برنامه تفریحی تاجیکی، 10 دسامبر

درود به علاقه‌مندان برنامه تفریحی تاجیکی.

محتوای برنامه این هفته:

نخستین قهرمان برنامه این هفته نبیله ابراهیمی، یک زن افغان مقیم آمریکاست. خانم ابراهیمی می‌گوید علاقه زیادی دارد به آهنگهای تاجیکی و بخصوص، ترانه‌های شبنم ثریا.

سپس، می‌رویم به استان ختلان، به شهر قرغان تپه: همکارم آرزو مصاحبه‌ای با قربان‌علی نادراف، آوازخوان سابقدار، انجام داده است.

اما قسمت اصلی برنامه این هفته ما را مصاحبه با احمد جواد کریمی آوازخوان جوان افغان، به خود اختصاص می‌دهد.

در دو هفته گذشته که در برنامه نبودم، سفری داشتم به افغانستان، به شهر زیبای کابل. و مطالبی چند از این سفر با خود آوردم که قسمی از آنها را در برنامه این هفته برای شما پخش کردیم و قسم دیگر از دیده‌ها و شنیدهایم را در برنامه‌های دیگر خواهید شنید.

Image caption نمای کابل از بالای کوی تلویزیون

من در گذشته در شمال افغانستان بودم، اما کابل را هرگز ندیده بودم. و از وضعیت این کشور بیشتر از طریق رسانه‌ها آگاهی می‌یافتم.

این سفر برایم خیلی جالب بود، دیدن وطن استادان بزرگ موسیقی مردمی افغانستان، مثل استاد سرآهنگ و استاد زلاند و استاد مهوش و استاد خیال و .... ، بالاخره، زادگاه احمد ظاهر که در تاجیکستان علاقه‌مندان زیادی دارد.

Image caption در مقبره احمد ظاهر در گورستان "شهدای صالحین"

در این سفر نمی‌توانستم به قبرستان شهدای صالحین به زیارت مزار احمد ظاهر نروم.

در زمان حکومت طالبان سنگ قبر احمد ظاهر از طرف طالبان تخریب شده بود و خوشبختانه، دوباره آن را همان گونه که بود، برقرار کرده‌اند.

Image caption این محل با نام کوی تلویزیون معروف است، چون بالای آنتنهای زیاد تیلیویزیون به چشم می‌رسد

همه‌ روزه تعداد زیادی از علاقه‌مندان هنر این خنیاگر ممتاز به زیارت مزار احمد ظاهر به قبرستان شهدای صالحین می‌آیند و یک مشت ارزن و یا گندم بالای سنگ مرقدش می‌پاشند و یک کف دعا به ارواحش می‌فرستند.

نبیله ابراهیمی: “می خواهم فرزانه خورشید را از زندان آزاد کنند”

در این سفر به افغانستان با نبیله ابراهیمی، زنی که عاشق ترانه‌های شبنم ثریاست، واخوردم (برخورد کردم). وی می‌گوید که در یک برنامه کنسرتی که شبنم در لس-آنجلس اجرا کرد، بعد انجام این برنامه شبنم را به خانه‌اش دعوت کرده است.

Image caption نبیله ابراهیمی در مهمانخانه "پارک استار" در کابل

خانم ابراهیمی در این باره می‌گوید: "دختر من ناجیه جان از علاقه‌مندان هنر شبنم ثریاست و این محبت و دلبستگیش باعث شده که بار دوم به تاجیکستان سفر کند."

"ناجیه جان بسیار در تلاش است که کسی را پیدا کند تا فرزانه خورشید آوازه خوان تاجیک را از زندان خلاص کند کسی که حتی شبها به خاطرش گریه می‌کند.”

فرزانه خورشید، خواهر شبنم ثریاست و ناجیه جان بسیار به وی علاقه دارد.

خانم ابراهیمی در ادامه‌سخنش افزود که سال 1384 (پنج سال پیش) از افغانستان بیرون شده و سه سال در پاکستان زندگی کرده است. بعد به آمریکا رفته است. وی فعلاً در آمریکا در یک شرکت “مارگج بروکر" (دادن وام برای خرید خانه) کار می‌کند و به تجارت ماشین مشغول است.

او می‌گوید: "من خیلی خوش شدم که شما، زیورشاه را در افغانستان، در کابل، واخوردم. این نوبت برایم فرصت دست نداد که به تاجیکستان سفر کنم، اما در نوبت بعدی حتماً از تاجیکستان دیدن می‌کنم و به نزد دوستان عزیزم خواهم رفت."

آهنگهای ضبط نشده قربان‌علی نادراف

همکارم آرزوی کریم این هفته در مهمانی قربان‌علی نادراف، سراینده ترانه‌های مردمی و از آوازخوانهای معروف در ولایت ختلان بود. آقای نادراف تمام عمر خود را به ‌‌آباد کردن محفلهای عروسی و برگزاریهای برنامه‌های هنری صرف کرده است، اما امروز احساس می‌کند که آهنگهایش ضبط نشده‌اند و اندکی دیگر به گوشه فراموشی خواهند رفت.

Image caption قربان‌علی نادراف

وی گفت سالهای شوروی امکان ثبت صدا کمتر بود، و گرنه سرودهایش را در جوانی که همراه ظفر ناظم، تاج‌الدین محی‌الدین، دوستمراد علی‌و دیگر سرایندگان خوانده بود، ضبط می‌کرد.

صدای قربان‌علی به قولی نمکین است و با صدایش چندین محافل شادی را بدون بلندگو گذرانده است.

