هوگو چاوز به دنبال تقسیم فقر یا ثروت؟

هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا
Image caption هوگو چاوز از دوازده سال پیش، قدرت را در ونزوئلا در دست دارد

با آغاز به کار پارلمان جدید ونزوئلا، جیمز رابینز، خبرنگار بی بی سی این سئوال را مطرح می کند که آیا این کشور ثروتمند نفتی به اندازه پارلمان خود، دوقطبی ا‌ست؟ مجلسی که در آن اپوزیسیون اگرچه کرسی‌هایی در اختیار دارد، ولی دارای نفوذ محدودی ‌است.

وارد که می‌شوم، ‌کلاس مانند کلاس‌های پر سر و صدای مدرسه در هر جای دیگر دنیاست، ‌اما در واقع من به ملاقات مردان و زنان جوانی می‌روم که حدود بیست ‌سال سن دارند و برای ملحق شدن به نیروهای پلیس ملی جدیدالتاسیس ونزوئلا آموزش می‌بینند.

لوئیزیانا هرمنیو گومز یکی از این افراد است. او توضیح می‌دهد که می‌خواهد بدنامی پلیس را از آن بزداید.

او می‌گوید: ‌"پلیس ونزوئلا خوشنام نیست، ‌نه در داخل کشور و نه در سطح بین‌المللی. فساد زیادی در میان نیروهای پلیس وجود دارد. بسیار از مجرمان این کشور یا پلیس ‌هستند یا سابق بر این پلیس بوده‌اند. من بزهکارانی را دیده‌ام که در اونیفورم پلیس دست به دزدی زده‌اند. این چیزها ناپسند است، زیرا هدف از تشکیل پلیس، کمک به جامعه است نه آسیب زدن به آن."

در بیرون از کلاس، به تماشای تازه‌سربازانی می‌نشینم که همگام با مارش نظامی تمرین رژه می‌کنند.

برنامه تجدید سازمان پلیس در ونزوئلا بسیار مفید بوده است. این برنامه پاسخی است به مشکلات عمیق جامعه ونزوئلا، ‌مشکلاتی که محصول دهها سال حکومت‌های کم و بیش بد و نالایق بوده است، ‌حکومت‌هایی که تنش‌ها و شکاف‌های عظیم و مشهودی را در سراسر کشور ایجاد کرده‌اند.

منازعات دشوار

تردیدی ‌نیست که این مردان و زنان جوان، طلایه دارانی هستند که ونزوئلا به آنها امید بسته است؛ یک نیروی کارآمد و حرفه‌ای پلیس.

Image caption آقای چاوز نفوذ زیادی در کشور دارد اما موافقان و مخالفان بسیاری دارد

دولت این نکته را تصدیق می‌کند که یکی از هر پنج جنایت اتفاق افتاده در کشور توسط نیروی پلیس روی می‌دهد، بنابر این مشکل باید به شکل بنیادی حل شود. سوال این‌جاست که چگونه می‌تواند تمام (نیروی پلیس) ونزوئلا را به یک‌باره تغییر داد. هر ابتکارعملی چه اقتصادی باشد، ‌چه اجتماعی و یا سیاسی به تندی موضوع مناقشه بین هوگو چاوز و اپوزیسیون می‌شود.

بعضی‌ها حتی این نیروی پلیس نوپا را نیز بدشگون می‌دانند و اعتقاد دارند در ورای آن، حکومت در حال پرورش یک ارتش از جوانان وفادار به چاوز است تا او را برای همیشه بر سر قدرت نگاه دارد.

خولیو بورخس، ‌رهبر حزب اپوزیسیون "اول عدالت" می‌گوید: "ما در ونزوئلا زیر یوغ یک دولت کاملا نظامی زندگی می‌کنیم، با یک ایدئولوژی چپ افراطی با تسلط تمام عیار بر اقتصاد."

برای این که بدانم آیا این انتقاد حقیقتا وارد است یک زوج ونزوئلایی را ملاقات کردم که هر دو از طبقه کارگر بودند.

ماریا ایوجنیا خود را در دوران حکومت آقای چاوز یک برنده می‌داند. با او سوار تراموای برقی جدید و پرسروصدای کاراکاس شدم،‌تراموایی که با قسمتی از درآمد نفت کشور ساخته شده تا شهرک‌های زاغه نشینی را که در دامنه کوه‌های نزدیک پایتخت به شکل مخاطره‌آمیزی جاخوش کرده‌اند را به مناطق ثروتمند و مرکز شهر متصل کند. احداث چنین خط تراموایی او را متقاعد کرده که خیلی چیزها در حال تغییر است.

