دوستی متزلزل اسرائیل و باراک اوباما

باراک اوباما، بنیامین نتانیاهو

اسرائیل سال‌ها از داشتن رابطه‌ای نزدیک با ایالات متحده آمریکا بهره‌مند بوده است. به دنبال تنش‌های اخیر، بسیاری از اسرائیلی‌ها ملاقات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در واشنگتن را از نزدیک دنبال کردند.

بنیامین نتانیاهو، هرگز میانه چندان ‌خوبی با ساکنان کاخ سفید نداشته است. او در دهه نود میلادی و در دوره اول نخست‌وزیری خود شروع بدی را با بیل کلینتون تجربه کرد.

سخنرانی‌اش خطاب به آقای کلینتون در مورد مناقشه اعراب و اسرائیل، به مذاق رئیس جمهور آمریکا خوش نیامد. به دنبال آن بیل کلینتون با ناراحتی پرسید: "او فکر می‌کند چه کاره است؟ این جا ابر قدرت لعنتی چه کسی است؟ او یا ما؟"

البته به گفته آرون میلر، دیپلمات آمریکایی و یک شاهد عینی، او کلمه "لعنتی" را به کار نبرد.

اگر بگوییم که روابط آقای نتانیاهو با باراک اوباما فاجعه بار بوده است، بی‌راه نگفته‌ایم.

باراک اوباما برخلاف رئیس جمهور پیشین این کشور بر این باور است که برخی اقدامات اسرائیل، خود بخشی از مشکل در خاورمیانه‌ است.

سال گذشته، او در کوشش چند ماهه خود برای متقاعد کردن رهبر اسرائیل در تعلیق کامل فعالیت های ساختمانی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی فلسطینی ‌ها شکست خورد.

سپس همزمان با دیدار جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا از اسرائیل، این کشور شروع پروژه "راموت شلومو" را اعلام کرد، پروژه‌ای که برای اسکان یهودیان در اراضی اشغالی بیت المقدس شرقی برنامه ریزی شده. این عمل، خشم مقامات آمریکایی را برانگیخت.

Image caption تنش‌ها به زمان دیدار پر حاشیه آقای بایدن از اسرائیل برمی‌گردند

زمانی که چند ‌هفته پس از این ماجرا، آقای نتانیاهو - که قسمتی از کودکی‌اش را در آمریکا سپری کرده - از کاخ سفید بازدید کرد، باراک اوباما استقبال چندان گرمی از او نکرد.

مسئله تنها به پروژه‌های اسکان یهودیان ختم نمی‌شود. آقای نتانیاهو در مدت دیدارش از آمریکا با سیاستمداران آن کشور چنان به لابی پرداخت که انگار حکومت آقای اوباما را در خاک آمریکا به رسمیت نمی‌شناسد.

برای این که موضوع از آن چه هست خراب تر شود، نخست وزیر اسرائیل درست پیش از دیدار با رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید، سخنرانی سازش ناپذیری برای اعضای لابی اسرائیلی "کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل" (آیپک)، ایراد کرد.

اگر کسی در مورد میزان قدرت دوستان اسرائیل در ایالات متحده شک دارد، تنها کافی است در کنفرانس سیاست‌گذاری سالانه آیپک شرکت کنند.

با نگاهی به وب‌سایت این مرکز، مشخص می‌شود که آنها از حمایت نیمی از مجلس سنا، یک سوم مجلس نمایندگان و تعداد بی‌شماری از سیاست‌گذاران اسرائیلی و آمریکایی برخوردارند.

من در کنفرانس سال جاری آنها در ماه مارس شرکت کردم، همانی که آقای نتانیاهو در آن سخنرانی کرد.

این کنفرانس در مرکز همایش بزرگی واقع در واشنگتن دی سی برگزار شد. بیش از ۷ هزار نفر از نمایندگان سازمان‌های مختلف در فضایی که دست کمی از یک استادیوم فوتبال نداشت دورهم گرد آمده بودند.

