اقتصاد آمریکا، خروج از بحران، مهاجرت فرصتهای شغلی

افراد جویای کار در آمریکا
Image caption رقم بالای بی کاری در آمریکا که حدود ده درصد است به مشکلی اساسی برا ی باراک اوباما تبدیل شده است

سوددهی شرکتهای آمریکایی در حال افزایش است. بهای سهام آنها هم دارد بالا می رود. بسیاری می پرسند پس چرا نرخ بیکاری به سرعت پایین نمی آید؟ چرا شرکتها استخدام نمی کنند؟

واقعیت این است که خیلی از شرکتها دارند نیروی انسانی استخدام می کنند، اما نکته اینجاست که نه در آمریکا، بلکه در جاهایی از دنیا که بازار فروش رونق دارد و سیل سفارشها سرازیر است.

کاترپیلار – سازنده خودروهای راهسازی و صنتعی، سال گذشته میلادی حدود ۱۵ هزار کارمند جدید گرفت که بیش از نصفشان در خارج از آمریکا استخدام شدند. شرکت پیک یوپی اس هم با سرعت بیشتری مشغول استخدام در کشورهای دیگر است. هم کاترپیلار و هم یو پی اس می گویند فروششان در بازارهای بین المللی بیش از دو برابر بازار آمریکاست.

در سال ۲۰۰۹ هم، از مجموع ۹۳ هزار کارمندی که شرکت کوکاکولا در استخدام دارد، تنها ۱۳ درصدشان در آمریکا بودند. برای همین است که به رغم رونق گرفتن کسب و کار شرکتهای بزرگ آمریکایی، نرخ بیکاری در آخرین روزهای سال گذشته از نزدیک ده درصد پایینتر نیامد. همه ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی – به جز چهار تا – سال گذشته پولساز بودند و شاخص بازارهای سهام به بالاترین حد خود از زمان بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ رسیده است.

ولی فرصتهای شغلی خیلی دورتر از خاک آمریکا به وجود آمده اند. برآوردها نشان می دهد که شرکتهای آمریکایی در یک سال گذشته حدود یک میلیون و چهارصد هزار شغل در خارج ایجاد کرده اند، شغلهایی به کارگران آمریکایی می رسید، نرخ بیکاری می توانست یک درصد پایین بیاید.

بیش از دو دهه است که آمریکا با پدیده فرار فرصتهای شغلی روبروست، اما در سالهای اخیر، این شغلها هر چه پیچیده تر شده اند. زمانی اسباب بازی و پوشاک بود، امروز قطعات الکترونیک و نرم افزارهای کامپیوتری است.

بیژن کیان، عضو هیئت مدیره بانک صادرات و واردات آمریکا، از آینده شرکتهای این کشور نگران نیست. او می گوید: «دنیا مرتب در حال تغییر است، کشورهایی که پیشتر قدرت تولید و قدرت خرید پایینی داشتند، رشد کرده اند. اقتصاد جهانی پیوسته تغییر می کند. اما در زمینه هایی که آمریکا توانسته موقعیت رقابتی خود را حفظ کند، همیشه نیرومند و پیشتاز خواهد ماند.»

موضوع مهم این است که خیلی از تولیدات آمریکایی دیگر به آمریکا برنمی گردند. در بازارهای رو به رشدی چون هند، چین و برزیل، رشد طبقه متوسط به چند برابر شدن تقاضا منجر شده است. برآوردها نشان می دهد که تا چهار سال دیگر، شمار مصرف کنندگان طبقه متوسط در آسیا برای اولین بار از مجموع مصرف کنندگان در اروپا و آمریکا پیشی خواهد گرفت.

با جهانی شدن اقتصاد، شرکتهای چند ملیتی خواهی نخواهی سرمایه و نیروی کارشان را به نقاطی هدایت می کنند که بیشترین بهره را برایشان داشته باشد. با این حال، بیژن کیان به برتری های نسبی برخی فراورده های آمریکا در بازارهای جهان اشاره می کند: «حتی اگر قطعات محصولات آمریکایی هم در کشورهای دیگری ساخته شود، طراحی و سرمایه فکری آن همچنان در آمریکا خواهد ماند.»

مطالب مرتبط