ویژگیهای عید قربان در بدخشان

Image caption شیوه تجلیل از عید قربان در بدخشان با مناطق دیگر تفاوتهایی دارد

در ولایت کوهستانی مختار بدخشان که اکثر اهالی آن پیروان فرقه اسماعیلیه اسلام هستند، عید قربان یکی از جشنهای بزرگ مذهبی محسوب می‌شود.

در بین مردم این جشن زیادتر با نام “قوربانی ایام” معمول است. هر یک خانواده می‌کوشد این جشن را با آمادگی ویژه پیشواز بگیرد.

این آمادگی تنها از آراستن دستارخوان پُرنقل و نوا و غذاهای متنوع عبارت نبوده، بلکه توجه بیشتر به پاک نگاه داشتن خانه، محیط خانوادگی خود از فسق و فجور، غیبت و دروغ و تمام اعمال بد و اظهار کردن ایمان راسخ خود به خدا است.

هر خاوداده می‌کوشد در تجلیل درست از این جشن سهم خاصی داشته باشد. قاضی قاضی نوروزاف، خلیفه یا ملای رسمی دهه تودیم ناحیه راشتقلعه، در باره رسوم تجلیل از عید قربان در بدخشان می‌گوید:

“عید قربان بزرگترین جشنواره در تقویم اسلام است. این جشن پررمز همه ما مسلمانان را همه‌ساله در معرض امتحان قرار داده، یک وسیله خودشناسی هر یک مسلمان است.”

Image caption "گوسفند قربانی باید حتماً نرینه و رنگ پشم گرد چشمانش و گوشهایش بور یا سفید باشد"

“یکی از اهداف اصلی تجلیل از این عید گذراندن درس ایمان است. با انجام ذبح حلال حیوان مردم به هم می‌آیند و از ایمان و قرآن سخن می‌گویند و رازهای نهفته عید قربان را می‌کُشایند.”

در شب قبل از عید در همه خانه‌ها از چوب عود یا ارچه که بوی خوشی دارد، مردم چراغکهایی تهیه می‌کنند. قلمچه‌های باریک ارچه را که با دستار تافته شده‌اند، در روغن زرد می‌جبند.

سپس در هر خانه‌ای به خاطر افزایش برکت، آرامی و آسایشتگی دوتایی (جفت بودن چراغکها حتمیست) چراغک روشن می کنند. هر یک عضو خانواده نیز می‌تواند در این روز دوتایی چراغک سوزان را در دستش، با گرداندن نیتهای نیک در دلش، تا سوخته خاکستر شدن آنها نگه می دارد.

با روشن کردن چراغکها تمام خانواده‌ها گذشتگان، روح پاک آنها را یاد می‌کنند. به خاطر یادآوری و آمرزش روح پاک گذشتگان خانواده‌ها می‌توانند در خانه‌های خود یا در در سر گور نزدیکان گذشته خود در قبرستانی که خویشان و پیوندانشان مدفون شده‌اند، چراغک روشن کرده، تا آخر سوختن آنها در آن جا می مانند.

در مناطق مختلف بدخشان معمولاً بعد هر ده سال هر خانواده می‌کوشد در خانه خودش جانور حلال اهلیی را سر بزند.

Image caption قاضی قاضی نوروزاف: "گوسفند قربانی باید حتماً نرینه و رنگ پشم گرد چشمانش و گوشهایش بور یا سفید باشد..."

این جانور می‌تواند گوساله یا گوسفند باشد. سر زدن بز در عید قربان منع است. معمولاً گوسفند را زیادتر قربانی می‌کنند. به گفته قاضی قاضی نوروزاف، خلیفه یا ملای رسمی دهه تودیم ناحیه راشتقلعه، این گوسفند را از روز زاده شدنش برای قربانی نامزد می‌کنند.

وی افزود: “این گوسفند باید علامتهای ویژه‌ای را دارا باشد. یکم، آن باید حتماً نرینه و رنگ پشم گرد چشمانش و گوشهایش بور یا سفید باشد. این گوسفند فقط در سه سالگی می‌تواند مورد ذبح قرار بگیرد. اگر از این سن گذشت، فقط در پنج‌سالگی می‌تواند ذبح شود. بعد از آن در هفتسالگی قربانی کردنش ممکن است.”

آقای قاضی نوروزاف ادامه‌ می‌دهد که این گوسفند از ایام شیرمکی تحت مراقبت ویژه قرار می‌گیرد. در میان رمه شخصی آن دارای “امتیازاتی” بیشتر است.

