انتخابات ۲۰۱۰: ‌ابرهای سیاه بر کاخ سفید

جنبش اعتراضی تی‌پارتی
Image caption جنبش اعتراضی تی‌پارتی بیشتر با جمهوری‌خواهان هم سو هستند اما از این حزب ناخشنودند

بهتر است باراک اوباما مطمئن شود که دفترش در کاخ سفید در مقابل تغییرات وضع هوا مقاوم است. طوفانی از خشم سراسر ایالات متحده ‌را در‌می‌نوردد و قرار است در دوم نوامبر به واشنگتن برسد.

دموکرات‌ها در کنگره آمریکا خود را برای ریزش آرایشان در انتخابات میان‌دوره‌ای آماده می‌کنند. دوران زمامداری آنها در مجلس نمایندگان احتمالا به سرخواهد آمد و مجلس سنا نیز از این تندباد به لرزه‌ خواهد افتاد.

رهبران حزب جمهوریخواه به آن "انتخابات مواج" لقب داده‌اند، چیزی که طلایه‌دار تغییر زیربنایی کنش سیاسی آمریکا خواهد بود. با این وجود حتی آنها نیز بیش از آن که این تغییرات آب‌وهوایی در سیاست ایالات متحده را بوجود بیاورند، تنها در مقابل آن واکنش نشان می‌دهند.

ریشه‌های خشم عمومی

احتمال دارد حزب جمهوری‌خواه خود نیز در پیامد موج نارضایتی‌ها دچار بی ثباتی شود، در حالی که سعی داشته بر این موج سوار شود.

اکنون آمریکا در حال تجربه قدرت جنبش ضد سیاست‌مداران، ضد دولت، ‌ضد جناح حاکم و ضد نخبگان است.

وضعیت موجود را می‌توان با اقتباس از یک برنامه تلویزیونی دهه ۷۰ این گونه بیان کرد: "با انگیزه‌ترین رای‌دهندگان آمریکا تا حد جنون خشمگین‌اند و بیش از این تحمل نخواهند کرد."

جنبش اعتراضی "تی‌پارتی" در واقع نوعی سیاست‌ورزی ا‌ست برای کسانی که دیگر از سیاست ‌مشمئز شده‌اند.

این جنبش نامش را از شورش آمریکایی‌ها در مقابل مالیات اعمال شده توسط بریتانیای استعمارگر به یادگار دارد و اکنون شبکه فعالان و حامیان آن در این فصل انتخاباتی، از حزب جمهوری‌خواه به عنوان محملی برای برپایی اعتراضات فراگیر در مقابل طرح "دولت بزرگ" باراک اوباما در سراسر کشور استفاده می‌کنند.

بعضی‌ها در این جنبش، آقای اوباما را کمونیست، فاشیست یا هر دوی آنها نامیده‌اند. اینها همان‌هایی هستند که شهروندی ایالات متحده او را زیر سوال برده‌اند یا در مورد این که او مسیحی است، شک دارند.

حامیان "تی پارتی"، سیاست‌گذاری‌های آقای اوباما، ‌از طرح اصلاحات نظام بیمه درمانی گرفته تا سرازیر کردن پول در اقتصاد متزلزل آمریکا را توهینی آشکار به آزادی و ارزش‌های آمریکایی می‌دانند.

از ایالت فلوریدا گرفته تا ایالت‌های یوتا و دلاور، نامزد‌های جمهوری‌خواه که از درک دلایل بنیادین علل این انزجار غافل بوده‌اند در مقابله با لیست نامزدهای مورد علاقه "تی پارتی" میدان را واگذار کرده و انتخاب نشدند. این را می‌توان به تاثیر سارا پیلین (نامزد معاون ریاست جمهوری در انتخابات دور پیشین ریاست جمهوری) بر جناح راست آمریکا ربط داد.

این همان چیزی‌ است از همه جهت شایسته بیان توسط آن کولتر است. مدت‌ها قبل از آن گلن بک (مجری مشهور تلویزیونی) و دیگران در شبکه تلویزیونی فاکس، ‌آن کولتر به عنوان "ملکه" راست‌گرایان افراطی شناخته می‌شد.

طی دهه گذشته خانم کولتر همواره در مقابل لیبرال‌ها موضع گرفته است، "لیبرال" کلمه‌ای است که با کینه بی‌مانندی از دهان او خارج می‌شود.

او می‌گوید :"لیبرال‌ها از آمریکا متنفرند، میزان این تنفر حتی از تنفر تروریست‌های مسلمان نیز بیشتر است."

دو سال پیش و هنگامی که سخن‌پردازی‌های بلندپروازانه باراک اوباما، راه را برای ورودش به کاخ سفید هموار کرد، پیام خانم کولتر در میان سروصدای بعد از انتخابات گم شد. اکنون او به زبان گویای "تی‌پارتی" تبدیل شده است.

با این حال اگر در اصول سیاسی خانم کولتر دقت کنید، خواهید دید که چرا بعد از اتمام انتخابات میان‌دوره‌ای و فرونشستن گردوغبار آن، راستگرایان آمریکایی از داشتن جبهه‌ای واحد و یک‌دست محروم خواهد شد.

او از ران پل، سیاستمدار مستقل و عضو کنگره از حزب جمهوری‌خواه و پسرش رند پل، ‌نامزد مجلس سنا از ایالت کنتاکی با تحسین یاد می‌کند. رند چهره محبوب بسیاری از معترضان جنبش تی‌پارتی است.

