"رسالتنامه" جوگیها: آرمان تاجیک بودن

لولی گهواره تراش
Image caption لولیهای قرغانتپه بیشتر چوب تراشی و گهواره تراشی می‌کنند

در شهر قرغانتپه ولایت ختلان، در جنوب تاجیکستان، طایفه‌ای از لولیها، یا به اصطلاح مردم محلی، جوگیهایی که تقریباً 50 خانواده را تشکیل می‌دهند، با ارائه یک سند می‌خواهند از هویت خود دست کشند.

آنها سندی را که "رسالتنامه" می‌نامند، به مسجد برده و به علمای مذهبی نشان داده‌اند و خواستار آن شده‌اند که مردم اطراف آنها را منبعد "تاجیک" گویند، نه "جوگی" یا "لولی".

به گفته آنها، در این رسالتنامه گویا چنین آمده است که آنها نباید منبعد گدایی یا فال‌بینی و پیشگویی کنند، شغلی که منبع اصلی درآمد و زندگی بسیاری از لولیها در آسیای میانه‌، از جمله در محلات مختلف تاجیکستان، است.

"سندی هفتصدساله"

لولیهای قُرغانتپه می‌گویند که "رسالتنامه" اشان از گذشتگانشان باقی مانده و 700 سال پیش نوشته شده است، هرچند هیچ تاریخشناسی این سند را ندیده و قدمت آن را تأیید نکرده است.

Image caption در گهواره‌های ساخته لولیها کودکان زیاد تاجیک بزرگ می‌شوند

اما به گفته برخی از اعضای جماعت لولیها، این رسالتنامه کهنه است و خواندن حروف آن دشوار شده و این سند در دست راهبر قبیله گویا به طور مخفی نگاه داشته می‌شود. رهبر قبیله آن را به ما هم نشان نداد.

این طایفه از لولیها با تکیه به رسالتنامه خود که گویا ملّاهای محل نیز آن را نتوانسته‌اند بخوانند، می‌گویند که می‌خواهند از پیشه به اصطلاح اجدادیشان، یعنی گدایی و فال‌بینی، دست کشیده و پوشیدن خرقه گدایی و یا خوردن غذای از گدایی به دستامده را به خود آر می‌دانند.

اعضای این طایفه لولیها در خیابان "جلیلف" در مرکز شهر قرغانتپه، یکی از دو شهر بزرگ در جنوب تاجیکستان، به سر می‌برند که بیشتر به چوب تراشی مشغول بوده، برای ساکنان شهر و حتی بیرون از آن گهواره و طبق و اشیای دیگر روزگار را می‌تراشند.

لولیهای قرغانتپه تصمیم گرفته‌اند که خود را در آینده همچون "تاجیک" معرفی کنند و از دیگران هم می‌خواهند که آنها را "تاجیک" بخوانند، زیرا آنها دیگر گدایی کردن نمی‌خواهند.

Image caption "ما از هنر خود معاشمان را فراهم می کنیم"

رستم تویینف، یک استای گهواره تراش از طایفه لولیهای شهر قرغانتپه، می‌گوید: "ما زیاد می‌خواهیم که ما را "لولی" نه، بلکه "تاجیک" گویند. ما تاجیکستان را وطن خود دانسته، در همه کارهای اجتماعی سهم‌گذار هستیم. و باز قریب همه کودکان تاجیک در گهواره‌های تراشیده ما بزرگ می‌شوند."

وی می‌فزاید: "اگر جوگی یا لولی می‌گویند، به ما سخت می‌رسد (یعنی آزرده می شویم) و فرزندان ما در مکتب(مدرسه) که با تاجیکان یکجا تحصیل می‌کنند، از این نام ننگ دارند و شرم می‌دارند که لولی هستند."

زندگی "تاجیکانه"

ناظمجان طاهرف، نفر دیگری از طایفه‌ای که مردم اطراف آنها را همچنان "جوگی" (یا لولی) می‌گویند، این سخنان را تقویت می‌دهد و می‌گوید که اهل جماعت آنها "تاجیکانه" زندگی می‌کنند.

وی افزود: "ما همه (اعضای) قبیلهِ در قرغانتپه بوده، زندگی تاجیکانه داریم، گدایی و پیشگویی برای ما بیگانه شده است. ما دیگر قرار داده‌ایم که گدایی نکنیم و ما را تاجیک گویند."

Image caption لولیهایی که در شهر قرغانتپه گدایی می‌کنند، از ناحیه "جلال الدین رومی" هستند، نه از شهر قرغان تپه

ناظم جان معتقد است که زندگی هم قومان او حالا نسبتاً بهتر است: "حالا با زحمت حلال ِدستمان زندگیمان از تاجیکها خوبتر است. ما چوب تراشی کرده، زندگی می‌کنیم. اهل قبیله ما آرزو دارند که در آینده نسل ما صاحب معلومات (تحصیل کرده) شوند و در وظیفه‌های (منصبهای) گوناگون کار کنند."

