"کمپ امید" در شیلی؛ چند ساعت مانده به دیدار

Image caption پلیس سوار بر اسب کنترل اوضاع در معدن سن خوزه را برعهده گرفته اند، قرار است نیمه شب عملیات نجات وارد آخرین مرحله شود

فقط چند ساعت مانده تا عملیات نجات سی و سه معدنچی یکی از معادن شمال شیلی به پایان برسد.

این معدنچیان بیش از دو ماه است که در عمق ۶۲۲ متری معدن طلا و نقره سن خوزه گرفتار شده اند.

مقام های شیلی می گویند که آخرین مرحله عملیات نجات که در نوع خود رکورد طولانی ترین عملیات نجات معدنچیان در جهان به شمار می رود، از نیمه شب چهارشنبه ۲۱ مهر(سیزدهم اکتبر) اجرا می شود.

از هم اکنون فضای حاکم بر اردوگاهی که در کنار معدن سن خوزه برپاشده و "کمپ امید" نامیده می شود، بسیار هیجان انگیز توصیف می شود.

امروز سه شنبه، ۲۰ مهر (۱۲ اکتبر)، رئیس جمهوری شیلی به این محل سفر کرد تا از نزدیک شاهد نجات معدنچیان گرفتار باشد، صدها خبرنگار و گزارشگر داخلی و خارجی هم برای پوشش خبری و تصویری این برنامه در محل مستقر شده اند.

یکی از سی و سه معدنچی به دام افتاده، شهروند بولیوی است و به این علت، اوا مورالس، رئیس جمهوری بولیوی هم به "کمپ امید" در معدن سن خوزه شیلی سفر کرده است.

افراد پلیس سوار بر اسب، در تپه های این ناحیه دورافتاده شمال شیلی، درحال گشت زنی هستند.

عملیات نجات به دقت طراحی شده و به نظر می رسد مطابق آخرین تمهیدات همه چیز به خوبی پیش می رود.

"کپسول ویژه" که از آن به عنوان آسانسور نجات معدنچیان استفاده خواهد شد، دیروز با موفقیت مورد آزمایش قرار گرفت. این آسانسور از یک محفظه یک نفره تشکیل شده و قرار است معدنچیان را یک به یک به سطح زمین بیاورد.

تنها کار باقیمانده، کسب اطمینان از سیستم جرثقیل و قرقره آسانسور است، قبل از آن که اولین معدنچی به بالا کشیده شود،‌ یک امدادگر برای معاینه آنها به پایین فرستاده خواهد شد.

او معدنچیان را به سه گروه تقسیم می کند:‌ آنهایی که دانش فنی شان خوب است، آنهایی که به لحاظ شخصیتی ضعیف هستند و آنهایی که شخصیتی قوی دارند.

هم اکنون تعداد بسیار زیادی از خانواده های معدنچیان گرفتار در کمپ امید به سر می برند تا این لحظات را جشن بگیرند.

لیلین رامیرز، بیش از سی سال است که با ماریو گومز، یکی از معدنچیان گرفتار زندگی می کند، او پنجاه و هفت ساله است و به بی بی سی گفته که در نامه اخیرش به آقای گومز پیشنهاد ازدواج کرده است.

الیسیا کامپوز هم مادر یکی از معدنچیان گرفتار است و می گوید منتظر لحظه ایست که پسر جوانش را در آغوش بگیرد.

مطالب مرتبط