'مادر جنگ‌ها'؛ تراژدی مادران بی‌فرزند

جنگ عراق و کویت
Image caption "ام المعارک" یا "مادر جنگ ها" آنگونه که صدام می‌نامید، منجر به اشغال هفت ماهه کویت شد

ساعت ۲ بامداد روز دوم اوت ۱۹۹۰ ارتش عراق مرزهای کویت را در هم نوردید تا حادثه ای را رقم بزند که تبعات آن تا به امروز گریبانگیر منطقه خلیج فارس است. حادثه ای که شاید سرنوشت منطقه را دگرگون کرد.

قبل از آغاز جنگ ایران و عراق و در سال های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که همیشه از نافرمانی اقلیت شیعه خود بیم دارند، اظهارات رهبران جدید ایران در زمینه صدور انقلاب اسلامی به جهان را با بیم و نگرانی دنبال می کردند.

اظهارات منسوب به مقام های ایران در اوائل انقلاب در باره عدم به رسمیت شناختن کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس بر این نگرانی ها افزود.

صدام که نگران نفوذ آیت الله خمینی در میان شیعیان عراق بود، وقوع انقلاب در ایران و ضعف ارتش این کشور را بهترین موقعیت برای تضعیف رقیب قدر خود و رسیدن به اهداف توسعه طلبانه خود می دید.

عراق معاصر همیشه از محدودیت دسترسی بنادر خود به آبهای آزاد رنج برده است. بنادر ایران به خصوص در خوزستان بهترین شکار برای صدام بود و البته ذخایر عظیم نفتی که در صورت انضمام به عراق، صدام را ابرقدرتی تمام عیار در منطقه می کرد.

با این بیم ها و رؤیاهای جنون آمیز صدام بود که آتش جنگ با ایران شعله ور شد. جنگی که به مدت هشت سال بسیاری از زیرساخت های دو کشور همسایه را تخریب کرد و برای دو کشور اقتصادی بحرانی به جا گذاشت.

عراق در سال ۱۹۸۸ با اقتصادی عملا ورشکسته اما با ارتشی مجهزتر، کار آزموده تر و در کل قویتر، از جنگ با ایران خارج شده بود.

بدهکاری های چند ده میلیارد دلاری عراق که صرف جنگ با ایران و تجهیز ارتش شده بود، بزرگترین مانع بر سر بلند پروازی های صدام بود.

Image caption بدهکاری های چند ده میلیارد دلاری عراق بزرگترین مانع بر سر بلند پروازی های صدام بود

صدام که پس از هشت سال جنگ فرسایشی از رسیدن به نفت و آبهای آزاد ایران ناکام مانده بود، خود را تنها بازنده در بین کشورهای عرب خلیج فارس می دید.

کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس با تضعیف نظامی و اقتصادی ایران بدون اینکه کشورهایشان ویران و اقتصادشان ورشکسته شود، عملا از خطر احتمالی ایران جهیده بودند.

صدام که پیش از این خود را رهبر جهان عرب می دانست، اکنون خود را ناجی کشور های عربی هم می پنداشت و از آنها توقع همکاری کامل برای بهبود اقتصاد ورشکسته خود داشت.

اما گویا گوش کویتی ها به این حرف ها بدهکار نبود. آنها خوب می دانستند که صدام نه برای نجات آنها که برای رسیدن به اهداف خود جنگ را آغاز کرده بود.

از حدود یک سال پیش از اشغال نظامی کویت توسط عراق، اختلافات میان دو کشور بالا گرفت.

قیمت های نفت افت کرده بود و عراق کویت را متهم می کرد که با تولید بیش از سهمیه خود در اوپک، باعث کاهش قیمت ها می شود.

عراقی ها می گفتند که با کاهش هر یک دلار در قیمت نفت، آنها میلیارد ها دلار از دست می دهند. میلیارد ها دلاری که به خصوص در آن شرایط سخت اقتصادی به آن نیاز داشتند.

کم کم عراق اتهاماتی مبنی بر حفاری اریب توسط کویتی ها در حوزه های نفتی مشترک با عراق را مطرح کرد.

این اتهام به معنای سرقت نفت عراق توسط کویت بود. اتهامی که البته از طرف دولت کویت و شرکت های خارجی که در حوزه های نفتی مشترک کار می کردند، رد می شد.

صدام که از رسیدن به نفت و آب های آزاد ایران نا امید شده بود، انضمام شیخ نشین کوچک کویت را بهترین گزینه برای کامیابی می دید.

ضمیمه کردن بنادر کویت که از موقعیت بهتری نسبت به بنادر عراق برخوردار بودند و همچنین منابع عظیم نفتی که این کشور کوچک را در رده چهارم کشور های نفتی جهان قرار می داد، می توانست جبران کننده ناکامی های صدام و موتور محرکه توسعه طلبی های آینده او باشد.

Image caption جنگ عراق و کویت منجر به آن شد تا حضور آمریکا در منطقه پر رنگ تر شود

"ام المعارک" یا "مادر جنگ ها" آنگونه که صدام می نامید، منجر به اشغال هفت ماهه کویت شد.

اما عدم موفقیت نیرو های عراقی در اجرای نقشه صدام برای از بین بردن شیخ کویت و اعضای با نفوذ خانواده اش باعث شد که تا با بسیج کشور های بسیار و در راس آنها آمریکا که به تازگی از جنگ سرد، پیروز بیرون آمده بود، کویت باز پس گرفته شود.

بسیاری بر این باورند که غرب و در راس آنها آمریکا به عراق چراغ سبز اشغال کویت را نشان داد تا زمینه تخریب سلاح ها و تکنولوژی های با کاربرد دوگانه را که خود به صدام فروخته بود، فراهم کنند.

بسیاری دیگر این ادعا را صرفا یک تئوری توطئه می دانند که طرفداران آن همیشه اصرار دارند که در ماورای اتفاقات مختلف باید به دنبال سر نخ های مرموز باشند.

حقیقت هر چه باشد این جنگ به رقابت تسلیحاتی در منطقه به شدت دامن زد و باعث شد که دلارهای نفتی زیادی به سوی کارخانه های تسلیحاتی سرازیر شود.

همچنین این جنگ منجر به آن شد تا حضور آمریکا در منطقه پر رنگ تر شود و پایه های حکومت صدام در اثر تحریم های سفت و سخت و کشنده آنگونه سست شود که در جنگ سال ۲۰۰۳ در عرض چند روز کاملا از هم بپاشد.

حقیقت بزرگتر اما این است که اگر چه "مادر جنگ ها" نخستین تراژدی مادران بی فرزند نبود اما بی شک این جنگ یکی از بزرگترین محنت های بشری بود که تبعات آن هنوز ادامه دارد.

مطالب مرتبط