکود

مخاطبان جوان رسانه های جهانی شده امروز، احتمالا لیورپول را بیشتر با تیم فوتبال معروف این شهر می شناسند، اما برای بسیاری شهرت این شهر مدیون شکل گیری و فعالیت یک گروه موسیقی بود: بیتل ها

Image caption مایک دیوی: باید در مرکز شهر سرمایه گذاری شود

در یک دهه اخیر که مناطق مرکزی شهر نوسازی شد و همزمان با روندی که ساختمان های نه چندان زیبای یک محله مرکزی شهر را با یک مرکز خرید بزرگ جایگزین کرد، سرمایه گذاران حسابگر، هتلی را به یاد گروه بیتل ها ایجاد کردند؛ هتلی با صدها مجسمه و تصویر و اشیائی که یادآور عمر هنری این گروه است.

مایک دیوی، مدیر این هتل (که از ماه فوریه سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کرد) لیورپول گذشته را اینگونه به خاطر می آورد که "خیابان ها پر از زباله بود و نمی توانستید اتومبیل خود را بدون نگرانی از اینکه مورد دستبرد قرار بگیرد در خیابان پارک کنید."

او می گوید لازم بود شرایطی ایجاد شود که مردم احساس بهتری نسبت به محل زندگی خود داشته باشند؛ جاری شدن منابع مالی به سمت مناطق مرکزی شهر، فضا را متحول کرد.

لیورپول در سال ۲۰۰۸ به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا انتخاب شد و جایگاه آن در میان شهرهای توریستی بریتانیا به اندازه ای تغییر کرد که در حال حاضر پس از لندن و ادینبورگ، سومین مقصد توریستی در بریتانیاست.

آقای دیوی در تایید به آماری مربوط حرفه خود اشاره می کند و می گوید در سال های قبل هتل ها در روزهای آخر هفته فقط در روزهایی پر می شدند که تیم لیورپول بازی خانگی داشت، "اما در حال حاضر هر آخر هفته هتل ها پر از مسافر هستند."

او سیاست سرمایه گذاری در مرکز شهر را تایید می کند : "اگر می خواهید مردم به مغازه شما بیایند باید ویترین مغازه را مرتب و زیبا کنید، مرکز شهر معادل ویترین مغازه است و این امیدواری وجود دارد که سرمایه گذاری در مرکز شهر به سرازیر شدن سرمایه های بیشتر منجر بشود."

"اگر سرمایه گذاری در حومه و حاشیه های شهر انجام شود که کسی دلیلی برای رفتن به این مناطق ندارد و دیده نخواهد شد، کسی از اینکه در شهر شما چه اتفاقاتی رخ می دهد آگاه نخواهد شد."

با این حال مایک دیوی اذعان می کند که تصمیم گیری بین اختصاص منابع مالی به مرکز شهر یا حومه تصمیمی "تلخ" است؛ تصمیم که با رفتن به مناطق مختلف لیورپول مشخص می شود که تلخی آن پشت دیوار بلند ساختمان های مجلل مرکز شهر پنهان شده است.

"28 روز بعد"

Image caption بخش هایی از محله تاکستت بطور کامل متروکه است

روی دیگر سکه مسئله اصلی مردم لیورپول را بر ملا می کند: اختلاف طبقاتی.

استاک، هنرمند زیرزمینی ۴۰ ساله که رپ می خواند و دیوار نویسی می کند، نزدیک یک کارگاه ساختمانی در هنگام نقاشی دیواری، لیورپول واقعی را توصیف می کند و می گوید: "ممکنه در تلویزیون فرانسه یا آلمان ببینید که توریست ها را تشویق به رفتن به لیورپول می کنند. برای توریست در وسط شهر همه چیز پر زرق و برق و زیباست اما وقتی بقیه لیورپول رو ببینید به صحنه های فیلم "۲۸ روز بعد" شباهت دارد.

اشاره استاک به فیلم "۲۸ روز بعد" اشاره غیر دقیقی نیست، به خصوص در محله ای به نام تاکستت، در جنوب لیورپول.