بسیاری از لولیهای قرغان تپه که اکنون گدایی را بَس (ترک) کرده‌اند، می‌گویند آن نفرانی که در بازار و خانه‌های روستائیان در ختلان گدایی یا فال‌بینی می‌کنند، از طایفه آنها نیستند. یکی از آنها می‌گوید: "آنها از لولیهای ناحیه "جلال‌الدّین رومی" هستند که به نام ما داغ می‌آرند."

برخی از جامعه شناسان معتقد‌اند که شرایط زندگی و مناسبت تبعیض‌آمیز نسبت به لولیها که در جامعه سنتی تاجیکستان به طور گسترده و دردناکی رایج است، این گروه از لولیها را وادار کرده است که از هویت و فرهنگ قومی خود دست کشند.

تبعیض قومی

از جمله رستم صفرف، کارشناس محلی، با اشاره ‌به رفتار تبعیض‌آمیز نسبت به کودکان لولی در مکتبها می‌گوید لولیها که می‌خواهند خود را "تاجیک" به شمار آورند، به چیز این حق معنوی دارند.

وی می‌گوید: "آخر نام "جوگی" به کودکان آنها در تحصیل و بودوباش با تاجیکان خلل می‌رساند. بگذار تاجیک باشند. و حکومت از هنر چوب تراشی آنها و بازوان پرقوت آنها می‌تواند استفاده کند و دکانهای چوب تراشی و گهواره ‌سازی را برای غنی ساجتن بودجه کشور به راه ماند."

Image caption آقای جانانف می‌گوید که لولیها بسیار آدمان خوبند

آقای صفرف از این پیشنهاد فراتر می‌رود و می‌گوید که باید در یگان جلسه یا اجلاس محلی رسماً هویت لولیها را به تاجیک تبدیل داد، تا این خبر "به گوش مردم برسد."

امّا به نظر می‌رسد که نه همه مردم محلی با این ‌اندیشه موافقند. مهتاج(Mehtaaj) رسولف، یک جوان تاجیک محلی که در همسایگی لولیها به سر می‌برد، از جمله آنهایست که می‌گویند لولیها نباید تاجیک شوند.

وی گفت: "ما می‌دانیم که جوگیها در ولایت ختلان و شهر قرغان تپه زیادند، ولی این ناممکن است که آنها با ترک عرف و عادتشان خود را تاجیک معرفی کنند."

"داغ ننگ"

ضمناً، بسیاری از لولیهای تاجیکستان و حتی کشورهای دیگر آسیای میانه ‌در شناسنامه‌هایشان "تاجیک" ثبت شده‌اند و این امر بسیاریها را که برای مهاجرت به روسیه و کشورهای دیگر می‌روند و هدف تبعیض و خشونت مردم محلی قرار می‌گیرند، نگران کرده است.

لولیها امروزها در روسیه نیز زیاد به نظر می رسند و معمولا "تاجیک" معرفی می شوند. در رسانه های روسیه نیز مهاجران کاری تاجیک معمولا به "لولیها" نشبیه می کرده شوند.

مهتاج از جملة افرادی است که تاجیک شدن لولیها را موجب شرمساری خود می‌داند: "خود من شاهد مواردی در مهاجرت (در روسیه) بودم که لولیها گدایی کرده، خود را "تاجیک" می‌گفتند."

وی می‌فزاید: "باز به خاطر همین لولیها، روسها ما را به طور توهین آمیز "چورکه" (نام قومی بدوی در سیبری) می‌گفتند. باید آنها در شناسنامه‌هایشان "جوگی" یا "لولی" ثبت شوند. آنها برای صدها جوان مهاجر تاجیک در روسیه داغ ننگ می‌آرند."

Image caption لولیها کودکان خود را معمولاً از مکتب (مدرسه) گرفته و از کودکی به گدایی عادت می‌دهند

در برابر ادعای "داغ ننگ"، بسیار کسان دیگری هم هستند که می‌گویند لولیها آدمان خوبی هستند و نباید از آنان حذر (دوری) نمود. قدمشاه جانانف از جمله چنین افراد است که در همسایگی لولیهای شهر قرغانتپه زندگی می‌کند.

وی می‌گوید: "لولیها برای ما همسایه‌‌های خوبند، مناسبت خوبی دارند. همه آنهایی که در همسایگی ما به سر می‌برند، از گدایی کاملا دست کشیده‌اند. عجیب است که اگر دیگر جوگیها را از دیگر نواحی ببینند، شرم می‌دارند."

آقای جانانف نیز به وجود "رسالتنامه" لولیهای شهر قرغانتپه اشاره ‌می‌کند: "در مورد کتاب یا رسالتنامه‌اشان، آن را به ما نشان نداده‌اند. آنها در این باره خیلی سختگیر هستند، کسی بی اجازه به خانه‌اشان نمی‌رود و به بیگانه‌ها در باره چه داشتنشان حرف نمی‌زنند."

