به روز شده:  02:52 گرينويچ - شنبه 20 نوامبر 2010 - 29 آبان 1389

پاسخی که ایران قبلا به خبرنگاران جمهوری آذربایجان داده

هیات ایرانی به سرپرستی محمود احمدی نژاد به جمهوری آذربایجان رفت

محمود احمدی نژاد در حاشیه نشست رؤسای جمهوری کشورهای حاشیه دریای خزر در باکو مورد پرسش های صریح و دشوار تعدادی از خبرنگاران قرار گرفت، تا آنجا که به گزارش برخی رسانه های محلی، ناچار شد جلسه را زودتر از موعدی که انتظار می رفت پایان دهد.

از جمله سؤالاتی که خبرنگاران آذربایجانی از آقای احمدی نژاد پرسیدند این بود که چرا در حالی که از "برادری" با آنان سخن می گوید، دولتش همچنان به گسترش رابطه با ارمنستان ادامه می دهد که یک پنجم از خاک جمهوری آذربایجان را اشغال کرده است.

آن گونه که در گزارش ها آمده، آقای احمدی نژاد از پاسخ صریح "طفره رفته" و گفته "پاسخ به این سؤال را قبلاً داده ایم".

پاسخ صریح به این پرسش برای مقام های ایرانی آسان نیست، دولتمردانی که سیاست هایشان را برگرفته از اراده الهی و در راستای اهدافی آسمانی می دانند به سختی بتوانند سیاستی را توجیه کنند که ریشه در مصلحت اندیشی زمینی و عملگرایی سیاسی دارد.

قره باغ و فلسطین

جمهوری اسلامی به نام حمایت از "برادران مسلمان" به پشتیبانی از فلسطینیان برمی خیزد و در این راه هزینه های بسیاری را به جان می خرد اما هنگامی که نوبت به "برادران مسلمان" دیگری می رسد که هم همسایه اند و هم اکثرشان شیعه مذهب و تا کمتر از دویست سال پیش همراه با ایرانیان به ملت واحدی تعلق داشته اند، حاضر نیست به آنان در برابر دولتی غیرمسلمان یاری برساند که بخش بزرگی از سرزمینشان را به اشغال خود درآورده و باعث آوارگی حدود یک میلیون ساکنان آن شده است.

ایران البته رسماً در مناقشه ارضی میان جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان اعلام بی طرفی کرده و کوشیده در تلاشهای دیپلماتیک بین المللی برای حل این مناقشه نیز سهم داشته باشد اما نه این سیاست "بی طرفی" در حد انتظارات جمهوری آذربایجان از دولتی که خود را برادرش می خواند است و نه شواهدی که بیانگر حمایت غیرمستقیم ایران از طرف مقابل مناقشه، یعنی ارمنستان است به کام دولتمردان باکو خوش می آید.

هنگامی که مدت کوتاهی پس از پیدایش جمهوری های آذربایجان و ارمنستان به عنوان دو کشور مستقل تازه در جغرافیای منطقه، جمهوری خودمختار قره باغ علیا (قره باغ کوهستانی) اعلام استقلال کرد و ارتش ارمنستان برای حمایت از این جمهوری، بخشی از جمهوری آذربایجان را که بر خاک قره باغ محیط بود به اشغال خود درآورد، چشم هایی به ایران دوخته شد که در مقابل ارمنستان قدمی بردارد.

اما نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد، بلکه در جمهوری آذربایجان این باور جا افتاد که ایران حتی به ارمنی ها کمک هم رسانده و شواهدی نیز بر این ادعا مطرح شد که البته تکذیب ایران را در پی داشت.

از سوی دیگر، ایران نه تنها سیاستی برای اعمال فشار بر ارمنستان اتخاذ نکرد بلکه روابط خود را با این جمهوری توسعه داد و حتی به کمک اقتصادی به این کشور پرداخت.

تأیید حتی مخالفان

از حدود ۲۰ سال پیش که جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان به جمع دولتهای مستقل همسایه ایران افزوده شدند، سیاست خارجی ایران با تحولات مختلفی مواجه بوده و روابط ایران با برخی کشورها دستخوش تغییراتی عمده شده اما سیاست ایران در قبال مناقشه ارمنستان و جمهوری آذربایجان تغییری نکرده است.