در قسمت هایی از این منطقه، سکوتی حکمفرماست که کمترین حرکت باد را قابل شنیدن می کند؛ کوچه پشت کوچه خانه هایی متروکه را می توان دید که درها و پنجره های آنها با حصارهای فلزی پوشیده شده است.

حصارها با هدف جلوگیری از ورود افراد ولگرد به خانه ها و سکونت در این اماکن نصب شده اند اما باعث متروکه شدن خانه ها، فقری بود که به تبع بیکاری های گسترده در اوایل دهه ۸۰ ایجاد شد و در نهایت در تابستان سال ۱۹۸۱ به شورشی نه روزه انجامید که لیورپول را به آتش کشید.

"شورش نژادی نبود"

Image caption استیون فرنچ: محرومیت اجتماعی و اقتصادی باعث شورش ها بود

در گوشه دیگری از این محله با استیون فرنچ دیدار می کنیم؛ مرد سیاهپوست بلند قامتی که در سابقه خود خلافکاری، قهرمانی کیک باکسینگ و مبارزه با حمل اسلحه را دارد، و شورش های سال ۸۱ و دلایل آن را به خوبی به خاطر می آورد.

او معتقد است محرومیت های اجتماعی و اقتصادی مردم این منطقه در آن زمان بر هیچکس پوشیده نیست.

می گوید: "همه بیکار بودند، و فشار و سرکوب پلیس احساس می شد. مردم فکر می کنند شورش ها به خاطر مسائل نژادی بود، اما سفیدپوست و سیاه پوست علیه پلیس جنگیدند."

"مسئله، مسئله محرومیت ها بود."

پس از شورش ها، دولت یک گروه کاری برای رسیدگی به ریشه های مسئله تعیین کرد و "مرکز توسعه مرزی ساید" ایجاد شد، اما به گفته آقای فرنچ "همه پول صرف بازسازی بارانداز قدیمی شهر شد و هیچ چیزی در اینجا عوض نشد."

"دلیلش هم نژادپرستی بود که رسما وجود داشت چون هیچ سیاستی برای کمک به مردم محل اعمال نشد."

"ما مردم را بفهمید"

Image caption استاک: توجه دولت بجای مردم به شرکت های بزرگ است

چهار محله از فقیرترین محله های کل بریتانیا در لیورپول هستند. چند کیلومتر دورتر از تاکستت، محله ای به نام کراکستت وجود دارد که در پنج شش سال گذشته به سرنوشتی مشابه دچار شده است؛ پر از خانه های مخروبه و متروکه، و زمین پوشیده از خرده های شیشه.

منطقه کراکستت هم از حمایت دولت برخوردار نشد و طرح نوسازی محله، بعد از خارج کردن اکثر اهالی، نیمه تمام رها شد.

ری بیکر ناخدا دوم کشتی رویال آیریس که لیورپول را از روی رودخونه مرزی به ما نشان داد، در نزدیکی این منطقه زندگی می کند.

او شرح می دهد که چگونه فقر و ناکارآمدی دولت در ایجاد اشتغال باعث گسترش مواد مخدر و سپس نا امنی در این منطقه شد.

آقای بیکر سیاست های سرمایه گذاری کنونی برای جذب توریست را ناکارآمد نمی داند اما تناقض در سطح زندگی در دو منطقه مختلف لیورپول برای او قابل قبول نیست.

او می گوید دولت پس از آنکه فضای مناسب برای جذب توریست فراهم شد "باید یک قسمت از پول و سرمایه را به مناطق مسکونی برگرداند، چون در نهایت مردم باید در این شهر زندگی کنند و همه استطاعت خرید آپارتمان در وسط شهر را ندارند."

استاک، رپ خوان اهل لیورپول انتقاد خود از دولت را این گونه بیان می کند: "بجای اینکه ما مردم را بفهمند، توجه شان به منافع شرکت های بزرگ است. اگر این شرکت ها برای کسب امتیاز دولت را تهدید به خارج شدن از لیورپول یا بریتانیا کنند، دولت تسلیم آنها می شود."

"در این بین فقط مردم ضرر می کنند. ما این را نمی خواهیم."