هندوانه و انار و فال حافظ "خسته" در شب یلدا

Image caption جشن مشترَک تاجیکان و ایرانیها از "شب یلدا" در دوشنبه

هندوانه را برای سفره "شب یلدا" از بازار شاهمنصور خریدیم. فروشنده هندوانه اول فکر کرد که ما ایرانی هستیم، سپس گفت: "نمیدانم چرا، ولی دیروز و امروز هندوانه خریدار ایرانی زیاد دارد."

او خبر نداشت که امشب "شب یلدا" است و هندوانه یکی از عنصرهای مهم برای سفره این جشن است. در حالی که برخی از ایرانیها و افغانهای مقیم دوشنبه برای جشن یلدا آمادگی می‌گرفتند.

اگر سمنو زیب سفره نوروزی است، انار و مغز و هندوانه از جمله عناصر مهمی در سفره “شب یلدا” محسوب می‌شوند و من امسال برای نخستین بار در تهیه این گونه سفره سهم گذاشتم.

تا امروز در باره این جشن فقط مقاله هایی خوانده، ویدیوهایی دیده و حکایتهایی شنیده‌ام، اما هرگز آن را جشن نگرفته بودم.

تاجیکان در گذشته سنتهایی برای روز کردن درازترین شب سال، یعنی "شب یلدا" (21 یا 22 دسامبر) داشته‌اند، اما حالا این جشن بیشتر در میان ایرانیان تجلیل می‌شود. متأسفانه، در تاجیکستان از آن کمتر درک دارند.

از دلشاد رحیم‌اف، مردم‌شناس تاجیک، پرسیدم که چرا تاجیکان نتوانستند برخی از جشنهای نیاکان را به مانند ایرانیها نگه دارند؟

به باور وی، در این زمینه می‌توان از چند عامل نام برد: اول این که ایرانیها اهل تشیع هستند و تاجیکان سنی مذهب. و مذهب شیعه یک ‌اندازه با آیینهای قدیمی مراسا کرده است، اما در ما این چیز نیست."

Image caption هندوانه و انار، مغز و مویز و فال حافظ مهمترین عناصر جشن "شب یلدا" بوده‌اند

آقای رحیم‌اف افزود: "ولی باید گفت که پس از هجوم مغولها و پس از حاکمیت غزنویان متعصب، ما به غیر از نوروز تقریباً همه جشنهای گذشته خود را از دست دادیم. مثلاً، "مهرگان" فقط در ادبیات، در شعرها، باقی مانده است. "سده" و "شب یلدا" هم همین طور فراموش شده‌اند."

ولی دل من خیلی می‌خواست، جشن واقعی "شب یلدا" را تجربه کنم و چون عده‌ای از دوستان ایرانیم در دوشنبه پرسیدند که "شب یلدا را کجا جشن می‌گیری؟"، فی‌الفور گفتم "با شماها!"

به این ترتیب، به شرافت دوستان ایرانیمان قلب تاریکی "شب یلدا"ی امسال را که فلسفه‌اش پیروز‌ی بر تاریکی توسط نور و سرور است، ما در جمع تعدادی از دوستان ایرانی و تاجیک شکافتیم.

هرچند تاریخ جشن "شب یلدا" از سوی افراد گوناگون توضیحات مختلفی دارد، ولی برای ما، این اسطوره مهم بود که با سپری شدن درازترین شب سال، روزها بتدریج درازتر می‌شوند و روشنایی بر تاریکی بتدریج پیروز‌ می‌شود و ما این شب را جشن گرفتیم.

"شب یلدا" در ایران به مانند جشنهای دیگر باستانی، مانند نوروز، سده، مهرگان و غیره، بیشتر جشنی خانوادگیست.

ولی روزبه، یکی از دوستان من و از ایرانیان مقیم تاجیکستان، امسال در "شب یلدا" از خانواده‌اش دور بود و برای همین، جایی خالی اهل خانواده او را، ما، دوستان تاجیکستانیش، پُر کردیم.

Image caption بازار هندوانه‌فروشان تاجیک امروزها به خاطر "شب یلدا" گرم شده بود و بیشتر خریداران ایرانیها بوده‌اند

در کنار ما، یکی دیگر از ایرانیان مقیم تاجیکستان و دو نفر خارجی، یکی از آلمان و دیگری از ایرلند، نیز مهمان او بودند و در نتیجه، نخستین جشن "شب یلدا" من به یک جشن مشترَک تاجیکان و ایرانیان و اروپایان تبدیل شد.

