تیرباران در یوتا

گاردنر
Image caption گاردنر در سال 1985 به اعدام محکوم شد

شامگاه پنجشنبه پنج مرد گمنام و مسلح در اتاق ویژه ای در زندان ایالت یوتا رونی لی گاردنر را به شیوه ای که خود او درخواست کرده اعدام می کنند: تیرباران.

گاردنر مامورین پلیسی که داوطلب اجرای حکم اعدامش شده اند را نمی بیند. او زیر نورافکن خواهد بود و آنها نیز در فاصله شش متری در پشت دیواری که در آن سوراخهایی برای تیراندازی تعبیه شده پنهان می شوند.

قلب او نشانه گذاری می شود و کلاهی هم سر و صورتش را می پوشاند. مجریان اعدام که احتمالا همگی قبلا برای دقت و هماهنگی هر چه بیشتر تمرین کرده اند، آماده پاسخ به فرمان می شوند: "آماده، هدف ..."

اما هیچ کس هرگز نخواهد دانست که آیا اسلحه اش گلوله واقعی داشته است یا خیر. یکی از این پنج اسلحه حاوی گلوله های غیرکشنده است. این گلوله ها صدایی شبیه گلوله های کشنده واقعی دارند و قابل تشخیص نیستند.

گاردنر که 49 سال دارد در سال 1985 به مرگ محکوم شد. او در جریان محاکمه اش به اتهام قتل ملوین اوترستورم که در یک مشروب فروشی کار می کرد یک وکیل را کشت و مامور دادگاه را نیز به شدت زخمی کرد.

زندانی خشن

ایالت یوتا در سال 2004 تیرباران را ممنوع کرد، اما این قانون شامل افرادی که پیش از این تاریخ محکوم شده اند نمی شود و آقای گاردنر توانست شیوه اعدام خود را انتخاب کند.

گری دلاند مدیر زندانهای ایالت یوتا در سالهای 1985 تا 1992 که گاردنر را به یاد می آورد می گوید از درخواست او برای تیرباران متعجب نشد.

"او مرد بسیار خشنی بود. از زندانیان دیگر دور نگهداشته می شد. کسی بود که برای سرگرمی به بقیه صدمه می زد و از ایجاد مشکل لذت می برد."

"نمی دانیم چرا گاردنر این شیوه را برگزید اما یکی دیگر از زندانیانی که تیرباران را انتخاب کرده بود، می گفت حال که قرار است بمیرد فردی باید پس از اعدام مجبور به تمیز کردن صحنه مراسم شود."

اعدام بوسیله جوخه آتش در آمریکا بسیار نادر است. از سال 1977 تاکنون دو نفر به این شیوه اعدام شده اند. اما جزئیات دو اعدام پیشین نشان می دهد چه چیزی در انتظار گاردنر و افرادی است که داوطلب اجرای حکم هستند.

آقای دلاند که ناظر اجرای چند اعدام بوسیله تزریق گاز سمی بوده و برنامه ریزی یک تیرباران (که در لحظات آخر لغو شد) را نیز بر عهده داشته در سال 1986 دفترچه راهنمایی برای جوخه اعدام نوشت.

"شنیده ام که این دفترچه راهنما هنوز در زندان یوتاست و به تازگی از آرشیو بیرون آورده شده است."

بر اساس دستورالعمل آقای دلاند، گاردنر باید 24 تا 48 ساعت قبل از اجرای تیرباران به سلول ویژه ای برده شود که در آن لحظه به لحظه زیر نظر است تا دست به خودکشی نزند.

تنها افراد معدودی مجاز به ورود به این سلول هستند. برای نمونه وکلایش تا آخرین لحظات برای تعلیق اعدام فعالیت می کنند.

هویت پنج مامور پلیس محلی که حکم را اجرا می کنند برای همیشه مخفی نگهداشته می شود.

وی می گوید: "آنها احتمالا مدتی است که برای شلیک همزمان در حال تمرین هستند." اضطراب بیش از حد یکی از اعضای جوخه اعدام ممکن است به تعلیق اجرای حکم منجر شود.

شیوه ای آرامبخش؟

اعضای تیمی که برنامه ریزی و اجرای مجازات اعدام گاردنر را بر عهده دارند سکه ای ویژه یادبود این اعدام دریافت می کنند.

این آقای دلاند بود که سنت اعطای مدال "خدمت ورای وظایف عادی روزانه" را متداول کرد. اما این بار تیم تیرباران بدنبال جایزه مدرن تری است.

بر اساس مدارک "مرکز اطلاعات مجازات اعدام"، دیوانعالی آمریکا در سال 1879 به ایالت یوتا اجازه داد محکومان به اعدام را تیرباران کند.

ریچارد دیتر مدیر این مرکز به شبکه خبری سی بی اس گفته است این نوعی عقبگرد است و بسیاری متعجب هستند که چطور هنوز چنین شیوه ای جریان دارد.

آخرین فردی که در یوتا تیرباران شد جان آلبرت تایلور در سال 1996 بود که گفت این شیوه را برای شرمساری این ایالت انتخاب می کند.

گری دلاند می گوید نمی داند چرا تیرباران این همه واکنش بر می انگیزد: "اعدام، اعدام است."

بازماندگان قربانیان قتل های آقای گاردنر بر سر شیوه اعدام او دچار اختلاف نظر هستند.

برخی که خود نیز قرار است شاهد این اعدام باشند، تیرباران را آرامبخش می دانند، اما عده ای دیگر می گویند عصر "چشم در مقابل چشم" گذشته و استفاده از این شیوه نوعی پیروزی برای خشونت و خشونت طلبان است.

برخی تاریخ دانان می گویند ریشه تیرباران به این اندیشه فرقه مورمون های ایالت یوتا باز می گردد که برای بخشش الهی قاتل باید خون او را ریخت.

کلیسای مورمون اکنون موضعگیری مشخصی در این زمینه ندارد.

مقام های زندان می گویند روانشناسان و مددکاران آماده هستند در صورت نیاز پس از انجام اعدام به اعضای تیم مشاوره بدهند.

یکی از مامورین گمنامی که در آخرین تیرباران ایالت یوتا شرکت داشته در مصاحبه با روزنامه محلی سالت لیک تریبون گفته است این وظیفه ای بوده که تفاوتی با سایر وظایفش همچون شکستن در و دستگیری مجرمین نداشته است.

یکی دیگر نیز گفته است به وظیفه ای که به او محول شده عمل کرده و متاسف نیست اما دیگر در تیرباران شرکت نمی کند.