برنامه تفریحی تاجیکی 31 دسامبر

خوش آمدید به آخرین برنامه تفریحی تاجیکی در سال 2010 میلادی.

امروز آخرین روز سال 2010 میلادی است و خانواده‌های زیادی از تاجیکستان گرد هم آمده تا با سال کهن پدرود گفته از سال نو 2011 استقبال می‌کنند.

در کوچه و خیابانهای شهر و نواحی کشور شعارهای “سال نو مبارک” و “مرحبا سال 2011” به چشم می‌خورد. نزد ساختمانها و اکثراً در میدانهای مرکزی شهرها درختان صنوبر و یا آن گونه که در تاجیکستان از آنها نام می‌برند ارچه‌های سال نوی ‌آرا داده شده‌اند.

یاد دارم که زمان شوروی تجلیل از سال نو یکی از جشنهای دوستداشته ترین بچه‌ها بود و هنوز چند ماهی قبل از فرارسی سال نو ما منتظرش بودیم. حالا که فکر می‌کنم شاید از آن خاطر زیاد این جشن را دوست می‌داشتیم که در شب سال نو بابای برفی و یا بابا نوئل برای ما تحفه می‌داد و در مکتبها برنامه‌های جالب سال نوی برگزار می‌شد.

یا شاید از آن خاطر که مکتبها تعطیل می‌شدن و ما دانش آموزان برای دو هفته به حال خودمان بودیم. اما آنچنان که امروز می‌بینم تجلیل سال نو میلادی آن شکوه و شهامت قبلی خود را از دست داده است. اما همانا مادران و خواهران و همسرانمان، برای خانواده‌هایشان در این روز غذاهای خوشمزه و شیرینی می‌پزند و سفره عیدانه آراسته ساعت 12 شب همدیگر را با فرارسی سال نو میلادی تهنیت می‌گویند.

در این برنامه نظر چندی از هنرمندان و فرهنگیان را داریم که همکاران ما در مناطق مختلف تاجیکستان جمع آورده‌اند.

مهری حواجه بایوا ، هنرمند مردمی تاجیکستان، می‌گوید در سال 2010 سفرهای زیادی داشته است و در چندین نمایشنامه‌ها نقشهای جدیدی آفریده است. او می‌گوید: “ارزوی آن را دارم که تالار تئاتر مثل سالهای قبل پر از تماشابین باشد و ما هنرپیشه‌ها به محبت و صداقت برای علاقه‌مندان تئاتر نقشهای خوب و جالب اجرا کنیم”

محمدعلی عیوبی ، هنرپیشه شایسته جمهوری تاجیکستان می‌گوید که سال 2010 را هیچ گاه فراموش نمی‌کند زیرا در این سال سفری داشته است به سمینار موسیقی صوفیانه در افغانستان او می‌گوید در سال 2011 قصد برگزاری برنامه کنسرتیش را در شهر دوشنبه داشته است

خیر‌الله دولت اف، سررسام مجله هجوی «خارپشتک» همچنین از سال 2010 اظهار قناعتمندی می‌کرد ، وی گفت: “البته برای من خیلی سال پرکار و پرباری بود چون در این سال من مسئول طرحریزی و برگزاری جشن نوروز در ناحیه دنغره بودم همچنین در این سال من توانستم چندین کاریکاتورهایم را در مجله‌های کشور نشر کنم و همچنین در مجله خارپشتک که از طرف مردم خوش پذیرفته شده‌اند. آرزو می‌کنم که سال 2011 باز هم امکانانت بیشتری را برای مردم ایجادکار فراهم کند.”

ورزش اوشو

این هفته در مهمانخانه برنامه تفریحی صحبتی داشتیم با سیاوش گلممداف ورزشکار جوان تاجیک. سیاوش می‌گوید که سال 2010 برایش خیلی سال بابراری بوده است.

در این سال او برای نخستین بار در مسابقات بین‌المللی اوشو در شهر سانکت پیترزبورگ روسیه سزاوار جای اول شده است و در مسابقات بین‌الملل اوشو در جمهوری خلقی چین مقام سوم را به دست آورده است.

“من در ده رند ناحیه اشکاشیم بدخشان به دنیا آمده‌ام و از خردسالی به ورزش علاقه‌مندی زیادی داشتم در دهه ما که تالار ورزشی نبود ما در میدانچه ورزشی نزد مکتب با عمویم که استاد تربیت بدنی در مکتب کار می‌کرد، شامگاهان کشتی تمرین می‌کردیم. ”

سیاوش بعد ختم مکتب به خدمت سربازی رفت و تنها بعد از آن به دانشگاه دولتی تاجیکستان به دانشکده زبانشناسی و ترجمانی شامل شد تمرینهایش را در تالارهای ورزشی شهر دوشنبه ادامه‌داد.