دوستان ایرانی ما تا جایی توانستند، غذای ایرانی تهیه کردند، و ما همه عنصرهای مهم برای جشن "شب یلدا"را داشتیم-هندوانه، انار، مغز و مویز، دوستان و حتماً دیوان حافظ.

هندوانه را در جشن "شب یلدا" به یادگاری از روزهای دراز و گرم تابستان روی خان می‌گذارند. ولی انار سمبول ادامه‌ نسل انسان است.

حسام، یک دوست ایرانی من، توضیح داد که انار میوه خاصی برای "شب یلدا" است، چون در پایان پاییز می‌پزد و در زمان تجلیل از این عید برای مردم در زمانهای مختلف همیشه دسترس بوده است.

وی افزود: "البته، حالا ترابری رشد کرده و ما در هر فصل سال می‌توانیم انواع مختلفی از میوه‌های دلخواهمان را در بازار پیدا کنیم، ولی در قدیم این طور نبود."

ولی حسام افزود که به گفته پدرش، در گذشته هندوانه را در زمین نگه می داشتند، تا زمان بیشتری آن را نگاه دارند. و در "شب یلدا" دوباره بیرون می‌کشیدند و روی سفره عیدانه می‌گذاشتند.

اما روزبه به نوبه خود گفت که انار همچنین رمز نسل و فرزند است. وی افزود: "در برخی از مناطق سنتی ایران داماد باید حتماً به پیراهن سفید عروس دانه‌های انار پرتاید، تا پیراهن سفید عروسی از رنگ انار سرخ شود و این فالی نیک بوده است."

اهل یک خانواده باید در "شب یلدا" تا صبح شب‌زنده‌داری کنند. منطق گذاشتن مغز و مویز در روی خان "شب یلدا" هم این بوده که شب‌زنده‌داران به صرف نقل و نوا یا مغز و مویز مشغول باشند و در وقت گوش دادن به سرگذشتها و داستانهای پیران خانواده خواب نروند.

Image caption روزبه می‌گوید دیوان حافظ در ایران به اندازه قرآن محترم است

اما مجلس ما این قدر گرم بود که نیازی به همچنین چیزی وجود نداشت. جالبترین قسمت "شب یلدا" برای همه گرفتن فال حافظ بود.

در این شب اکثر ایرانیان به حافظ رو می‌آرند، نیت می‌کنند و دیوان او را می‌کُشایند، تا فال خود را بخوانند. دیوان حافظ برای ایرانیان بسیار مهم است.

معمولاً، فال حافظ را در ایران پیران خانواده می‌گوشایند، اما در محفل "شب یلدا"ی ما، روزبه این نقش را بر عهده گرفت، زیرا ما، تاجیکان سیریلیکخان، خط فارسی نستعلیق را بسختی می‌توانیم بخوانیم. حتی خود روزبه نیز برخی ابیات دیوان حافظ را که به خط ریز و کوچک چاپ شده بودند، بدشواری می‌خواند.

وی در باره فال حافظ گفت: "دقیقا نمی‌دانم فلسفه فال گرفتن چیست، اما می‌دانم که در خانواده‌های ایرانی حافظ همیشه بعد از قرآن و شاید گاها جلوتر از قرآن بود و فرهنگ فالگیری از حافظ از قدیم در ایران موجود بوده است."

گذشته از رقص و ترانه و دیدار دوستان و "شب یلدا" این محفل برایم معنای بیشتری داد. این جشن برایم احساس یگانگی واقعی فرهنگی با پارسیگویان بیرون از تاجیکستان را داد، بخصوص زمانی که در ساعت یازده شب برای یکی دیگر از دوستان فال می‌گوشادیم.

فالش اندکی نگرانکننده بود و روزبه به دارنده فال با خنده گفت: "نگران نباش، حتماً حافظ اندک خسته شده، چون تصور بکن، همین حالا هزاران هزار ایرانی دیگر در سراسر جهان به خاطر امشب به همین دیوان انگشت می‌زنند. حتماً، ترافیک زیاد است!"

مطالب مرتبط