خانه ایران: خانه امید ایرانیان برون‌مرزی؟

Image caption آقای مشایی خشت اوّل خانه ایران را در محوّطه کارخانه سابق "تاجیک اتلس" گذاشت

اسفندیار رحیم مشایی، مشاور عالی و رئیس دفتر ریاست جمهوری ایران، در جریان دیدار خود از تاجیکستان خشت نخست یک مجتمَع فرهنگی به نام "خانه ایران" در شهر دوشنبه را گذاشت.

به گفته مقامهای ایرانی، بنیاد خانه ایران در تاجیکستان نخستین طرح از مجموع طرحهایی برای بنیاد خانه‌های ایران در کشورهای مختلف جهان است، که هدف از آنها متحد کردن جمعیتهایی از ایرانیان برون‌مرزی و معریفی فرهنگ و تمدن ایرانی به خارجیان بوده است.

در مراسم کلنگزنی یا گذاشتن خشت اوّل خانه ایران در دوشنبه، که بعد از ظهر روز یکشنبه 11 ژوئیه در محله "گلستان" شهر دوشنبه، در محوطه کارخانه سابق "تاجیک اتلس" زیر صدای دف و کرنای و با خواندن پاره‌ای از آیات قرآن برگزار شد، در کنار آقای مشایی، که از نزدیکان پرزیدنت احمدی‌نژاد است، همچنین علی‌ اصغر شعردوست، سفیر ایران در تاجیکستان، محمّدشریف ملیکزاده، دبیر کلّ شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، چندی دیگر از مقامات ایرانی و تعدادی از ایرانیان مقیم تاجیکستان شرکت داشتند.

اولین "خانه ایرانیان"

آن گونه که علی‌اصغر شعردوست، سفیر ایران در تاجیکستان، گفت، بنیاد "خانه ایرانیان" در تاجیکستان از ابتکارات اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر ریاست جمهوری ایران است، که می‌خواست اوّلین این گونه خانه‌ها در تاجیکستان بنیاد شود.

وی افزود: "درست یک ماه پیش از این بود، که در اجتماع ایرانیان مقیم تاجیکستان جناب آقای مهندس مشایی در فرمایشاتشان گفتند، که در آینده نزدیک ما خانه ایرانیان را در شهر دوشنبه افتتاح یا کلنگزنی خواهیم کرد. و آن روز ما حقیقتاً تصور نمی‌کردیم، که این بزودی در مقوله هایی به این بزرگی در فاصله یکماهه اتفاق بافتد."

Image caption آقای مشایی گفت، که خانه ایران در دوشنبه تنها برای گردهمایی ایرانیان نیست، باید تاجیکان نیز در آنجا رفت و آمد داشته باشند

دلیل انتخاب تاجیکستان برای بنیاد اولین خانه ایرانیان را مقامات جمهوری اسلامی فرهنگ و تاریخ مشترَک تاجیکان و ایرانیان خواندند. از سوی دیگر، تعدادی از خانواده‌های ایرانی از دوران حکومت شوروی به این سو در تاجیکستان زندگی می‌کنند.

بیشتر آنها کمونیستانی هستند، که در دوران رضا پهلویی به شوروی پناهنده شده، با مردم محلی آمیزش یافته‌اند. محمد نمکشناس، استاد دانشگاه آموزگاری تاجیکستان، که حالا بازنشسته است، از جمله ایرانیانیست، که از سال 1951 به این سو در دوشنبه زندگی می‌کند.

آقای نمکشناس، که از فعالان جامعه ایرانی مقیم تاجیکستان محسوب می‌شود، می‌گوید، که در ایران در دهه 1940 در آشوبی شرکت داشته، مدتی هم زندانی شده است و سپس به شوروی پناه برده است. وی یک دختر و یک پسر دارد، که هر دو فیزیکدان هستند. پسرش در روسیه و دخترش با دو نوه‌اش در دوشنبه زندگی می‌کنند.

خود آقای نمکشناس از طرح بنیاد خانه ایران در تاجیکستان استقبال می‌کند: "خانه ایران یک مرکز فرهنگی خواهد بود نه تنها برای ما ایرانیان، بلکه برای برادران و خواهران تاجیکمان. من در ملاقات آقای مشایی با ایرانیان مقیم تاجیکستان شرکت داشتم و او گفت، که تاجیکان هم می‌توانند بیایند و در این مرکز فارسی آموزند و با ایران آشنا شوند."

