ماموریت دشوار زرداری در واشنگتن

باراک اوباما و آصف علی زرداری
Image caption آقای زرداری برای سفر چهار روزه به آمریکا سفر کرده است

آصف علی زرداری، رئیس جمهور پاکستان سفر چهار روزه خود به آمریکا را در حالی آغاز کرده که کشورش نسبت به دو سال پیش و از زمان نخستین سفر رسمی او به واشنگتن، تفاوتی بنیادین کرده است.

هفته گذشته، جهان ناباورانه شاهد حضور ده ها هزار نفر از مردم پاکستان در حمایت از مردی بود که فرماندار بزرگترین استان این کشور را ترور کرد.

سلمان تاثیر، فرماندار استان پنجاب، یکی از ثروتمند بازرگانان این کشور، سیاستمداری کهنه کار، چهره ای کلیدی در حزب حاکم و دوست شخصی آقای زرداری بود.

او مخالفت خود را با قانون جنجالی کفرگویی اعلام کرده بود. چنین موضع گیری علنی موجب قتل سلمان تاثیر شد.

کشته شدن او در روز روشن توسط محافظ شخصی اش در اسلام آباد، پایتخت پاکستان که یکی از امن ترین شهرهای این کشور است، بسیار حیرت انگیز بود. اما آنچه که موجب بهت همگان شد، ترکیب جمعیتی انبوه مردمی بود که در حمایت از قاتل به بیرون ریختند.

بسیاری از کسانیکه در بین تظاهرکنندگان بودند، همان هایی هستند که رهبران پاکستان همواره طبقه متوسط میانه رو خوانده اند.

وکیل، روزنامه نگار، بازرگان، کاسب و سایر مشاغل حرفه ای طبقه "متحرکی" که زندگی فرهنگی و تجاری مراکز عمده شهری پاکستان را تشکیل می دهند، در این تظاهرات حضور داشتند.

تا پیش از قتل آقای تاثیر، آنها در جهان بعنوان پاکستان واقعی و "اکثریت خاموشی" که متدین اما میانه رو هستند، معرفی می شدند. اما بدنبال این قتل، به آنها بعنوان کسانی نگریسته می شود که قاتل را گرامی می دارند و به لیبرالها هشدار می دهند هر کسی که از آقای تاثیر حمایت کند، سرنوشتی مشابه خواهد داشت.

برای آقای زرداری احتمالا دشوار است که توضیح دهد چگونه کشورش در دوره دموکراتیک او دچار چنین تحولی شده است. مقام های پاکستانی اشاره کرده اند که او ممکن است از حادثه هفته پیش برای جلوگیری از ادامه حملات هواپیماهای بدون سرنشین در مناطق قبیله ای استفاده کند. آنها می گویند این حملات موجب تشدید احساسات ضدآمریکایی در سراسر پاکستان شده و دیدگاه های افراطی دینی را گسترش داده است.

Image caption آنچه که موجب بهت همگان شد، ترکیب جمعیتی انبوه مردمی بود که در حمایت از قاتل سلمان تاثیر به خیابان ها ریختند

اما بسیاری از تحلیلگران می گویند که طرح چنین بحثی حاکی از این خواهد بود که او احتمالا متوجه داستان اصلی نیست. و شاید هم نمی خواهد باشد.

آنها می گویند پاکستان کشوری است که بیش از سه دهه در جهاد دایم بوده است. از جنگ افغان ها علیه شوروی سابق تا شورش های کشمیر تا ظهور و سقوط طالبان در افغانستان، پاکستان همواره خود را در میانه کشمکش ها یافته است.

این به این معناست که پاکستانی های زیر چهل سال، همه عمر خود را شاهد گذار کشورشان از یک کشمکش دینی به کشمکش دینی دیگر بوده اند. آنها که اغلب توسط لیبرالهای پاکستانی بعنوان "نسل جنگ" نامیده می شوند، هفتاد درصد از جمعیت ۱۸۰ میلیونی این کشور را تشکیل می دهند.

سالهاست که فعالان حقوق بشر هشدار می دهند این حرارت رادیکالیزه شدن در بین نسل جوان، تفاوتی اساسی با آتش دینی اعضای طالبان که دهسال است نیروهای پاکستانی را در مناطق قبیله ای به چالش کشیده اند، ندارد.

اما تحولات اجتماعی دهه های اخیر طرح چنین بحثی را دشوار کرده است.

زمان آن فرا رسیده که داستان واقعی گفته شود. سوال اینجاست که آیا آقای زرداری می تواند این را بگوید؟ حتی اگر او قصد گفتن این موضوع را به متحد آمریکایی خود داشته باشد، شاید خود را در مقابل دیوار تردیدی ببیند که ویژگی روابط آمریکا و پاکستان از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تاکنون بوده است.

با وجود آنکه پاکستان متحد خط مقدم آمریکا است، واشنگتن نسبت به حقیقت هر گونه ابراز نگرانی از دیدگاه های افراطی دینی مظنون است.

بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند که دستگاه امنیتی پاکستان، که سیاست خارجی را در کنترل خود دارد، از افراطی گری دینی بعنوان بهانه ای برای کسب امتیازات بیشتر از غرب استفاده می کند. آنها ممکن است حادثه آقای تاثیر را بعنوان سناریویی که نگاه کنند که نخبگان ارتش مقتدر پاکستان در جواب طرح هایی که گفته می شود آمریکا برای تشدید جنگ در خاک پاکستان در سال ۲۰۱۱ دارد، با دقت تنظیم و اجرا کرده باشند.

لیبرالهای پاکستانی ممکن است همچنان امیدوار باشند که این کشور سیاست لیبرالی خود را مجددا کشف کند، اما این امید ناچیزی بنظر می رسد. این منوط به آقای زرداری است که بتواند موانع مستحکم و متقابل ظن و تردید را بشکند و متحدان آمریکایی خود را قانع کند که این سرمایه گذاری وسیع در بخش اجتماعی پاکستان، و نه کمک های نظامی، است که می تواند فضای تنها دولت اسلامی دارای سلاح اتمی را تغییر دهد.

متاسفانه این انتظاری دشوار از مردی است که شاید بدنام ترین سیاستمدار تاریخ دشوار این کشور باشد.

مطالب مرتبط