بدون تردید این یک پیروزی تکنولوژیک است. مجموعه‌ای از خطوط تراموای برقی متقاطع، فقیرترین اهالی پایتخت را به ثروت موجود در آن به شدت نزدیک می‌سازند . اما این سئوال برای من باقی می‌ماند که آیا به راستی این یک نمایش پرخرج برای انقلاب سوسیالیستی هوگو چاوز نیست؟

از بسیاری از جهات این گونه به نظر می‌رسد که سعی شده تا این حقیقت پوشیده بماند که چه بر سر کشور آمده و چه مقدار ناچیزی از ثروت نفت آن برای پروژه‌های زیرساختی نظیر این پروژه به مصرف رسیده است، ‌پروژه‌هایی که برای پرکردن شکاف بین طبقات فقیر و غنی این جامعه به وجودشان نیاز است.

با این وجود، این اتهامی است که می توان متوجه بسیاری از دولت‌های حاکم بر ونزوئلا در طی دهه‌های متمادی دانست.

والی گارسیا خود را در حکومت آقای چاوز بازنده حس می‌کند.

او همان طور که گوشه و کنار آپارتمان کوچکی را که در حال خریدش بود به من نشان می‌داد می‌گفت او از هر دو سو قربانی شده ‌است. این آپارتمان قسمتی از یک طرح خانه‌سازی بخش خصوصی در بیرون کاراکاس بود که اکنون ملی شده است.

جامعه دو قطبی

فرآیند ملی‌سازی باعث تاخیر در پروژه‌ها شده است. به علاوه خود والی نیز پس از این که شرکت کارفرمایش ملی ‌شد، کارش را از دست داده بود.

او ‌گفت: "این جا امید مرده است، امید داشتن زندگی بهتر. دولت می‌خواهد همه با هم مساوی باشند، ‌اما این به معنی ارتقاء سطح زندگی آنها نیست بلکه به این معنی است که همه به یک اندازه فقیر شوند."

چنین خصومتی نسبت به هوگو چاوز به وضوح در حال گسترش است.

دوره‌ جدید پارلمان ونزوئلا آغاز شده است و پس از انتخابات اخیر تعداد کرسی‌های متعلق به اپوزیسیون به حدود ۴۰ درصد کل کرسی‌های مجلس رسیده است.

اما آقای چاوز تصمیم به مقابله با هر گونه تهدیدی گرفته که او را مجبور به صرف‌نظر کردن از حتی قسمتی از تصمیمات افراطی کند.

ماه گذشته او با صدور حکم مخصوصی، توانایی پارلمان برای لغو و مقابله با تصمیمات خود را محدود کرد.

این اقدامی بسیار پرمعنی ‌است چون در سال ۲۰۱۲ او مجددا باید در یک رقابت انتخاباتی برای سمت ریاست جمهوری شرکت کند.

Image caption تعداد کرسی های مخالفان در پارلمان ونزوئلا بیشتر شده است

یکی از این افراد که من با او در ونزوئلا ملاقات کردم، یکی از حامیان پروپا قرص اوست، ‌یک شورشی سابق به نام لیساندرو پرز که نام مستعارش "مائو" است.

در حالی که با او در کوچه‌های کثیف محله‌اش قدم می‌زنیم، می‌گوید: "ونزوئلا همواره بین کاپیتالیست‌ها و سوسیالیست‌ها به دو قطب تقسیم شده است. حقیقت این است که امروزه چاوز قدرتمند‌ترین مرد در این کشور است. اوست که فرآیند حکومت را راهبری می‌کند و تنها راه شکست او این است که دشمنانش با هم متحد شوند و یک کودتا و یک انتخابات پر از تقلب راه بیاندازند تا به این وسیله اوضاع را دچار بحران کنند. البته اگر چنین اتفاقی بیفتد ونزوئلایی‌های عادی که در این محله‌ها زندگی‌‌می‌کنند برای دفاع از رئیس‌جمهور به پا خواهند خواست."

من مائو و ونزوئلا را در حالی ترک می‌کنم که به شکل فزاینده‌ای یقین پیدا کرده‌ام این کشور به سوی یک شکاف بزرگتر و احتمالا خطرناک پیش می‌رود.

مطالب مرتبط