به گفته آقای نمکشناس، در زمان شوروی در مجموع 164 خانواده ایرانی در تاجیکستان بودند. حالا تعداد 64 خانواده باقی مانده‌اند. بیشتر مهاجران ایرانیی تاجیکستان پیر شده‌اند و برخی از فرزندانشان هم دیگر فارسی را بخوبی بلد نیستند.

ضمناً، ابوالقاسم لاهوتی، از شاعران بزرگ تاجیکستان نیز از جمله افرادیست، که ایران را پس از یک آشوب کارگری ترک کرده و تا آخر عمر در شوروی به سر برده است. وی مدتی در تاجیکستان نیز می‌زیست و از او به عنوان سردفتر نظم دوران شوروی تاجیکستان نام برده می‌شود.

"با هر نگرش و شیوه فکری..."

محمدشریف ملیکزاده، دبیر کل شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، که در سفر سه‌روزه آقای مشایی به تاجیکستان او را همراهی می‌کند، نیز در این مراسم شرکت و سخنرانی کرد.

وی سیاستهای محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری ایران را، در زمینه دفاع از حقوق ایرانیان مقیم خارج از این کشور "کاملا تخصصی، علمی و عملیاتی" نامید و با اشاره‌ به سخنانی از او گفت، که "هر ایرانی در هر کجای جهان، که باشد، باید حق و حقوقش پیگیری شود."

Image caption ملیکزاده: "خانه ایران خانه‌ای باشد، که هر کسی با هر نگرشی و با هر شیوه فکری بتواند در این خانه‌ها بیاید و برای ساختن ایران بزرگ اسلامی گام بردارد"

آقای ملیکزاده تأکید کرد، که در این اواخر دولت ایران سیاستی را پیش گرفته است، که باعث تحولات بزرگی در حوزه ایرانیان خارج از کشور شده است.

از جمله، به گفته وی، دولت ایران اخیراً نهادی تحت عنوان "مرکز شبانه‌روزی رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور" راه‌اندازی کرده است که آن به طور شبانه‌روزی پاسخگویی درخواستهای تمام ایرانیان جهان راجع به مسائل اقتصادی و سرمایه‌گذاری، فرهنگی و رسانه‌ای، علوم و فناوریهای نوین، مسائل پزشکی و حقوقی می‌باشد.

آقای ملیکزاده افزود: "انشاالّله، که خانه ایرانیان خانه امید ایرانیان در هر کجای جهان بشود. خانه‌ای بشود، که تعاملات، ارتباطات و تشریک مسایی هم‌وطنانمان در حوزه‌های مختلف در آن اتفاق بیافتد. خانه‌ای باشد، که هر کسی با هر نگرشی و با هر شیوه فکری بتواند در این خانه‌ها بیاید و برای ساختن ایران بزرگ اسلامی گام بردارد."

خانه ایرانیان در دوشنبه تنها مرکز گردهمایی ایرانیان خارج از ایران نخواهد بود. دولت ایران تصمیم گرفته است در بسیاری از کشورهای دیگر دنیا نیز، که در آن جاها ایرانیان به سر می‌برند، چنین خانهایی بنیاد کند.

یرانی بیندیشیم، ایرانی عمل کنیم..."

اسفندیار رحیم مشایی، که همزمان جا‌نشین رئیس جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور است، در مراسم گذاشتن خشت اوّل "خانه ایرانیان" در دوشنبه گفت بنیاد چنین خانه‌ها فرصتی برای گردهمایی ایرانیان خارج از کشور، پاسداشت ارزشها و امتیازات تاریخی ملت ایران در هر نقطه‌ای از جهان است، که آنجا ایرانیان هستند.

وی افزود: "این یک فرصت است برای هم‌وطنانمان در خارج از کشور، که زندگی می‌کنند، باید ایرانی زندگی کنند، ایرانی بمانند، ایرانی فکر کنند، ایرانی دوست بدارند، ایرانی بیندیشند، ایرانی عمل کنند. این فقط یک بحث هویتی نیست، تعریف و تمجید از خود نیست. ایرانی یعنی نماد ارزشهای انسانی و ارزشهای الهی در تاریخ بشریت است."

این مقام ایرانی گفت، که وقتی سخن از ایران و ایرانی می‌رود، معنایش این است، که این مردم باید از اصول و ارزشهای انسانی، الهی و اخلاقی دفاع کنند: "ایرانی همان کسیست، که ظلم را نمی‌پذیرد، خلاف انسانیت را نمی‌پذیرد. پس اگر در شناسنامه کسی هم، که ایرانی باشد، کسی که ظلم را برمیتابد یا می‌پسندد، ما او را ایرانی نمی‌شناسیم."