وی می‌فزاید: "به گفته خودشان، آنها رسالتنامه ای دارند، ولی در دست راهبرشان است که به تاجیکان نشان نمی‌دهد. باری به مسجد برده‌اند که کسی آن را نتوانسته است بخواند."

از کنار رودخانه گنگ

فرهنگ کاملاً متفاوت لولیها یا جوگیها در آسیای میانه ‌توجه برخی از محقّقان و پژوهشگران و حتی فیلم سازان را به خود کشیده است. علا‌الدین عبدالله‌اف، کارگردان سینما و مؤلف فیلم مستند "جوگی" است. این فیلم در یکی از جشنواره‌های ایران مقام نمایانی گرفته است.

وی می‌گوید که حیات لولیها بسیار عجیب است: "می دانید، وقتی که ما فیلم مستند "جوگی" را از گوشه و کنار تاجیکستان با قبیله لولیها نواربرداری می‌کردیم، آنها با ما معامله (برخورد) خوبی داشتند."

Image caption علاالدین فیلمی در باره جوگیها ساخته است

اما به گفته علاالدین، بر خلاف محلات دیگر، لولیهای شهر قرغانتپه هویت خود را انکار کرده‌اند: "در قرغانتپه آنها را لولی گفتیم، رنجیدند و با نواربرداری فیلم موافقت نکردند. با ما صحبت نکرده، درهایشان را به رویمان بستند."

فرشته بیدماغوا، آموزگار فن تاریخ، می‌گوید که لولیها تاریخ بسیار کهنی دارند. در باره آنها تاریخ شناسان می‌گویند که مردم ساحل رودخانه گنگ هستند. به همین خاطر، آنها را در بعضی کشورها "سیگن" می‌گویند، یعنی مردم ساحل رودخانه گنگ در هندوستان.

خانم بیدماغوا افزود: "جوگیهای ناحیه جلال‌الدین رومی خود را هندی می‌گویند، ولی جوگیهای قرغانتپه خود را تاجیک می‌خوانند. در ایران آنها را کولی می‌گویند و در بعضی مملکتها موگت و یا سیگن می‌گویند. موگتها برای خود سرودهای زیاد فلکلوریک دارند..."

فرزندان "دورگه"

دولت شوروی لولیها را در برخی از مناطق تاجیکستان در کولخوزها یا واحدهای کشاورزی مشترَک گردهم آورد و می‌خواست آنها را "پیشرفته" کند. ولی ظاهراً این سیاست چندان ثمری نداده است.

سطح آموزش و پرورش در میان لولیها از زمان شوروی تا کنون پایین بوده است. شمار ناچیزی از لولیها در تاجیکستان و کشورهای دیگر آسیای میانه دارای مدارک تحصیلات عالی، منصب و کسب و کار بلند و پردرآمد شده‌اند.

خانواده‌های لولی در تاجیکستان معمولاً فرزندان خود، بویژه دختران را، اجازه خواندن و تحصیل نمی‌دهند و آنها را از کودکی به طلب کردن پول و یا گدایی عادت می‌دهند.

Image caption لولیهای قرغانتپه با تاجیکان زیاد آمیخته شده‌اند: کلین (عروس) این زن تاجیک است

اما ولیجان طاهرف، جوانی روشنفکر از قبیله لولیهای شهر قرغانتپه، می‌خواهد این قالب را شکند و بعد مکتب میانه (مدرسه متوسط) ‌تحصیلش را در یک مؤسسه آموزش عالی ادامه‌بدهد.

وی می‌گوید: "من می‌خواهم که بعد فارغ شدن از تحصیل در مکتب میانه ‌به تحصیلات خود ادامه ‌داده و کارمند پلیس شوم. از قبیله ما کسی نخوانده است، همه اُستا هستند، چوب تراشی می‌کنند، ولی من می‌خواهم که این قالب را بشکنم."

ولیجان احتمالاً موفق خواهد شد. زیرا بر خلاف لولیهای مناطق دیگر تاجیکستان، اعضای طایفه وی تلاشی مشترَک برای صاحب معلومات کردن فرزندانشان انجام می‌دهند، هرچند بهای این کار را باید در ازای از دست دادن هویت و فرهنگ قومی خود بپردازند.

لولیهای قرغانتپه ظاهراً با مردم اطراف رفت و آمد خوبی دارند، توی (بزم) و مراسمشان با مشارکت تاجیکان می‌گذرد، از دختران تاجیک برای پسرانشان عروس انتخاب می‌کنند. تا حال فرزندان به اصطلاح "دورگه" (دو نژاده) زیادی از زوجهای تاجیک و لولی تولد شده‌اند.