چرا عمار حکیم تنها شد

حکیم
Image caption عمار می کوشد با همه جناح های سیاس داخل و خارج روابط مسالمت آمیزی داشته باشد

پس از گذشت حدود هفت ماه از انتخابات عراق، سرانجام توافقی در جناح سیاسی شیعه بر سر ادامه نخست وزیری نوری مالکی به دست آمده که می تواند به بحران بی دولتی در این کشور پایان دهد، اما مجلس اعلای اسلامی عراق تنها گروه سیاسی شیعه است که با این توافق مخالفت می ورزد.

درون خود مجلس اعلا هم، سازمان بدر که پیشتر شاخه نظامی مجلس را تشکیل می داد در صف هواداران نوری مالکی است و بدین ترتیب، عمار حکیم و مجلس اعلایی که رهبری اش را از پدر به ارث برده، تنها مانده اند.

مجلس اعلا که در آغاز دور مجلس پیشین عراق، هسته اصلی و صدرنشین جناح اکثریت بود، با مرگ رهبرش سید عبدالعزیز حکیم، رو به افول نهاد تا آنجا که در انتخابات اخیر حتی بیست کرسی هم به دست نیاورد.

از همین بیست کرسی هم، با پیوستن سازمان بدر به حامیان نوری مالکی، بیش از ده کرسی برای عمار حکیم نمی ماند و حتی اگر او تصمیم به ائتلاف با ایاد علاوی، رقیب نوری مالکی بگیرد، نقش مهمی در جلوگیری از پایداری قدرت نوری مالکی بازی نخواهد کرد.

ایستادن در برابر ایران

ایران رسماً هر گونه دخالت در روند تعیین رئیس دولت تازه ای برای عراق را رد کرده اما از میان افرادی که در هفت ماه گذشته برای نخست وزیری پیشنهاد شده اند، نوری مالکی بیشتر از بقیه خوشایند ایران به نظر می رسد.

هواداران مقتدی صدر هم که در هفت ماه گذشته سرسختانه با ادامه نخست وزیری نوری مالکی مخالفت می ورزیدند، علت تغییر عقیده خود را در چند روز اخیر، فشار ایران اعلام کرده اند.

مجلس اعلا همواره نزدیکترین تشکل سیاسی عراقی به ایران به شمار می رفته اما اگر نوری مالکی را نخست وزیر مطلوب ایران در عراق بدانیم، اکنون عمار حکیم با مخالفت با ادامه نخست وزیری او، در واقع در مقابل خواست ایران ایستاده است.

نگاه به آینده

یکی از دلایل این موضعگیری می تواند این باشد که به دلیل کاسته شدن از اهمیت مجلس اعلا، ایران سرمایه گذاری خود را بیشتر بسوی مقتدی صدر متوجه کرده که بر خلاف عمار حکیم، موفقیت چشمگیری در انتخابات کسب کرد، تعداد کرسیهای هوادارانش در مجلس به چهل کرسی افزایش یافت و به جایگاهی مهمی و اثرگذار رسید، تا آنجا که حتی ایاد علاوی هم با تمام اختلاف نظرهای سیاسی و فکری، تلاش زیادی کرد که مقتدی صدر را بسوی خود جلب کند.

عمار حکیم و مقتدی صدر به دو خانواده روحانی با دهها سال سابقه نفوذ گسترده میان شیعیان عراق تعلق دارند که از هر کدامشان چند مرجع دینی برخاسته است؛ رقابت این دو خانواده در عرصه نفوذ مذهبی و اجتماعی هم در عراق مشهور است.

دو وارث جوان این دو خانواده با اینکه در انتخابات با یکدیگر متحد شدند اما در تفکر و شیوه عملکرد سیاسی تفاوت چشمگیری با هم دارند؛ عمار حکیم روحانی میانه رویی است که می کوشد با همه جریانهای سیاسی و مذهبی و قومی، چه در داخل عراق و چه در سطح بین المللی همکاری کند و همچون پدر و عمویش، با آمریکا هم روابط مسالمت آمیزی دارد.

