ایران از داستانهای "شاهنامه" فیلم می‌سازد

Image caption جمهوری اسلامی ایران وعده کرده است، که نخستین سلسله از فیلمهای ایرانی بر اساس "شاهنامه" را می‌سازد

ایران اعلام کرده است که برای بار نخست در باره ابوالقاسم فردوسی یک فیلم هنری و بر اساس داستانهای “شاهنامه” سریالی می‌سازد.

در این باره اسفندیار رحیم مشایی، مشاور عالی رئیس جمهوری ایران در امور ایرانیان خارج از کشور و رئیس دفتر ریاست جمهوری این کشور که همچنین ریاست کمیسیون فرهنگی دولت ایران را به عهده دارد، روز سه‌شنبه‌ 13 ژوئیه در پایان دیدار خود از دوشنبه اطلاع داد.

این مقام بلندپایه ایرانی در حالی از تصمیم دولتش در باره تهیه نخستین فیلمها بر اساس این حماسه ملی ایرانیان خبر داد، که ضمن صحبت با خبرنگاران از فرهنگ و تمدن ایران باستان، بویژه نقش کروش بزرگ، در "لغو برده‌داری در بابل" ستایش می‌کرد.

وی در پاسخ به سؤال خبرنگار بی بی سی که چرا ایران با این که میراثبر اصلی فرهنگ گذشته فارسی است، تا حال از این شاهکار ادبیات جهانی متعلق به فارسی‌زبانان در عرصه سینما کاری نکرده است گفت: "این انتقاد بجاست و من هم این انتقاد را دارم."

آقای مشایی افزود که چند ماه قبل به نهادهای ذیربط دستور داده است که در باره زندگی ابوالقاسم فردوسی فیلمی سینمایی و بر اساس داستانهای مختلف "شاهنامه" سریالهایی تهیه شود.

وی همزمان اعلام کرد که دولت ایران همچنین تصمیم گرفته است از صد رساله دکتری دانشگاهی در باره ابوالقاسم فردوسی و “شاهنامه” وی حمایت مالی کند.

این مقام دولت ایران دلیل چنین تصمیمها را چنین شرح داد: "در ماندگاری تاریخ فارسی ما همه به فردوسی بدهکاریم. اگر فردوسی نبود، حافظ و سعدی نبودند. اول رودکی و بعد فردوسی واقعا زبان فارسی را حفظ کردند. آن سال که رودکی فوت کرد، همان سال فردوسی به دنیا آمد که این خیلی زیباست. این نشان می‌دهد که خداوند مسئولیتهای تاریخی بر دوش آنها گذاشته و آنها آن را انجام دادند."

تلاشها برای کاهش اهمیت “شاهنامه”

تصمیم دولت ایران برای تهیه فیلمهایی بر اساس “شاهنامه” فردوسی در حالیست که تضادهایی در برخورد مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران با این حماسه فارسی وجود داشته است.

Image caption داریوش رجبیان: "جمهوری اسلامی در گذشته تلاش کرده است از ابوهت و بزرگی فردوسی بکاهد"

داریوش رجبیان، خبرنگار تاجیک که مدتی در ایران زندگی کرده است، می‌گوید هرچند فردوسی و “شاهنامه” به عنوان نماد در ایران پیوسته مطرح بوده است، اما پس از رسیدن به قدرت جمهوری اسلامی تلاشهایی به خرج داد، تا "از ابوهت و بزرگی فردوسی بکاهد."

آقای رجبیان می‌گوید: "حتی در دوران انقلاب اسلامی برای تخریب آرامگاه فردوسی در توس حرکاتی صورت گرفت و افرادی نیز تقاضا کردند که مجسمه فردوسی از تهران برداشته شود."

برخیها از این که در فیلمهای ایرانی نام قهرمانان بد اکثراً رستم، سهراب و یا قهرمان دیگر “شاهنامه” انتخاب می‌شوند، انتقاد می‌کنند که احتمالاً این امر برای تبلیغ علیه نامگذاری فارسی در ایران در برابر نامهای عربی صورت می‌گیرد.

داریوش رجبیان با این که از تصمیم دولت ایران برای تهیه سریال “شاهنامه” استقبال کرد، گفت: "به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی بخوبی درک کرده است که “شاهنامه” چیزیست که به طور سطحی در فرهنگ ایران حضور ندارد، بلکه در مغز-مغز مردم ایران جا گرفته است. شما می‌توانید حضور فردوسی و "شاهنامه" را در زندگی روزمره مردم ایران خوب احساس بکنید."