از سوی دیگر، با اینکه سیاست خارجی ایران همیشه انتقادهای جدی کارشناسان را همراه داشته، سیاست ایران در قبال ارمنستان کمتر آماج انتقادها و مخالفت های کارشناسانه شده و به نوعی تأیید بسیاری از صاحب نظران سیاست خارجی، حتی آنانی که از اساس با حکومت ایران مخالفند را نیز به همراه داشته است.

ریشه های تاریخی

ارمنستان نیز همچون جمهوری آذربایجان بخش بزرگی از تاریخش را به عنوان بخشی از قلمرو ایران سپری کرده و بخشی از ارامنه قرنهاست که علاوه بر مناطقی که اکنون خاک ارمنستان را تشکیل می دهد در شهرها و روستاهای نقاط مختلف ایران سکونت داشته اند.

در حالی که رابطه ارمنیان با ترکان مسلمان قلمرو امپراتوری عثمانی تنش آلود بود و حتی به کوچ اجباری آنان از سرزمین اجدادی شان و وقوع آنچه نسل کشی ارامنه خوانده می شود انجامید اما ایرانیان مسلمان، بویژه آذربایجانی ها که جمعیت بزرگی از ارامنه در کنارشان زندگی کرده و می کنند، همزیستی مسالمت آمیزی با ارمنیان مسیحی داشته اند.

در اواخر جنگ جهانی اول بخشی از ارمنیان و آشوری هایی که از قلمرو ترکیه عثمانی کوچانده شده بودند، با حمایت روسیه تزاری و بریتانیا به تلاش برای تأسیس کشوری مستقل و مسیحی برآمدند که قرار بود بخشی از شمال غرب ایران را هم در بر بگیرد و در این راستا با مردم محلی آذربایجان ایران درگیر شدند و هزاران تن از ایرانیان غیرنظامی در ارومیه و سلماس و خوی به دست ارمنیان و آشوریان (معروف به جیلوها) جان باختند.

با این حال، این رخداد خونبار اثر نامطلوبی بر همزیستی مردم محلی با ارامنه و آشوری ها نگذاشت، ارمنیان و آشوریانی که از ترکیه کوچانده شده بودند بسرعت جذب جامعه ایرانی شدند و در تاریخ معاصر ایران گزارشی ثبت نشده که حاکی از این باشد که آنچه در زمان جنگ جهانی اول رخ داد به کینه مبدل شده و خشونت و انتقام گیری به بار آورده باشد.

فرصت سوخته

بسیاری اعتقاد دارند که ایران نتوانست از فرصتی که فروپاشی اتحاد شوروی و تأسیس دولت های نوپا در قفقاز و آسیای میانه ایجاد کرد استفاده کند و پیوندهای دیرین تاریخی خود با این کشورها دوباره برقرار سازد.

برخی از دست اندرکاران سیاست خارجی ایران بعدها اذعان کردند که در ماههایی که روند فروپاشی اتحاد شوروی جریان داشت و بسیاری در جهان، ظهور دولتهای تازه و تشکیل حوزه های نفوذ تازه در منطقه را پیش بینی می کردند، سیاستگذاران جمهوری اسلامی تحلیل مشخصی از اوضاع نداشتند و تدبیری برای اینکه چه برخوردی با تحولاتی که پشت مرزهایشان جریان داشتند بکنند نداشتند.

از سوی دیگر، ماهیت نظام حاکم بر ایران بزرگ ترین مانع برای جذب همسایگان تازه بود.

به طور خاص در مورد جمهوری آذربایجان که میان همسایگان نوظهور، بیشترین پیوستگی تاریخی و فرهنگی را با ایران داشت، ایران بیش از آنکه به ریشه های تاریخی و فرهنگی تکیه کند، از در مذهب و تبلیغات ایدئولوژیک وارد شد و این در حالی بود که حاکمان این جمهوری بشدت از گسترش اسلام سیاسی در قلمرو تحت حاکمیتشان بیمناک بودند و آمریکا هم به هیچ وجه توسعه نفوذ مذهبی و سیاسی ایران را در منطقه بر نمی تابید.