Image caption آیت الله حکیم با آیت الله خمینی اختلاف نظر داشت

در مقابل، مقتدی صدر از همان آغاز بنا را بر تندروی گذاشت، وارد درگیری مسلحانه با آمریکاییها شد و رویارویی اش با دولت عراق هم سرانجام وادارش کرد امامت مسجد کوفه را که زمانی جایگاه پیشوای نخست شیعیان بود رها کند و به نام ادامه تحصیل، ساکن قم شود.

از لحاظ پایگاه اجتماعی، عمار حکیم بیشتر با روحانیت سنتی و طبقه متوسط مذهبی شیعه مرتبط است و کوشیده مجلس اعلا را نزدیکترین جریان سیاسی به مرجعیت شیعه نشان دهد، در حالی که مقتدی صدر کار خود را با ضدیت با ایران و محاصره بیت آیت الله سیستانی و تقاضای اخراج او و دیگر مراجع غیرعراقی آغاز کرد، با روحانیت سنتی از در تفاهم برنیامد و هوادارانش عمدتاً از طبقه فرودست شیعه و جوانان تندروی محلات فقیرنشین گرد او جمع شدند.

مقتدی صدر اگرچه بیش از عمار حکیم کرسی در مجلس به دست آورده اما کرسیهای عمار حکیم متعلق به حوزه های انتخابیه پرجمعیت تری اند و در مجموع، شمار رأی دهندگان به مجلس اعلا بیش از جریان تحت رهبری مقتدی صدر بوده است.

شاید با تکیه بر چنین نقاط تمایزی، عمار حکیم دوری از مقتدی صدر و ایران را دوراندیشانه تر دیده و چه بسا در دید او، تن دادن به خواست همسایه و گره خوردن به سرنوشت جریانی تندرو، بخت آزمایی با برگه هایی باشد که به گواهی تاریخ چندان دیرپا نیستند.

همراهی عمار حکیم با صدریها و رضایت به ادامه نخست وزیری نوری مالکی، بعید بود سهم مهمی از دولت نصیب او کند در حالی که جدایی او از این جریان و قرار گرفتن در موضعی مخالف با خواست ایران می تواند برای او پایگاه اجتماعی محکمتر و آینده روشنتری میان بسیاری از عراقیها فراهم کند.

امام حسن و امام حسین

چهل و پنج سال پیش، آیت الله سید محسن حکیم، پدربزرگ عمار حکیم که بزرگترین مرجع شیعه در آن زمان بود به آیت الله خمینی گفته بود: "راه ایستادگی و مقاومت با آنها آن طور که شما اقدام کردید درست نبود چون ما که سلاح و قدرت نداریم، سلاح و قدرت ما همین مردمند، اینها هم حرکتشان از طرف باد است. ما تجاربی از انقلاب 1920 عراق داریم و می دانیم که چگونه انگلیسیها با ما رفتار کردند و نتیجه قیام و انقلاب ما به کجا منتهی شد. خیلی محتاطانه باید حرکت کرد و به اندک غفلت ممکن است مسلمانها ذلیل و نابود گردند".

وی سپس از آیت الله خمینی پرسیده بود: "شما جواب خدا را در این خونریزی چه می دهید؟" و جواب شنیده بود: "امام حسین که قیام کرد و خودش و عده ای شهید شدند برای چه بود؟ برای حفظ اسلام بود، پس باید این اعتراض را به او هم بکنیم؟".

آیت الله حکیم در پاسخ با عصبانیت گفته بود: "ای آقا، شما خود را با امام حسین قیاس می کنید؟ امام حسین امام مفترض الطاعه و عالم و مأمور از جانب خداوند بود. شما چرا امام حسن را نمی گویید؟ هر کاری که می خواهید بکنید و هر خونی که می خواهید ریخته شود امام حسین را به میان می آورید".

در تفاوت شیوه عملکرد سیاسی عمار حکیم و مقتدی صدر، بازتابی از اختلاف نظر آن روز میان آیت الله حکیم و آیت الله خمینی را می توان دید.

در اشاره ای هم که آیت الله حکیم در آن زمان به تفاوت میان دوران امام حسین و امام حسن کرد، شاید ذکر این نکته خالی از ظرافت نباشد که خاندان حکیم منسوب به امام حسنند و خاندان صدر به امام حسین.

مطالب مرتبط