وی افزود این پدیده حتی موضوع کتابی از نیکولاس جوبر، محقق انگلیس، تحت عنوان "ارق نوشی بر ریش آیت الله" قرار گرفته است.

“شاهنامه” همیشه به عنوان نماد یا سمبول یکپارچگی و وحدت ایران شناخته شده است و به باور آقای رجبیان، این امر می‌تواند یکی دیگر از دلایل تصمیم دولت ایران برای تهیه سلسله فیلمها بر روی داستانهای “شاهنامه” باشد.

"حماسه‌های "شاهنامه" یکپارچگی را در میان اقوام مختلف در ایران پیوسته تأمین کردند. هر دولتی که در ایران باشد، تلاش می‌کند از این نماد یکپارچگی ایران استفاده بکند و به وحدتی که می‌خواهد شاهدش باشد، برسد."

"شاهنامه"، نماد یکپارچگی ایران بزرگ

اما آکادمیسین محمدجان شکوری، دانشمند تاجیک، بر اهمیت این اقدام دولت ایران برای نه تنها وحدت اقوام در داخل ایران، بلکه وحدت مردم فارسی‌زبان ایران و آسیای مرکزی تأکید می‌کند.

Image caption شکوری: "برای این که تاجیکستان ما با موفقیت هستی خود را ادامه‌ بدهد، نزدیکی ما، همکاری و همدستی ما با افغانستان و ایران ضروریست

وی می‌گوید اهمیت این اثر نه تنها در ظرف هزار سال کاسته نشده، بلکه در برخی از فصلهای تاریخی اهمیتش برجسته‌تر شده است. به گفته وی، امروز یکی از آن فصلهای تاریخ است که بخصوص تاجیکستان به نزدیکی با ایران و افغانستان نیاز مبرمی دارد.

آقای شکوری افزود: "برای این که تاجیکستان ما که یک کشور نه چندان بزرگ است و در محاصره است، باموفقیت هستی خود را ادامه‌ بدهد، نزدیکی ما، همکاری و همدستی ما با افغانستان و ایران ضروریست، ناگزیر است، حتمیست."

وی ضمن استقبال از تصمیم ایران به تهیه فیلمهای هنری در باره فردوسی و داستانهای “شاهنامه”، تأکید کرد که این فیلمها باید با شرکت هنرمندان ایرانی و تاجیکستان و افغانستان تهیه شوند.

جلب هنرمندان تاجیک و افغان برای اجرای نقشها در فیلمهای ایرانی از تجربه‌های تازه‌ای در همکاری فرهنگی میان این سه کشور فارسی‌زبان در سالهای اخیر است. کارگردانهای ایرانی در سالهای اخیر در تاجیکستان و افغانستان با استفاده از هنرمندان این کشورها فیلمهایی تهیه کرده‌اند.

فیلم حماسی سرمایه زیاد می‌خواهد

گفته می‌شود یکی از دلایل این که در ایران تا حال هیچ فیلمی در اساس داستانهای “شاهنامه” تهیه نشده است، این بوده که تهیه فیلمهای حماسی به حزینه زیادی نیاز دارد، ولی شرکتهای خصوصی توان سرمایه‌گذاری در چنین فیلمها را نداشته‌اند.

Image caption در دهه‌های 1960 و 1970 دولت شوروی از تهیه چهار فیلم بر پای داستانهای "شاهنامه" حمایت مالی کرده است

تهیه چنین فیلمهای حماسی در این کشور به حمایت مالی نهادهای دولتی نیاز داشته، ولی دولت ایران تازه به انجام چنین کاری ابراز علاقه کرده است.

در تاجیکستان هم کمبود منابع مالی دلیل اصلی تهیه نشدن فیلمها بر پایه “شاهنامه” فردوسی بوده است. ولی در دهه‌های 1960 و 1970 میلادی دولت شوروی از تهیه چهار فیلم "پرچم کاوه آهنگر" (1961)، "داستان رستم" (1971)، "روستم و سهراب" (1971) و "داستان سیاوش" (1976) حمایت مالی کرده است.

این فیلمها به کارگردان خود باریس کیمیاگراف، کارگردان یهودی تبار تاجیک، شهرت زیادی آورده و نام او را در ذهنهای مردم تاجیک با “شاهنامه” توأم ساخته است.

اولین بار در سال 1963 فیلمساز هندی ویشرم بیدیکر نیز فیلمی در باره داستان "رستم و سهراب" ساخته بود که آن تا کنون یکی از شاهکارهای سینیمای هند محسوب می‌شود.