همچنین تکیه بر عامل مذهب، مقاومت ها و مخالفت هایی با ایران را نیز در بدنه جامعه ای پدید آورد که حکومت هفتاد ساله کمونیستها بخش بزرگی از آن را از مذهب دور و تشنه آزادی و فضای باز اجتماعی کرده بود، از مردمی که از زندگی در جامعه ایدئولوژی زده به تنگ آمده بودند چگونه می شد توقع داشت به الگو قرار دادن جامعه ایدئولوژی زده دیگری را که با محدودیتهای گسترده اجتماعی دست به گریبان بود علاقه نشان دهند؟

جای خالی ایران را ترکیه براحتی پر کرد؛ زبان مشترک و تکیه بر ملی گرایی و تمایلات قومی که بشدت در جمهوری آذربایجان در حال رشد بود، مانعی بر سر تبدیل این جمهوری به حوزه نفوذ ترکیه باقی نگذاشت، بویژه اینکه آمریکا هم از اینکه متحدش در منطقه سدی برای نفوذ ایران و روسیه باشد خرسند بود.

تبدیل فرصت به خطر

از سوی دیگر، ملی گرایانی که در جمهوری آذربایجان به قدرت رسیدند سیاست هایی در پیش گرفتند که برای ایران هشدار دهنده بود: سر دادن شعار "آذربایجان بزرگ و یکپارچه"، اطلاق عنوان "آذربایجان جنوبی" بر مناطق ترک نشین (اعم از آذربایجانی و غیرآذربایجانی) ایران و مبالغه در جمعیت و وسعت این "سرزمین"، اشغالی خواندن آن و تحت ستم دانستن ساکنانش در دستور کار دولتمردان جمهوری آذربایجان قرار گرفت.

این در حالی بود که جمهوری آذربایجان خود با مشکلات داخلی و خارجی پرشماری رو در رو بود و طبیعی است که ایران برای مقابله با سیاست های "نامطلوب" این جمهوری به دنبال ابزارهای استراتژیک بگردد.

جنگ قره باغ این فرصت را فراهم آورد و ایران آن را به عنوان ابزاری برای فشار غیرمستقیم بر جمهوری آذربایجان به کار برد؛ جمهوری آذربایجان از سویی در مقابل ارمنستان شکست خورد و از سوی دیگر در داخل تا آستانه جنگ داخلی و تجزیه پیش مرفت و سرانجام دولت های ملی گرای ایاز مطلب اف و ابوالفضل ایلچی بگ که با ایران مخالفت می ورزیدند سقوط کردند و جای خود را به حیدر علی اف دادند که سیاستمداری عملگرا بود و کوشید رابطه با ایران را بهبود ببخشد.

این فرضیه مطرح است که شاید ایران می توانست از فرصت جنگ قره باغ به گونه دیگری بهره ببرد، یعنی با کمک مستقیم نظامی به جمهوری آذربایجان و حتی مداخله مستقیم، راه را بر ارتش ارمنستان ببندد و در عوض، برای خود در دل مردمان جمهوری آذربایجان جا باز کند.

در مقابل این فرضیه چنین استدلال می شود که قدرتهایی چون آمریکا و روسیه به هیچ وجه اجازه مداخله علیه ارمنستان را نمی دادند، در غیر این صورت ترکیه که حامی و متحد اصلی جمهوری آذربایجان بود و با ارمنستان هم رابطه ای تیره ای داشت، کمک خود را از آذربایجانی ها دریغ نمی کرد.

از سوی دیگر، دولت اکبر هاشمی رفسنجانی هم که تنش زدایی را سرلوحه سیاست خارجی خود اعلام کرده بود سر ماجراجویی و برانگیختن واکنش آمریکا و روسیه نداشت.

حیدر علی اف سیاست بهبود رابطه با ایران را در پیش گرفت و پسرش الهام هم این سیاستها را به روابط پردامنه اقتصادی گسترش داد اما نزدیکی جمهوری آذربایجان به آمریکا باعث شده همچنان هاله بی اعتمادی بر گرداگرد روابط ایران و همسایه شمالی اش حلقه بزند و سیاست حمایت از ارمنستان به عنوان ابزاری برای مهار دولت باکو ادامه یابد.

نمی توان انتظار داشت محمود احمدی نژاد در باکو این سیاست "مهار" را برای خبرنگاران تشریح کند اما می توان از پرسشگرانی که بی شک به این سیاست واقفند توقع داشت که جواب خود را در همان جمله "پاسخ این سؤال را قبلاً داده ایم" پیدا کنند.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.