خانواده پل به جناح طرفدار آزادی‌های فردی در حزب جمهوری‌خواه وابسته هستند. آنها از استقلال هر چه بیشتر نهاد‌های دولتی از دولت فدرال حمایت می‌کنند، این حتی شامل وزارتخانه‌های آموزش و تامین اجتماعی نیز می‌شود.آنها از مخالفان ثابت‌قدم و همیشگی راهبردهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان پس از حادثه یازده سپتامبر بوده‌اند.

اشتباهات راهبردی

گرایش طرفداری از آزادی‌های فردی در جنبش اعتراضی تی‌پارتی، رهبری جمهوری‌خواهان را آزرده می‌کند.

جورج بوش به عنوان آخرین رئیس جمهور آمریکا از حزب جمهوریخواه در عمل گستره و هزینه‌های دولت فدرال را افزایش داد. همچنین این او بود که آمریکا را به ورطه جنگ‌هایی طولانی در عراق و افغانستان کشاند.

خانم کولتر اکنون سرازیرشدن نیروهای ایالات متحده به افغانستان را به عنوان "جنگ منتخب اوباما" محکوم می‌کند. این موضع‌گیری منجر به آن می‌شود که او دوستانی چند از اردوی جمهوری‌خواهان پیدا کند، ‌اردویی که همچنان به راهبرد قدرت‌نمایی نظامی ایالات متحده وفادار مانده.

شکافها در حال نمایان شدن‌ است. دیوید فروم که سابق بر این نویسنده سخنرانی‌های جورج بوش بود از این واهمه دارد که حزب جمهوری‌خواه در حال یک اشتباه بزرگ راهبردی است.

او همه دوستان محافظه‌کارش، از جمله آنهایی را که در جنبش اعتراضی تی‌پارتی هستند، متهم می‌کند که در واکنش به برنامه کاری آقای اوباما، راهی به شدت مخرب را در پیش‌گرفته‌اند.

به عنوان مثال، در برنامه اصلاحات بیمه‌های درمانی، ‌آقای فروم می‌گوید که جمهوری‌خواهان ‌می‌توانستند با مذاکره و چانه‌زنی با اکثریت دموکرات، تغییرات مثبتی را ایجاد کنند.

این انتقاد منجر به آن شده که آقای فروم از سوی مفسران مهم محافظه‌کار و رده ‌اول مورد تمسخر قرار گیرد، ‌آن هم با الفاظی که معمولا تنها نصیب لیبرال‌ها می‌شود. "الاغ" و " آدم ابله" دو عبارت نسبتا محترمانه‌تر از این دسته الفاظ‌ هستند که به او نسبت داده‌ شده‌ است. ‌جنگ پنهان

Image caption به گمان برخی، خانم پیلین منعکس کننده افکار درونی بسیاری از شخصیت‌های عمده در رهبری حزب جمهوریخواه ‌است

در حالی که آقای فروم می‌گوید سارا پیلین نشان داده که دیگر بختی برای احراز سمت رئیس جمهور ایالات متحده ندارد، اما او، منعکس کننده افکار درونی بسیاری از شخصیت‌های عمده در رهبری حزب جمهوری‌خواه ‌است.

او می‌گوید حزب جمهوری‌خواه باید این را دریابد که چگونه تبدیل به جنبش "مدرن" محافظه‌کاری شود و توان جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده را همچون ناراضیان دیگر داشته باشد.

سئوال این است که اگر همانطور که احتمال آن می‌رود، جمهوری‌خواهان به برد عمده‌ای در انتخابات دوم نوامبر برسند چه اتفاقی خواهد افتاد.

آنها تا آن جا که می‌توانند در کنگره بر موج "ضد دولتی" سوار خواهند شد. آنها ازهمین حالا نیز خود را ملزم به معکوس کردن جهت اصلاحات بیمه‌های درمانی اوباما کرده‌اند و می‌گویند که ۱۰۰ میلیارد دلار از بودجه دولت فدرال را کاهش داده، هزینه‌های دفاعی را افزوده و میزان مالیات را پایین خواهند آورد.

تمام این‌ها از جمله گره‌های کور سیاسی هستند که دولت آمریکا با آنها دست و پنجه نرم می‌کند، آن هم در زمانی که آمریکا با چالش‌های جدی هم در خانه و هم بیرون مرزهایش رو به رو است.

بسیاری از آمریکایی‌ها بر این باورند که قبلا نیز شاهد این صحنه‌آرایی بوده‌اند. در سال ۱۹۹۲ بیل کلینتون جوان از حزب دموکرات به کاخ سفید رفت، تنها برای این که نظاره‌گر تسلط نسل جدیدی از جمهوری‌خواهان محافظه‌کار بر کنگره در دوسال بعد باشد.

نتیجه چه بود؟ چیزی نبود جز جنگ پنهانی که دولت فدرال را دریک حالت بلاتکلیفی قرار داد و به جمهوری‌خواهان انقلابی از لحاظ سیاسی آسیب رساند.

بهتر است محافظه‌کارانی که شاهد تجمع ابرهای سیاست بر آسمان کاخ سفید هستند، مراقب آن چه آرزو می‌کنند باشند، زیرا که خیلی زود، خود آنها نیز در کانون طوفان خواهند بود.