به سؤال من که چرا به دانشکده تربیت بدنی نرفتی، سیاوش گفت“من فکر می‌کنم ورزشکاری نمی تواند حرفه یا تخصص باشد، ورزش کردن به ‌اندیشه من برای هر فرد شرط و ضرور است. اما در برابر این هر یک ورزشکار باید تخصص دیگری نیز داشته باشد و من در برابر آموزش زبان و ترجمانی باز همروزه به تالار ورزش مشق می‌کنم و حتی در بیشتر مسابقات جمهوریوی شرکت می‌کنم و امسال موفق شدم تا در تیم منتخب جمهوری تاجیکستان در ورزش اوشو شامل شوم و شرف تاجیکستان را در مسابقات روسیه و چین حمایت کنم”

سیاوش می‌گوید نوع ورزش اوشو تنها مشت‌زنی و شکنجه حریف ضعیف نیست، آن فلسفه نهانی خود را دارد و برای ما ورزشکاران جوان هنوز چندین سالها مشق و تمرین ضرورست که تمام نازکیهای این نوع ورزش را بیاموزیم.

آرزوی حمید خبرنگار محلی از منطقه کولاب ولایت ختلان در آستانه سال نو میلادی با چندی از فرهنگیان این شهر صحبتی داشته است.

در پیشواز سال نو رهاره رسیدیم به هنرمند شناخته تئاتر تاجیک خداینظر تیلواف. موصوف در سال 2010 به بلندترین عنوان حرفه ای سرفراز گردیده است.

“سال 2010 برای من خیلی سال بابرار بود و حالا مدارکم را برای دریافت جایزه هنرمند بهترین سال آماده و به ولایت پیشنهاد کردند.”

رفتیم به سراغ ظفر میرزایان، از خاورشناسان سرشناس کشور و او را نه در اطراف ارچه سال نوی با قدح شامپاین دریافتیم، بلکه هنگام مطالعه کتاب دوستداشته‌اش “شاهنامه” فردوسی. واقعاً، آقای میرزایان، سال 2010 را از موفقترین سالهای عمرش می‌داند، زیرا در این سال توانست به ایران سفر کند و خاک مزار فردوسی را بوسه زند.

“ارزوی من برای ایران رفتن خاک‌بوسی خاکدان حکیم فردوسی طوسی بود. من به حکیم فردوسی و “شاهنامه” ابدزنده او یک پیوستگی و حساسیت تعصبی دارم.نزد خود سوگند خورده بودم که تا اگر مزار حکیم فردوسی را زیارت نکنم، قدم بیرون از خاک تاجیکستان نخواهم گذاشت.”

آقای میرزایان، در مورد باختهای فرهنگی با تاسف چنین یاد کرد:

“در سال 2010. ما یکی از آوازخوانان خیلی شهرتیار تاجیکستان ظفر ناظم اف را از دست دادیم. و بعدش درگذشت خانم نگینه رئوفاوا بود که او از خوانندگان مشهور میان مردم بود.

عادلجان امورزاق اف یکی دیگر از فرهنگیان سرشناس است که به سراغش رفتم و او را هماغوش ساز دوستداشته‌اش، “تار” دریافتم. او از حالا همراه شاگردان به استقبال بیستمین سالگرد استقلال تاجیکستان، آمادگی می‌گرفت که قرار است سال 2011 جشن گرفته شود.

“ما آهنگهایی آماده کردیم و با همراهی شاگردان و اهل ادب می‌خواهم آینده یک برنامه کنسرتی هم در شهر کولاب و هم در شهر و نواحی دیگر جمهوری برگزار نماییم.”

چون به سراغ رحمانعلی آدینه‌یف، هنرمند تئاتر به نام سیدعلی ولیزاده شهر کولاب رفتم، او را در لباس بابای برفی در حال رقص در گرد ارچه سال نوی پیدا کردم.

آقای رحمانعلی با این مصرعها صحبت را آغاز کرد:

“سال پیشین “خیر” با ما گفت و رفت،

“با امید روز فردا” گفت و رفت.

سال نو می‌آید، استقبال گیر،

پیشواز آن را تمام سال گیر.

هر دقیقه، هر نفس قیمت شمار،

ساعت تازنده را دنبال گیر.

مرحبا، ای سال نو، خوش آمدی،

سال نو، اقبال نو خوش آمدی.

