چرا معترضان سیاسی خودسوزی می کنند؟

مادر محمد بوعزیزی با بن علی رئیس جمهور تونس
Image caption مادر محمد بوعزیزی با بن علی رئیس جمهور تونس دیدار کرد

خودسوزی شکل نادری از اعتراض سیاسی است. طی روزهای گذشته چند نفر در تونس، الجزایر، موریتانی و مصر خود را آتش زده اند.

این اتفاقات بدنبال خودسوزی محمد بوعزیزی، جوان ۲۶ ساله تونسی در دسامبر گذشته براه افتاد.

خودکشی بوعزیزی که قیام عمومی تونس را جرقه زد، این پرسش را برای ناظران پیش آورده که آیا خودسوزی ها در کشورهای همسایه هم متاثر از این حادثه بوده و آیا این معترضان که خود را قربانی کردند نیز بدنبال جرقه قیامی مشابه در کشورهای خود بودند.

روز دوشنبه مردی در قاهره خود را در مقابل ساختمان پارلمان مصر سوزاند. مرد دیگری نیز خود را در مقابل قصر ریاست جمهوری موریتانی آتش زد.

روز سه شنبه هم یک مصری دیگر خودسوزی کرد. در شهرهای مختلف الجزایر نیز طی چند روز گذشته هفت نفر خود را آتش زده و یا تلاش کرده اند خود را بسوزانند. گزارش شده است که یکی از آنها کشته شده است.

به نوشته بلیک هوشنل، تحلیلگر خاورمیانه در نشریه فارین پالیسی (سیاست خارجی)، "روند جدیدی" آغاز شده است.

وی می افزاید این خودکشی ها تاکتیک های شوکه کننده ای است که به سرعت توجه و همدردی جهانی را جلب می کند.

تردیدی نیست که فاجعه خودسوزی محمد بوعزیزی در سراسر منطقه حس شد.

حسام الهمالوی، وبلاگنویس مصری به بی بی سی می گوید که مردم وضعیت سیاسی تونس را با شرایط خود مقایسه می کنند.

وی می افزاید: "مردم مصر وقایع تونس را با اشتیاق فراوانی دنبال می کنند، زیرا تشابهات زیادی بین خود و مردم تونس می بینند."

آقای الهمالوی که روز دوشنبه و پس از نخستین خودکشی در مصر صحبت می کرد، گفت که حکومت این کشور تلاش کرده است این ماجرا را اقدام یک بیمار روانی جلوه دهد.

دکتر مایکل بیگز، استاد جامعه شناسی دانشگاه آکسفورد که درباره اعتراضات سیاسی پژوهش کرده می گوید در جهان اسلام به ندرت مبارزه سیاسی بصورت خودکشی ظاهر می شود.

به گفته او خودکشی کردها در اواخر دهه ۱۹۹۰ تنها چند استثنای معدود است که آن نیز در اروپا رخ داد.

به گفته دکتر بیگز طی چند دهه گذشته صدها نفر در دنیا خود را به نشانه اعتراض قربانی کرده اند. این موارد شامل بودایی های ویتنامی، ناسیونالیست های لیتوانی، چپ های کره جنوبی، دانشجویان طبقات بالای نظام "کاست" هندی و ناسیونالیست های کرد در اروپا می شود.

اما او می گوید که در جهان اسلام این روند جدیدی است.

دکتر بیگز می افزاید در سالهای اخیر بمبگذاری انتحاری شیوه ای بوده که بسیاری از مسلمانان از آن برای قربانی کردن خود استفاده کرده اند.

Image caption ناآرامی های تونس بدنبال خودسوزی محمد بوعزیزی، جوان ۲۶ ساله در دسامبر گذشته براه افتاد

جان اسپوزیتو، استاد اسلام شناسی و روابط بین الملل در دانشگاه جورج تاون و نویسنده کتاب "آینده اسلام" می گوید کشورهای عرب شاهد پدیده نوینی هستند:

"مسلمان همچون مسیحیان بطور تاریخی خودکشی را عملی اشتباه می انگارند. اما آنچه اکنون رخ داده، نماد متفاوتی است."

محمد بوعزیزی سمبل مقاومت دیده می شود.