هر خانواده‌ای که گوسفند قربانی پرورش می‌کند، اعضای آن، طبق رسوم معمول ده روز قبل روزه می‌گیرند. روزی که عید قربان فرا می‌رسد، صبح بروقت همسایه‌‌ها جمع می‌آیند و گوسفند قربانی را پاک و تمیز می‌کنند، به اصطلاح “طهارت می‌دهند”.

Image caption "در پوشت گوسفند خرجینی می‌بندند که در یک جیب آن کولچه‌ها و در یک جیب دیگرش گزوار می‌نهند"

بعد طهارت دادن چشم و ابروی گوسفند را وسمه و سرمه می‌کشند. در پایهای آن ارغمچینکهای رنگابرنگ که پیشکی زنان این خانواده می‌بافند، می‌بندند. در بالای پوشت گوسفند خرجینی می‌بندند که در یک جیب آن کولچه‌ها و در یک جیب دیگرش گزوار می‌نهند.

گوسفند را با همین بالای بام می‌برارند و با سیتیرخم (گیاه مقدسی در بدخشان که بوی خوش و گوارا دارد) بوخور دود می‌کنند.

مردان همه بالای بام می‌برآیند. خلیفه دعای ویژه قربانی را که به زبان عربیست، ادا می‌کند. پایهای گوسفند را با ارغمچینکهای رنگارنگ می‌بندند و آن را در لب بام سر می‌زند. سپس جسد حیوان را از بالای بام به زمین می‌پرتایند.

دولتداد بیکدولت اف، یک ساکن سالمند ناحیه راشتقلعه، می‌گوید: “خون این گوسفند را قبلاً در ظرفهای مخصوص می‌گرفتند و در خانه‌هایشان نگاه می‌داشتند. به باور مردم، با این خون (قربانیخون) کودکان را که اگر مبادا درد گلو، سرفه و غیره می‌شدند، شفا می‌بخشیدند.”

طبق رسوم معمول، کولچه‌ها را از خرجینک گرفته، به کودکان تقسیم می‌کنند، گزوار را صاحب خانه برای ادای دعا به خلیفه اهدا می‌کند.

گوشت، کله و پاچه‌های گوسفند را پره تازه کرده، همه‌اش را در دیگ کلان می‌‌اندازند. یعنی از این گوسفند چیزی را نمی‌مانند.

Image caption بدخشانیها قبل از ذبحه گوسفند قربانی را “طهارت می‌دهند”

سراول یک قسمت کوچک گوشت را گرفته، کباب می‌کنند و آن را تنها به اعضای خانواده قربانیکننده که روزه گرفته بودند، می‌دهند. با چشیدن این کباب اعضای خانواده رسم روزه را انجام می‌دهند.

“گوشت گوسفند قربانی را معمولاً با گندم کفته به وقت طولانی می‌جوشانند. این غذای خوشلزت و قوی را که بیشتر منسوب مراسم مذهبیست، در بدخشان باج یا حلیماب می‌گویند که از غذاهای اعیان و اشراف محسوب می‌شود.

وقتی غذا آماده می‌شود، قبل از همه آن را در ظرفهای مخصوص کشیده، به افراد پیر و برجامانده، مریض و کمبضاعت می‌فرستند.

سپس باج یا حلیماب را در طبقهای چوبی کشیده و به نشستگان تقسیم می‌کنند. از هر طبق چهار یا پنج نفر تناول می‌کنند که این هم یک رمز یگانگی و بهماوری در عید قربان محسوب می‌شود. به “قوربانیخوری” همه، صرف نظر از سن و سال، جنس، دین و مذهب، دعوت می‌شوند.

وقتی غذای عیدانه را می‌خورند، خلیفه (ملای اسماعیلی) باز دعا می‌کند. استخوانهای گوسفند قربانی را پرتافتن ممکن نیست. آنها را جمع کرده، در جای تازه‌ای می‌گورانند. سپس، خلیفه تا بیگاه روز با جماعت خود از باب دین و دیانت، مذهب، پاکی خلق و اطوار و اخلاق سخن می‌گوید.