Image caption قربان‌علی نادراف با آدینه هاشم (از راست) و یکی از دوستانش

به نقل آقای نادراف، در جوانی وی به ظفر ناظم، زیاد مانندی داشته است و چندین مرتبه مخلصان ظفر به خانه‌اش می‌آمدند و می‌گفته‌اند که "برادر ظفر هستی"، ولی وی در جواب می‌گفته است "نه، ما دوست هستیم و همکاری داریم."

Image caption آرزو با آوازخوان قربان‌علی نادراف

قربانعلی نادراف کار را از شعبه فرهنگ ناحیه وخش و باختر آغاز کرده و در هنرستان شهر قرغان تپه مدتها کار کرده است. دوستداران صدا و سرودش تا حال در سراغ وی هستند.

قربان‌علی به همکارم آرزو وعده داده است که بعد ضبط سرودهایش در شکل ویدیو و صدا مهمان "برنامه تفریحی" می‌شود و سرودهایش را به شنوندگان تقدیم می‌سازد.

در مهمانی احمد جواد کریمی در کابل

در منطقه‌ای تفریحی با نام قرغه صحبتی داشتیم با جواد کریمی، آهنگساز و آوازخوان افغان که چند سال در تاجیکستان به سر برده و حالا با دعوت تلویزیون “طلوع” در این مؤسسه در کابل ایفای وظیفه می‌کند.

Image caption راه به سوی تفریحگاه قرغه

جواد می‌گوید: "تاجیکستان را خیلی دوست دارم، نه از آن خاطر که همسر من دختری تاجیک است، بلکه خاطرات شیرینی دارم از شهر زیبای دوشنبه، چون از سال 1994 تا سال 2007 من در دوشنبه بودم و همان جا خانواده برپا کردم که حاصل این ازدواج سه فرزند است، دو پسر و یک دختر ناز."

Image caption جواد با خانواده‌اش

جواد می‌گوید که به هنگام خردسالی بابایش به او از تاجیکستان زیاد تعریف می‌کرد و قصه‌های زیادی از سفرهایش تا به سمرقند و بخارا و شهرهای دیگر آسیای مرکزی می‌گفت.

وی افزود: "من که بزرگ شدم، این قصه‌های بابا همیشه در ذهنم بود و بعد پاش خوردن شوروی چنین امکان برای من فراهم شد که یک روز کولبار خود را گرفته، عازم تاجیکستان شدم و 13 سال در دوشنبه بودم که برایم در واقع خوش گذشت."

Image caption کولی در قرغه

جواد کریمی در این 13 سال که در دوشنبه بود، برای اکثر آوازخوانهای تاجیک آهنگهایی ساخته است که بیشتر این آوازخوانها محض با آهنگهای او به دل هواداران هنرشان راه یافته‌اند.

مثلاً، سراج‌الدّین فاضل آهنگ “بیا، یارجان وفا کن”، شبنم ثریا آهنگهای “وای-وای”، “مادر”، “وطن”، کبریا رجباوا آهنگ “دنیا به کسی نماند”را خوانده‌اند که به جواد کریمی متعلق بوده‌اند.

وی چند آهنگ برای منیژه دولت نیز ساخته است که گویا ثبت شده‌اند، اما به دست علاقه‌مندان هنر منیژه هنوز نرسیده‌اند.

در این صحبت فیروزه بانو، همسر جوادجان، نیز با فرزندانش با ما بودند و از او پرسیدم که پدر و مادرش تصمیم او در باره ازدواج با جواد را چگونه قبول کرده‌اند؟

Image caption جواد با همسر و یکی از پسرانش

وی گفت: "پدرم گفتند که تصمیم نهایی را باید خودت بگیری و اگر در واقع دوست می‌داری، می‌توانی ازدواج کنی. اما مادرم چند مدت راضی نبودند و با سعی و تلاشهای زیاد، بلاخره، راضی شدند. درست ترش، چون مادر هارون، یک دوست جواد که به خانه ما خواستگاری آمده بود، مادرم را راضی کرد."

Image caption قسمتی از کابل

از او پرسیدم در این چهار سال چه تغییراتی را در افغانستان می‌بیند؟

فیروزه گفت: "البتّه، چهار سال قبل که من با فرزندانم آمده بودم، ویرانه‌ها در کابل خیلی زیادتر بود، مهاجرین و خیمه نشینان زیاد بودند که حالا به مراتب کمتر شده‌اند."

"امروز ساختمان عمارتهای بلندآشیانه در منطقه‌های مختلف شهر زیاد به چشم می‌خورد که نمای شهر را زیباتر می‌کنند و آبادی بیشتر شده، سطح زندگی مردم نیز در مقایسه‌با چند سال قبل بهتر شده است."

Image caption کودکان در افغانستان

خانم فیروزه فارغ‌التحصیل دانشکده مهندسی (پلی تکنیک) شهر دوشنبه است و قبل از سفرش به کابل در مکتب بین‌المللی شهر دوشنبه کار می‌کرد.

در برنامه‌های آینده گفتنیهای بیشتری در باره افغانستان داریم.

سپاس فراوان از این که به صفحه ما سر زدید.

نظرات و پیشنهادهای خود را در باره برنامه به آدرس الکترونی ما zevarshoh@bbc.tj یا bbc_dushanbe@yahoo.com فرستید.

در اینجا از نام من، زیورشاه، و تمام همکارانم در دوشنبه و لندن تا هفته دیگر پدرووووووووووووووووووووووود!