به گفته آقای اسپوزیتو "وضعیت جوانان در این کشورها افسرده کننده است. احساس پوچی عمیق و بهت آوری حاکم شده است."

"آنچه ما در این کشورها می بینیم حرکت بسوی فرم دیگری از مقاومت است که ورای هنجارهای سنتی، فرهنگی و دینی بشمار می آید."

پروفسور اسپوزیتو می افزاید حتی برخی علمای اسلامی نیز چنین عملی را، نه خودکشی بلکه اعتراض به بی عدالتی اجتماعی می دانند زیرا "عدالت اجتماعی ریشه عمیقی در قرآن دارد."

آنچه پدیده خودسوزی را شگفت انگیزتر می کند، این است که در اسلام سوزاندن حتی جسد حرام است.

صحنه خشن مرگ در مکانی عمومی تاثیر فوق العاده ای دارد.

دکتر بیگز می گوید: "این یک عمل سیاسی ناشی از عجز است که در عین حال بسیار هم موثر است. زیرا فرد باید بسیار متعهد باشد و از بی عدالتی آنچنان در رنج باشد که دست به چنین کاری بزند."

داستان محمد بوعزیزی خود جایگاه ویژه ای در اسطوره شناسی کشورش دارد.

لیلا بوعزیزی در مصاحبه با بخش عربی بی بی سی گفت: "برادرم زنده و در کنار ماست. او درهای بسیاری را گشود، زیرا اکنون دمکراسی و آزادی را می توانیم استشمام کنیم."

مدرک روشنی که نشاندهنده ارتباط مستقیم تحولات الجزایر، مصر و موریتانی با وقایع تونس باشد وجود ندارد، اما دکتر بیگز می گوید بطور تاریخی این وقایع با هم رخ می دهد.

اعتراض راهب

Image caption خودسوزی یان پالاخ دانشجوی چک او را به قهرمانی اسطوره ای تبدیل کرد

دکتر بیگز می گوید خودسوزی بعنوان نماد مقاومت از جنگ ویتنام شروع شد.

عکس ملکوم براون از یک راهب بودایی مسن در سال ۱۹۶۳ در سایگون، که شعله سراسر وجودش را فراگرفته و سوزانده است، به تمثال این جنگ بدل شد.

این خودسوزی جرقه خودسوزی چند راهب و موارد دیگری در نقاط بسیاری از جمله در آمریکا شد.

آلیس هرتز، صلحجوی ۸۲ ساله در سال ۱۹۶۵ به نشانه اعتراض به جنگ ویتنام خود را در گوشه خیابانی در دیترویت آتش زد. پس از آن نورمن موریسون خود را بر روی پله های پنتاگون سوزاند.

دکتر بیگز می گوید: "هرتز و موریسون صرفا مقلد نوعی اعتراض که در ویتنام شکل گرفت نبودند، بلکه آگاهانه صحنه مرگ آتشین راهب های بودایی را دوباره بازسازی کردند تا این تراژدی را این بار در عرصه عمومی آمریکا به منصه ظهور برسانند."

در سال ۱۹۶۹ نیز یک دانشجوی جوان بنام یان پالاخ در اعتراض به شوروی سابق خود را در میدان واتسلاوسکه پراگ سوزاند.

پالاخ یک شبه افسانه ای بی بدیل در اساطیر چک شد.

بدنبال آن موج کوچکی از اعتراضات مشابه در سایر کشورهای کمونیستی اروپای شرقی به راه افتاد.

مرگ با آتش بعنوان شکلی از اعتراض در کشورهای دیگری نظیر هند شایع تر است. در سال ۱۹۹۰ موج وسیعی از چنین خودکشی هایی به نشانه مخالفت با ارائه سهمیه اداری ویژه به طبقات (کاست) پایین تر براه افتاد.

دکتر بیگز می گوید واکنش به چنین مرگی وحشت توام با همدردی است.

او می افزاید در بسیاری از این موارد "افراد نادری که خود را برای مردن در جهت آرمانی جمعی آماده می کردند، می دانستند که این فداکاری اثری عمیق بر جای خواهد گذارد."

اما برای برخی دیگر که به این شکل بسیار شخصی اعتراض روی می آورند، اهمیتی ندارد که چه پیامدهایی خواهد داشت.

مطالب مرتبط