قدم سال نو را که سال خرگوش است، شادباش می‌گویم و بگذار قدم نیک این جانور بی‌آزار در خواندان هر یک ما فیض و برکت، بخت و سعادت را بیارد”

در همین شبوروز 70 سال مقدم دقیقاً 29 دسامبر سال 1940 بخش فارسی بی بی سی با یک برنامه رادیویی 18 دقیقه‌ای آغاز به کار کرد.

علاقه‌مندی به مطالب رادیوی بی بی سی در تاجیکستان حتی در زمان اتحاد شوروی نیز وجود داشته، اما بخش فارسی بی بی سی پس از کسب استقلال تاجیکستان در سال 1991 رسماً وارد فضای اطلاعاتی تاجیکستان شد

همکارم سهراب ضیا یکی از نخستین کارمندان دفتر بی بی سی فارسی در تاجیکستان بودند چنین گفت.

“به برنامه‌های فارسی بی بی سی مدتها قبل از فروپاشی شوروی مردم گوش می‌کردند هرچند شنیدن برنامه‌های رادیوهای خارجی از جمله بی بی سی ممنوع بود.

ولی در اواخر 1980 میلادی به خصوص بعد از شروع به اصطلاح “بازسازی” یا “پرسترایکو”ی میخائیل گورباچ وف توجه به برنامه‌های بی بی سی بخصوص در تاجیکستان هم افزود.

در دهه 1990 برای اولین بار باقر معین رئیس وخت بخش فارسی بی بی سی به منطقه و از جمله به تاجیکستان سفری انجام دادند و از آن زمان اسم تاجیکستان در برنامه‌های فارسی بی بی سی مطرح شد و محی‌الدین عالم‌پور، نخستین خبرنگار بخش فارسی بی بی سی بود که تأسیس دفتر بی بی سی در تاجیکستان با فعالیت او مستقیما ارتباط دارد.

اما سال 1995 او به دست افراد مسلح کُشته شد و همکاران او به ارائه گزارشها از تاجیکستان ادامه‌دادند.

حالا بخش فارسی بی بی سی در دوشنبه در برابر برنامه‌های رادیو صفحه ویژه تاجیکی را در شبکه جهانی بی بی سی دارد و برای مخاطبانش همه‌روزه تازه‌ترین خبر و گزارشها را تهیه می‌کنند همچنین برای تلویزیون فارسی بی بی سی نیز از تاجیکستان گزارشها تهیه می‌شوند.

در ادامه‌این برنامه می‌رویم به شهر خجند در ولایت سغد و نظرات و تمنیات چهره‌های شناخته این شهر را می‌شنویم که همکارم علیشیر برای ما فرستاده است.

باباجان اکراماف روزنامه‌نگار معروف تاجیک

“برای بنده سالی که با آن پدرود می‌گوییم، یعنی سال 2010 از آن لحاظ خاطرمان بود که در این سال فیض‌بار ایجاد و تحریر کتب نو خود را با نام «خنده‌های گل‌پیچ» به اتمام رساندم و در سال نو 2011 این کتاب را به دست چاپ خواهم سپرد. من تمام همزبانانم را صمیمانه تبریک می‌گویم و برایشان، سلامتی، خوشبختی و کامیابیها آرزو می‌نمایم. سال نوتان مبارک همدیاران عزیز!

سیرم عیسی‌یوا - هنرپیشه شایسته تاجیکستان و هنرمند تئاتر مضحکه و موسیقی کمال خجندی

“سال 2010 برای هنرمندان تئاتر مضحکه موسیقی به نام کمال خجندی سال پربرار و پرفیض بود. باید ذکرد بکنم، تئاتر ما در این سال در فستیوال بین‌المللی در قزاقستان شرکت کرد و سزاوار دو جایزه گردید. می‌خواهم در سال 2011 در هر خانواده مردم تاجیکستان و سیاره عشق و محبت پایدار، مهر و صداقت استوار، فیض و برکت یار، و خنده طفلان بی‌شمار باشد. سال نوتان مبارک!

حسن کمال - آوازخوان معروف

ما هنرمندان همیشه در خدمت مردم هستیم و همیشه برای آنها سرودهای نو و تازه پیشکش می‌کنیم. سالی که ما را پدرود می‌گوید، برای من سال نیک بود. در زمان ما تنها آوازخوان و یا صنعتکار بودن کم است باید تاجر هم باشید. در سال 2011 من چند نقشه هایی دارم، می‌خواهم برنامه کنسرتی خود را در خارج از کشور برگزار کنم. و چند پیشنهادی نیز در این زمینه از برگزارکنندگان این برنامه‌ها در دست دارم.

آرزوی آن را دارم که در سال نو 2011 در هر خاندان صدای موسیقی طنین‌انداز باشد.