اوباما و یک سال پر دست انداز، مرور سال ۲۰۱۰ در آمریکا

اوباما
Image caption اوباما سال پر از فراز و نشیبی را پشت سر می گذارد

شب ژانویه امسال، رئیس جمهوری آمریکا حتما آروزهای زیادی دارد که می خواهد برآورده شود چون سالی که گذشت اصلا برایش آمد نداشت.

آقای اوباما سال ۲۰۱۰ را با عزمی جزم برای عملی کردن وعده های انتخاباتی اش شروع کرد. اولین خیزی که برداشت، لایحه اصلاح نظام درمان بود. مخالفان از همان اولین قدم شیپورهای جنگ را به صدا درآوردند. اوباما پاپس نکشید و با حمایت کنگره ای که اکثریتش در قبضه حزب خود او بود، لایحه را به قانون بدل کرد.

این پرده اول رویارویی بود. در گام بعد، اوباما چوب را در لانه زنبور شرکتهای غول آسای اقتصادی فرو کرد، با لایحه اصلاحات مالی. هدفش کاستن از زد و بندهای پنهانی شرکتهای بزرگ بود، شرکتهایی که قلبشان در وال استریت نیویورک می تپد، شرکتهایی که با بده بستانهای مرموز و پشت پرده، از جیب خلایق برای خودشان کیسه می دوزند. باز سر و صدای مخالفان به هوا رفت. باز لایحه از تصویب کنگره گذشت.

در تمام این مدت، نفسهای اقتصاد آمریکا زیر بختک بحران و بخصوص رقم بالای بیکاری به شماره افتاده بود. تیم اقتصادی اوباما از پس این هیولا برنمی آمد و نارضایی هر دم اوج می گرفت.

در این گیرو دار، بلایی ناگهانی نازل شد. چاه نفتی در اعماق دریا ترکید و میلیونها لیتر نفت به خلیج مکزیک سرازیر شد. لکه سیاه و بدبو نه فقط امواج دریا و ماسه های ساحل را پوشاند، که تا زمان مهار چاه سرکش، سایه ای سیاه هم بر سر دولت اوباما انداخت.

در خارج هم رئیس جمهوری به فکر عملی کردن یکی دیگر از وعده هایش بود. اول، خروج بی سر و صدای آخرین نیروهای رزمی آمریکا از خاک عراق، پس از هفت سال جنگی خونین و پرخرج که جرج بوش آغاز کرده بود. ۵۰ هزار نظامی آمریکایی در عراق ماندند تا به آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی بومی کمک کنند. و این همه در شرایطی که دولت عراق عملا فلج شده بود.

مسیر آمریکاییها در افغانستان، خیلی سنگلاخ تر بود. تهاجم عمده نیروهای مشترک ائتلاف و افغان به طالبان در ولایت هلمند، ظاهرا با پیروزی انجام شد، اما در پس پرده، یک بمب سیاسی تک تک می کرد. حامد کرزی که در انتخاباتی پرحرف و حدیث دوباره به ریاست جمهوری رسیده بود، آمریکا را زیر رگبار انتقاد گرفت و به مداخله در امور داخلی افغانستان متهم کرد. کاخ سفید هم ناخشنودی اش را از عملکرد آقای کرزی پنهان نکرد. روابط دو طرف چند ماه شکراب بود تا آنکه در بهار، آشتی کنانی نیمبند در واشنگتن برگزار شد.

Image caption شکست دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای و از دست دادن اکثریت مجلس نمایندگان ضربه بزرگی برای اوباما بود

اما همه چیز به خیرو خوشی تمام نشد. در این حیص و بیص، یک مجله، حرف دل فرمانده کل نیروهای آمریکایی در افغانستان را منتشر کرد که مثل توپ صدا کرد. ژنرال استنلی مک کریستال در این مصاحبه، از صدر تا ذیل دولت اوباما را بی پرده یا در پرده، بی کفایت خواند ه بود. مک کریستال رفتنی شده و جایش را به ژنرال دیوید پتریوس داد، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا.

بمب بعدی را ویکی لیکس منفجر کرد، با انتشار اولین رشته از هزاران مدرک محرمانه ای که از درزهای دستگاه اطلاعاتی آمریکا به بیرون نشت کرده بود. و این تازه اول ماجرای ویکی لیکس بود ماجرایی که با انتشار حرفهای مگوی دیپلماتهای آمریکایی و همین طور اظهار نظرهای خصوصی سیاستمداران کشورها، تا مرز رسوایی رسید.

اما دیپلماسی آمریکا در خاورمیانه هم روزهای پرافت و خیزی به خود دید. ادامه شهرک سازی اسرائیل، روابط دو متحد را سرد کرد و نتیجه اش بی محلی آقای اوباما بود به نخست وزیر اسرائیل در سفر او به واشنگتن.

ولی آمریکا فشار به اسرائیل و فلسطینیها را ادامه داد تا آن که سرانجام دو طرف را بعد از دوسال، به گفتگوی مستقیم راضی کرد. مذاکرات با بوق و کرنا و البته لبخندها و دست فشردنهای فراوان در واشنگتن شروع شد، به این امید که یک سال بعد، بر سر حل اختلافهای اساسی دو طرف، توافقی به دست آمده باشد. اما دو سه ماهی نگذشته، رشته ها پنبه شد. اسرائیل دست از شهرک سازی بر نداشت، و محمود عباس فاتحه مذاکرات را خواند.

در این احوال صحنه سیاسی آمریکا در پیشباز انتخابات مجلس نمایندگان و سنا، هر روز ملتهب تر میشد. بهبود چندانی در قدرت خرید مردم به چشم نمیخورد و بیکاری همچنان جولان میداد. این موهبتی الهی بود برای حزب جمهوریخواه و جنبش نوپای تی پارتی، که دولت اوباما را مسبب گرفتاریهای اقتصادی معرفی کنند و آمریکاییهایی را که از این اوضاع عاصی شده بودن، به پایین کشیدن دموکراتها از قوه قانونگذاری فرابخوانند. اتفاقی که سرانجام افتاد. با وزش بادهای پاییزی، کرسیهای دموکراتها در مجلس نمایندگان مثل برگ خزان ریخت، و اوباما اکثریتش را از دست داد، هرچند که بیشتر کرسیهای سنا، با حاشیه ای بس باریک، در دست حزب خودش ماند.

بعد از این شکست اوباما، رو به مصالحه با حزب رقیبش آورد و یکی از وعده های اصلی مبارزات انتخاباتی اش – یعنی لغو کاهش مالیات بر درآمد ثروتمندان را که بوش تصویب کرده بود - را در عمل پس گرفت. حالا محبوبیت رئیس جمهوری آمریکا در میان اعضای حزب خودش هم رو به سراشیب می رود.

دو سال بعد از روزهایی که حضور اوباما در جمع آمریکاییهای به ستوه آمده از دوران بوش، هیجان و امید می آفرید، حالا او چپ و راست زیر ضربه های سنگین مخالفان و همینطور اتفاقهای پیش بینی نشده است. در آخرین روزهای سال ۲۰۱۰ رئیس جمهوری آمریکا ضربه دیگری هم خورد. این بار آرنج همبازی بسکتبالش لب اوا را شکافت و بخیه لازم کرد. خیلی از ناظران می گویند کارنامه سیاسی او هم بخیه لازم شده است.

مطالب مرتبط