به گفته آقای مشایی، خانه ایران باید یک نماد تمام عیار پیام ایران باشد و به انتشار این پیام مبادرت ورزد و فرصتی ایجاد کند، تا ملّتهای مختلف با این فرهنگ آشنا شوند. آن در کنار گردهم آوردن ایرانیان مقیم خارج همچنین باید فعالیتهایی برای آشنایی مردم جهان نسبت به جغرافیا، تاریخ و فرهنگ ایران انجام دهد.

اسفندیار رحیم مشایی و مقامهای دیگر ایرانی در مراسم کلنگزنی مجتمع "خانه ایران" در دوشنبه تأکید کردند، که این خانه باید نه تنها محل گردهمایی ایرانیان مقیم این کشور، بلکه محل رفت و آمد "تاجیکان بافرهنگ" نیز باشد.

آقای مشایی از جمله گفت: "ما باید فرصت بدهیم، که خواهران و برادران تاجیک ما در این جا به طور کاملاً برجسته و روشن در رفت و آمد باشند. این جا اگر خانه ایران است، فراموش نکنیم، که ایران خانه بسیاری از ملتهای جهان است، ایران سرزمین مادر است، فرزندان بسیار بزرگی را در تاریخ تربیت کرده است و امروز در سرزمینهای بزرگی زندگی می‌کنند."

"سوءاستفاده قدرتهای خارجی"

در سالهای اخیر دولت جمهوری اسلامی تلاش کرده است با ایرانیان خارج از این کشور ارتباطات قویتری ایجاد کند. تحلیلگران می‌گویند، که هدف این کشور از یک سو استفاده از ظرفیتها و منابع فراوان اقتصادیست که ایرانیان برون‌مرزی در اختیار دارند.

Image caption آقای شعردوست گفت، که طرح بنیاد خانه ایران در تاجیکستان از ابتکارات اسفندیار رحیم مشایی بوده است

از سوی دیگر، دولت ایران ظاهراً می‌خواهد با متحد ساختن ایرانیان برون‌مرزی و جلب آنها به محافل فرهنگی و هنری از آن چه "سوءاستفاده قدرتهای خارجی از آنان" می‌داند، جلوگیری کند.

در سخنانی از محمدشریف ملیکزاده، دبیر کل شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، که در سایت این سازمان منتشر شده، آمده است: "ایرانیان خارج از کشور همواره در طول سالهای بعد از پیروز‌ی انقلاب اسلامی به علّت سوء استفاده قدرتهای خارجی به چالشی برای نظام تبدیل شده بودند، به طوری که زندگی آنها، واکنشهایی، که در خارج از کشور داشتند و حاشیه‌ این مسائل همیشه بخش عمده‌ای از انرژی نظام را به خود اختصاص می‌داد..."

این سایت می‌فزاید: "ابتکار دکتر محمود احمدی‌نژاد در بها دادن به موضوع ایرانیهای خارج از کشور با تشکیل شورای عالی ایرانیان خارج از کشور موجب شد، تا از پاتنسیال و ظرفیّت هم‌وطنانمان در آن سوی مرزها به طور فعال در کشور استفاده شود."

ترس از انزوا؟

ضمناً، بخش اعظمی از ایرانیان مقیم خارج از ایران افرادی هستند، که در پی انقلاب اسلامی سال 1979 در ایران کشور خود را ترک کردند و بیشترشان به کشورهای غربی پناه بردند.

گفته می‌شود بزرگترین جمعیت ایرانیان مهاجر حالا در ایالت کالیفرنیای آمریکا زندگی می‌کنند. بیشتر آنها کسانی بوده‌اند، که از همان آغاز نظام جمهوری اسلامی را قبول نداشتند و دولت ایران نیز طی بیش از دو دهه اخیر با آنها برخورد خوبی نداشته است.

هم اکنون این سؤال مطرح است، که چه چیزی مقامات ایرانی را واداشته، که برای ایجاد ارتباط با مهاجران ایرانی تلاش کنند؟ ولاديمير اوسی یف، کارشناس پژوهشگاه اقتصاد جهانی و روابط بین‌المللی فرهنگستان علوم روسیه، معتقد است، که تحریمهای بین‌المللی اخیر مقامات ایرانی را در تنگنا قرار داده است.