Image caption آقای علیمحمدشاه اف می‌گوید یک درس مهم عید قربان آن است که مردم باید در لفظ و عمل استوار و راسخ باشند

حقنظر صابر، یک پژوهشگر اسلام در بدخشان، می‌گوید سنت قربانی تاریخ بیش از چهارهزارساله داشته و به دوران پیغمبری ابراهیم خلیل‌الله برمی‌گردد که از جانب سه دین بزرگ جهانی، یهودیت، مسیحیت و اسلام اعتراف شده است.

به گفته وی، سنت قربانی در این ادیان چون سنت ابراهیمی نیز معروف است. مسلمانان جهان از سال دوم هجری (623) این جشن را می‌گیرند و در بدخشان تجلیل از این عید تاریخ بیش از 1200 ساله دارد.

او می‌فزاید هر مسلمان باید از حکمت و معانی و رمزهای قصه‌های قرآنی راجع به قربانی برایش راز نهفته‌ای بکشاید و بداند که این قصه چه سبق ایمانی دارد، نه این که “این عید یک بهانه وقت‌خوشی و آراستن دستورخوان و وسیله شکمپرکنی” باشد.

آقای صابر گفت: “مهمترین درسی که قصه پیغمبر ابراهیم و پسرش اسماعیل به ما می‌دهد، این است که با فرستادن گوسفند خداوند قربانی کردن انسان را که در آن زمانها معمول بود، قاطعانه ممنوع اعلام کرد.”

Image caption "خلیفه دعای ویژه قربانی را که به زبان عربیست، ادا می‌کند. پایهای گوسفند را با ارغمچینکهای رنگارنگ می‌بندند و آن را در لب بام سر می‌زند"

از سوی دیگر، بختاورشاه علیمحمدشایف، پژوهشگر دیگر اسلام در بدخشان، می‌گوید یک درس از همه مهم این عید آن است که مردم باید در لفظ و عمل استوار و راسخ باشند و در راه حق حتی از عزیزترین شغل و کار و عادت دست بکشند.

وی افزود: “رفتار اسماعیل خردسال در قبول خواست پدر سبق گوش دادن نسل جوان به گپ و اراده پدر است. پذیرش سخن ابراهیم از جانب هاجر، زوجه‌اش احترام و صداقت بی‌اندازه زن نسبت به شوهرش است که برای خانمان امروز درسهای پرارزشی اند.”

به گفته آقای علیمحمدشایف، رفتار اسماعیل همچنین درس فداکاریست. او می‌گوید مهم است که قربانیکننده غیر از قربانی گوسفند و گاو یا حیوان دیگر، نفس عماره خود را که “رهنمونکننده به بدی و فساد و دیگر اعمال رذیله است”، قربان کند.

Image caption گوسفند قربانی در بدخشان از ایام شیرمکی در میان رمه شخصی دارای “امتیازاتی” بیشتر است

اما قاضی قاضی نوروزاف می‌گوید که واژه “قربان” از کلمه “قرب”، یعنی نزدیکشوی به خدا گرفته شده است. و نزدیکشوی یا توسل انسان به خدا تنها توسط عبادت که دو گونه: بدنی و مالی است، صورت می‌گیرد. قربانی نوعی از عبادتهای مالی به خدا است.

به گفته وی، یکی از اهداف اصلی این عید بزرگ به یاد آوردن قشر فقیر و بیچاره در جامعه است. زیرا یکی از واجبات اصلی این سنت گشادن دلهای مردم مسکین و نیازمند است.

ارج‌‌گذاری و محبت مردم بدخشان به عید قربان در اسامی آنها نیز به طور صریح تجسم یافته است.

اگر در این روز دختری به دنیا آید نام او را بدخشانیها معمولاً قربانگل، قربانسلطان، قربانبیگیم، قربانبخت، گلقربان، قربانماه و اگر پسری زاده شود، قربانشاه، قربان‌علی، قربانمحمد، شاهقربان، قربانجان، قربانسید، قربانبیک و قربان‌الدّین می‌مانند.

Image caption هر دو چشم گوسفند را با سرمه سنگ خوب آرا می‌دهند

Image caption برای پختن باج گندم خوب کوفته را آماده می‌کنند
Image caption به باور مردم، هر کسی که خون قربانی را به پیشانییش بیمالد، از تمام امراض شفا می‌یابد
Image caption بعد آن که باج (غذا) آماده شد، همه گروه-گروه در سر طبقها می‌شینند
Image caption غذای قربانی را در بدخشان معمولاً در دیگهای کلان آماده کرده، به خوردن آن همه، حتی آدمان ناشناس دعوت می‌شوند

مطالب مرتبط