انگیزه اوباما از میانجیگری در خاورمیانه چیست؟

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا

مذاکرات غیر مستقیم بین اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطینی هفته پیش شروع شد. این مذاکرات، برای دولت باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا که به عنوان میانجی در آن شرکت می کند، آسان و بدون هزینه نخواهد بود.

از یک طرف دولت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که یکی از محافظه کارترین دولتها در تاریخ اخیر اسرائیل است، آشکارا اعلام کرده که هیچ وقت بخش شرقی شهر بیت المقدس را پس نخواهد داد، و بیت المقدس تا ابد پایتخت متحد اسرائیل خواهد بود.

از طرف دیگر هرگونه موافقت در این مذاکرات هیچ تاثیری بر وضعیت غزه نخواهد داشت، چون این منطقه تحت اداره جنبش فلسطینی حماس است، که نه اسرائیل را به رسمیت می شناسد، و نه با حزب فلسطینی فتح (که در کرانه غربی حاکم است و تشکیلات خودگردان را در اختیار دارد)، ارتباط دارد.

پس در حقیقت در این مذاکرات اسرائیل با فلسطینیها مذاکره نمی کند و فقط با حزب فتح وارد گفت و گو شده است.

این به معنی آن است که حتی اگر دولت اسرائیل موفق به انعقاد یک قرارداد صلح با فتح شود، احتمال جنگ دوباره در غزه را از بین نخواهد برد، چون حماس نه موجودیت اسرائیل را به رسمیت می شناسد و نه مشروعیت قرارداد هایی را که فتح با دولت اسرائیل امضا کرده است.

در فضای عدم اعتماد بین دو طرف، آمریکا مجبور شد که با استفاده از تهدید، هر دو طرف را به سوی گفتگوهای غیر مستقیم با همدیگر هل دهد.

Image caption آمریکا مجبور شد که با استفاده از تهدید، هر دو طرف را به سوی گفتگوهای غیر مستقیم با همدیگر هل دهد

در مورد اسرائیل این تهدیدات آشکارا انجام شد. روزنامه یدیعوت اخرونوت اسرائیل نوشت که در سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا در ۲۵ ماه مارس امسال، آقای اوباما با او مثل "وزیر کم رتبه سنگال" رفتار کرد و نه مثل نخست وزیر یک کشور مهم و متحد.

در دیدار آقای نتانیاهو با رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما بعد از یک ساعت نشست را ترک کرد و بعدا دوباره برگشت. خروج رئیس جمهور امریکا در وسط چنین ملاقات مهمی و اینکه او حاضر نشد با آقای نتانیاهو عکس بگیرد، یک پیغام بسیار مهم از کاخ سفید به دولت اسرائیل بود که دست از فعالیت های ساختمانی جنجال آمیز خود در بیت المقدس شرقی بردارد و به مذاکرات بازگردد.

تاکید اوباما بر این مسأله به خاطره این بود که می دانست چقدر مساله بیت المقدس برای فلسطینیها و دنیای عرب مهم است. او سیاست های اسرائیل در این شهر را یک مانع بزرگ می داند.

در عین حال جورج میچل، فرستاده اوباما در خاورمیانه هم مجبور شده که برای متقاعد کردن محمود عباس از تهدید استفاده کند. در سفر اواخر ماه آوریل آقای میچل به خاورمیانه، او به محمود عباس هشدار داد که اگر به مذاکرات باز نگردد، ضربه شدیدی به روابط میان تشکیلات خودگردان فلسطینی و دولت آمریکا وارد می شود. به نقل از یک تحلیلگر فلسطینی آقای میچل حتی تهدید کرد که غیبت آقای عباس در مذاکرات می تواند اثر منفی بر کمک ۵۰۰ میلیون دلاری سالانه امریکا به حکومت او داشته باشد.

اینکه دولت اوباما مجبور است برای متقاعد کردن هردو طرف از تهدید استفاده کند، برای بسیاری از مسولان آمریکایی به معنای آن است که شانس موفقیت در این مذاکرات بسیار کم است.

Image caption جورج میچل، فرستاده اوباما در خاورمیانه برای متقاعد کردن محمود عباس از تهدید استفاده کرده است

اما چرا دولت امریکا به انجام مذاکرات میان طرفین اصرار می کند؟ چرا آقای اوباما تمرکز خود را به چالش های دیگر که بعضی از آنها برای مردم امریکا بسیار مهمتر هستند منتقل نمی کند؟ چالشهایی مثل بحران اقتصادی امریکا.

مهمترین دلیل این است که آقای اوباما این مذاکرات را برای منافع خود انجام می دهد.

دولت امریکا، برای حیثیت و مقام خود باید در حال حاضر نشان دهد که به مساله اسرائیل و فلسطینیان دقت و توجه می کند.

بی اعتنایی به این مساله می تواند به تلاش های دولت امریکا برای برگشت سرباز های آمریکایی از عراق و افغانستان صدمه بزند.

در عین حال، دولت آمریکا آگاه است که در غیبت این کشور، رقیبانش، مثل دولت روسیه، اتحادیه اروپا و حتی دولت ایران می توانند وارد صحنه شده و جانشین این کشور شوند.

مهم تر از همه، زاویه داخلی سیاست ایالات متحده است. نباید فراموش شود که انتخابات میاندوره ای آمریکا در ماه نوامبر امسال انجام خواهد شد.

اصلاحات اخیر آقای اوباما در سیستم بهداشتی و مالی امریکا دشمنان متعددی برای او ایجاد کرده و حزب جمهوریخواه آمریکا می خواهد از این مساله برای ارتقای خود در صحنه سیاسی ایالات متحده استفاده کند.

برای حزب جمهوریخواه که بسیاری از طرفداران آن، مسیحیان انجیلی (اوانجلیکال) هستند، اسرائیل و حمایت از آن به دلایل دینی بسیار مهم است. از سوی دیگر ۷۰ درصد یهودیان امریکا حامی حزب دموکرات هستند. این عوامل، بی اعتنایی به روند صلح بین اسرائیل و فلسطینیان را برای دولت آمریکا پرهزینه می کند.

در توصیف بزرگترین انگیزه دولت امریکا برای میانجیگری بین اسرائیل و جنبش فتح می شود گفت که ابزار این مساله که "روند صلح" است، از هدف "صلح در خاورمیانه" برای دولت باراک اوباما مهم تر است.

این به خاطر این است که هر دو طرف میز مذاکره می دانند که طرف دیگر امکان نشان دادن نرمش را ندارد. ولی رسیدن به منافع سیاسی برای آقای اوباما قابل دسترسی است و او حداقل سعی می کند که از میانجیگری خود سود ببرد. اگر در آینده اسرائیل و فتح تصمیم گرفتند که از این روند به دستیابی به صلح واقعی استفاده کنند، که چه بهتر.

مطالب مرتبط