وی می‌گوید: "اگر دولت ایران می‌خواست در واقع با ایرانیان برون‌مرزی کار کند، می‌بایست "خانه ایران" را نخست در کشورهای غربی، مثلاً در کالیفرنیای آمریکا بنیاد کند. این که چنین طرحی در تاجیکستان آغاز شده، نشان می‌دهد، که مقامات ایرانی در واقع از تحریمها و منزوی شدن ایران نگرانند. آنها می‌خواهند نظام تحریمات را آسان کنند و به همین دلیل آمادگی خود برای ارتباط با مخالفان را اعلام می‌کنند."

آقای اوسی یف معتقد است، که رژیم ایران آماده همکاری با مخالفانش نیست. وی می‌گوید در حالی که دولت ایران نمی‌تواند با مخالفان داخلیش زبان یابد، پس چه گونه می‌تواند با مخالفان خارجیش، که بسیاری از آنان حتی طرفدار احیای سلطنت پهلوی هستند، ارتباط یابد؟

"تبلیغات برای مصرف داخلی"

برخی از ایرانیان هم در این، که دولت ایران بتواند به وسیله بنیاد خانه‌های ایرانیان در خارج از کشور به ایجاد ارتباط با ایرانیان برون‌مرزی موفق شود و یا از "سوییستیفاده قدرتهای خارجی از ایرانیان خارج از کشور" جلوگیری کند، تردید دارند.

شهاب‌الدین فرخیار، فیلمساز و روزنامه‌نگار ایرانی، معتقد است، که طرح بنیاد خانه‌های ایرانیان در خارج از ایران جز "تبلیغاتی برای مصرف داخلی" نیست. در صورت بنیاد چنین مراکز در آن جاها ممکن است به جز فعالیّتهای فرهنگی "کارهای دیگری" نیز انجام شود.

وی می‌گوید: "اینها، من فکر می‌کنم، تلاشیست بیشتر تبلیغاتی و هیچ پشتوانه جدی ندارد. شما خواهید دید، که جز آدمهایی، که به نوعی با حکومت ایران در ارتباط هستند و بودند و منافع سیاسی و اقتصادی دارند، جز اینها به خانه‌های ایرانی کسی موراجعه نخواهد کرد و برخی از بازرگانهایی، که به اجبار ممکن است روابط و منافع اقتصادی داشته باشند."

به گفته آقای فرخیار، طرح "خانه‌های ایرانی" در خارج طرح نوی نیست و از زمان رضاشاه تلاشهایی برای تأسیس مراکزی فرهنگی در کشورهای خارجی با نام "رایزنی فرهنگی" صورت گرفته بود، که بیشتر نهادهای رسمی بودند، که در زمان جمهوری اسلامی نیز ادامه‌ یافته است.

فرار مغزها

اما در زمان ریاست محمد خاتمی بحث ایرانیان خارج کشور جدا از مباحث خانه‌های فرهنگ مورد توجه قرار گرفت و برای جذب ایرانیان خارج و ایجاد دیالوگ با آنها قدمهایی برداشته شد. از جمله دولت ایران به بسیاری از ایرانیان خارجی شناسنامه داد و برخی از شخصیتهای فرهنگی را به ایران بازاورد.

آقای فرخیار می‌گوید، که در دوره محمود احمدی‌نژاد این سیاستها مورد انتقاد و بازنگری قرار گرفت و به جای موج آمدن ایرانیان به وطن متوقف شد و دوباره جریان فرار مغزها از ایران به خارج شکل گرفت، که بویژه بعد از جنبش سبز بیشتر شده است.

شهاب‌الدین فرخیار معتقد است، که حالا دولت ایران می‌خواهد ظاهراً جلو این حرکت را بگیرد و روابط ایرانیان مقیم خارج از کشور را، بویژه در دورانی، که شکاف و فاصله میان دولت و آنها بیشتر شده، بازسازی کند، ولی این امر در واقع بعید به نظر می‌رسد.

بر اساس آمار مختلف، حالا تعداد پنج میلیون ایرانی در خارج از این کشور زندگی می‌کنند. گفته می‌شود هر سال نزدیک به 150 هزار نفر ایران را ترک می‌کنند و این روند در سالهای اخیر شدت بیشتری گرفته است. به گفته تحلیلگران، بیشتر ایرانیان مهاجر به قشر تحصیلکرده و متوسط جامعه تعلق دارند.