هنگامی که نخست وزیر اسرائیل گفت که "بیت‌المقدس یک طرح اسکان نیست، بلکه پایتخت اسرائیل است"، نمایندگان، سیاستمداران و صاحبنظران حاضر در کنفرانس از جا برخاستد و او را به شدت مورد تشویق قرار دادند.

باراک اوباما ناخشنودی خود از این امر را با استقبالی سرد از نتانیاهو نشان داد، استقبالی که به گفته یک روزنامه اسرائیلی "در حد استقبال از رئیس جمهور گینه استوایی" بود.

از این استقبال هیچ گزارشی در اخبار همان شب اسرائیل پخش نشد، حتی یک عکس نیز از آن انتشار نیافت. طبق گزارش ها آقای اوباما مدتی برای صرف شام با خانواده، محل ملاقات را ترک کرد.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص که مشخصا میانه خوشی با نخست وزیر این کشور ندارد، نوشت که او آمریکا را با ذلت، انزوا و روی هم رفته ضعیف‌تر از پیش ترک کرد.

پیوندهای فرهنگی

پیش از سفر، مردم اسرائیل بر این باور بودند که این بار اوضاع متفاوت خواهد بود. به آنها گفته شده بود که نخست وزیر در "بلر هاوس"، بخش مهمانان رسمی اقامت خواهد کرد و این نقطه پایانی خواهد بود به تمام قیل و قال‌ها.

کاملا مشخص است که نوعی همزیستی بین اسرائیل و ایالات متحده وجود دارد، چیزی که در رابطه واشنگتن با فلسطینی‌ها به چشم نمی‌خورد.

این همزیستی چیزی فراتر از تاثیر گذاری آیپک یا حتی کمک مالی ۳ میلیارد دلاری ایالات متحده به اسرائیل است.

رئیس جمهور ترومن در سال ۱۹۴۸ یکی از حامیان اصلی بیانیه استقلال اسرائیل بود. پیوندهای متعدد مذهبی و فرهنگی بین دو کشور وجود دارد.

اعضای خانواده بسیاری از اسرائیلی‌ها در ایالات متحده زندگی می‌کنند. رهبران آمریکا، از جمله جو بایدن در بازدید از بیت‌المقدس، از علاقه‌شان به اسرائیل و این که آن جا را "خانه" خود می‌دانند ، سخن‌ها گفته‌اند.

اما چیزی که در دوره اوباما به نظر اتفاق افتاده است، بازگشت به نوعی از روابط است که آمریکا با اسرائیل داشته است.

تمام روسای جمهور آمریکا خود را دوست اسرائیل دانسته اند، اما همه دوستی آنها خالی از انتقاد نبوده است.

جورج بوش پدر، برخورد جدی با اسحاق شامیر، نخست وزیر ملی گرای تندروی اسرائیل بر سر طرح اسکان یهودیان در اراضی اشغالی داشت.

Image caption آمریکا از فعالیت های ساختمانی اسرائیل در بیت المقدس شرقی انتقاد کرده است

در سالهای دهه ۱۹۵۰، رئیس جمهور آیزنهاور، اسرائیل را به عقب نشینی از اراضی مصر که در جنگ سوئز اشغال کرده بود، واداشت.

زمانی آمریکا هرگونه انتقادی از اسرائیل را در شورای امنیت سازمان ملل به طور خودکار و بدون استثنا وتو می‌کرد.

در عالم سیاست، زمان باعث تغییر بسیاری از چیزها می شود ولی بعضی از واقعیت‌ها ثابت می‌مانند. یکی از این واقعیت ها این است که کشورهای قدرتمندی نظیر ایالات متحده در مغایرت با آن چه که به باور آنها در جهت منافع خودشان است، اقدامی نمی‌کنند.

مقامات آمریکایی گفته بودند که آنها در دیدار با مهمان کاخ سفید گرم اما سختگیر و تسلیم ناشدنی خواهند بود تا بتوانند از مهمان خود، امتیازی بگیرند، امتیازی که فلسطینی‌ها را برای ورود به دور تازه‌ای از گفتگوهای مستقیم و بی‌واسطه صلح ترغیب کند.

مطالب مرتبط