تقسیم سودان الگویی برای تجزیه آفریقا؟

همه پرسی برای استقلال جنوب سودان
Image caption تقریبا چهار میلیون نفر برای شرکت در همه پرسی درمورد این که آیا سودان باید به دو پاره تقسیم شود ثبت نام کرده‌اند. شواهد نشان می دهد که بسیاری از مردم جنوب سودان به این همه پرسی رای "آری" خواهند داد

امروز مردم جنوب سودان به پای صندوق‌های رای می روند تا بگویند آیا دوست دارند یک کشور مستقل را تشکیل دهند یا نه.

تمام قرائن حاکی از آن است که آنها با قطع ارتباط‌ با خارطوم، پایتخت سودان و تشکیل پنجاه و چهارمین کشور آفریقا موافقت خواهند کرد. مارتین پلات، تحلیلگر بی‌بی‌سی این نکته را بررسی می‌کند که این امر چگونه باعث افزایش مطالبات استقلال ‌طلبانه در سایر نواحی و کشورهای قاره آفریقا خواهد شد.

شعاری که از سوی اتحادیه آفریقا به عنوان نهادی که نماینده این قاره است، انتخاب شده بسیار ساده و گویاست؛ "آفریقا باید متحد شود".

در دهه ۶۰ میلادی رهبران آفریقا که استقلال را برای کشورهای این قاره به ارمغان آوردند، با یک مسئله پیچیده مواجه شدند.

بیشتر خطوط مرزی که به آنها به ارث رسیده بود، در دهه ۸۰ قرن نوزدهم توسط اروپایی‌ها در جریان تقسیم قاره سیاه رسم شده بود،‌ تقسیمی که از آن به عنوان "درهم آمیختگی آفریقا" نام برده می‌شد.

اروپایی‌ها، گروه‌های قومی را متلاشی و مردم و حتی خانواده‌ها را از هم جدا کردند. کشورهایی که تشکیل شد، مجموعه‌ای از مردان و زنان بود که زبان‌ها و ادیان گوناگونی داشتند.

با این وجود، رهبران آفریقا بر آن شدند که این مرزها را بپذیرند، چون برهم زدن آنها باعث می‌شد که کشورهای مختلف علیه یکدیگر به جنگ برخیزند. چنین شد که "مرزهای استقلال" مقدس و دست‌نخورده باقی ماند.

نگرانی های منطقه ای

سوال این جاست که آیا برگزاری همه پرسی در سودان نقطه پایان بر اصل دست‌نخورده ماندن مرزها‌ست؟

جنوب سودان اولین کشور دوران پسااستقلال آفریقا نخواهد بود که استقلال آن به رسمیت شناخته خواهد شد. اریتره در سال ۱۹۹۳ از اتیوپی منفک شد، اگرچه اریتره‌ای‌ها می‌توانند ادعا کنند که آنها به عنوان کشوری مستقل تحت‌الحمایه ایتالیا بودند و این امپراطور "هایلی سلاسی" بود که از قطعنامه سازمان ملل تخطی کرد و این قلمرو را در سال ۱۹۶۲به عنوان یک استان جدید به اتیوپی ملحق کرد.

به همین دلیل می‌گویند که اریتره شعار اتحادیه آفریقا در زمینه عدم تشکیل کشورهای جدید را مخدوش نکرد. با وجود این، برخی مناطق ممکن است ادعا کنند که زمینه جدایی‌طلبی در آن‌ها وجود دارد.

"سومالی‌لند" که در دهه ۶۰ میلادی تنها به مدت سه روز از سومالی استقلال یافت از جمله این مناطق است. به علاوه جنبش‌هایی وجود دارند که برای خودمختاری نواحی "کازامانس" در سنگال ،"‌کابیندا" در آنگولا و یا قسمت‌هایی از جمهوری دموکراتیک کنگو نظیر "کاتانگا" مبارزه می‌کنند.

درهمین زمینه نباید فراخوان معمر قذافی، رهبرلیبی برای تجزیه نیجریه را از یاد برد. همچنین این نگرانی عمیق در سودان وجود دارد که استقلال جنوب منجر به تجزیه کشور شود، ‌زیرا عده‌ای در دارفور نیز خواهان استقلال هستند.

به گفته ناکس چیتی‌یو، مدیر برنامه آفریقای موسسه تحقیقاتی رویال یونایتد سرویس، ظاهرا وضعیت فوق‌العاده در جنوب سودان این سوءظن را در رهبران آفریقا تشدید می‌کند.

او می‌گوید: "استقلال سودان جنوبی، دولت‌های آفریقا را وا خواهد داشت که توجه بیشتری به گرفتاری‌ها و مظالم رفته بر مناطق محروم و دورافتاده کشور خود بکنند، مناطقی که جدایی طلبی از دیرباز تهدیدی در آن‌ها به شمار می‌رفت. اکنون این تهدید برای رهبران آفریقا ملموس‌تر شده است."

Image caption اتحادیه آفریقا به مناطق مورد منازعه نظیر سومالی نیرو اعزام می‌کند

همگرایی اقتصادی به علاوه فشارهایی وجود دارد که قاره سیاه را به سمت همگرایی و ادغام بیشتر سوق می‌دهد، ‌فشارهایی نظیر جاذبه قدرتمند بازار که آفریقایی‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند.

آن گونه که پاتریک اسمیت، سردبیر خبرنامه "‌Africa Confidential" می‌گوید: "تهدیدی متوجه اتحاد آفریقا نیست. در زمانی که اقتصاد کشورهای قاره سیاه در جهت تامین نیازهای روبه افزایش آسیا توسعه می‌یابد، همگرایی آفریقایی‌ها توسط نیروهای قدرتمند این بازار هدایت می‌شود."

این روند رو به رشد توسط بنگاه‌های توسعه اقتصادی مورد حمایت قرار می‌گیرند.

بانک توسعه آفریقا و موسساتی نظیر بانک جهانی مشتاق به حمایت از پروژه‌هایی هستند که منجر به رونق معاملات منطقه‌ای شوند.

علاوه بر این، تلاش‌هایی برای کاهش اثر بازدارنده تعرفه‌های مرزی و عوارض گمرکی صورت گرفته ‌است.

به عنوان مثال، جامعه کشورهای شرق آفریقا به پیشرفت‌هایی در زمینه کاهش محدودیت‌های بازرگانی و کار دست ‌یافته ‌است، اگرچه این پیشرفت ها به شکل وحشتناکی کند هستند.

افزون بر این، پیشرفت‌هایی در جهت تامین توان نظامی برای اتحادیه آفریقا از نیروهای منطقه‌ای صورت گرفته‌است.

نیروهای اتحادیه آفریقا از هم‌اکنون در مناطق مورد منازعه نظیر دارفور و سومالی مستقر شده‌اند. بحران ساحل عاج آزمون بعدی در جهت ارزیابی کارآیی این نیروها خواهد بود. به علاوه مشخص خواهد شد که جامعه جهانی چقدر برای حمایت از موسساتی نظیر "گروه آفریقای غربی – اکوواس" آمادگی دارد.

هنوز تمام کشورهای این قاره، "اتحادیه آفریقا" را به عنوان نماینده خویش در صحنه جهانی به رسمیت می‌شناسند.

مطمئنا جامعه جهانی تمایلی ندارد که آفریقا تبدیل به قطعاتی از هم گسیخته شود.

غرب تمام تلاش خود را برای اطمینان بخشیدن به دولت سودان به کار برده است، اطمینان از این که استقلال جنوب، آغاز فرآیند تجزیه کشور نباشد.

مطالب مرتبط