آلمان با اشباح دوران نازی ملاقات می‌کند

کلاوس باربی (سمت چپ) و آدولف آیشمن حق نشر عکس BBC World Service
Image caption کلاوس باربی (سمت چپ) در فرانسه دادگاهی شد و آدولف آیشمن هم در اسرائیل تحت محاکمه قرار گرفت

شما با یک نازی پیر خبیث چه می کنید؟ می گذارید برای خودش در آمریکای جنوبی بپلکد یا او را به خاطر فواید احتمالی اش به کار می گیرید؟

به گفته مجله اشپیگل، گزینه دوم کاری است که سرویس های مخفی آلمان غربی بعد از جنگ جهانی دوم انجام دادند.

این مجله که معمولا خبرهای موثقی منتشر می کند، گزارش می دهد که کلاوس باربی وقتی در آمریکای جنوبی در خفا زندگی می کرده به استخدام آژانس اطلاعات خارجی آلمان غربی درآمده بود.

این مجله مدارکی از سرویس اطلاعات خارجی آلمان غربی را بررسی کرده که نشان می دهند "قصاب لیون" (لقب کلاوس باربی به خاطر جنایاتی که در شهر لیون فرانسه به او نسبت داده شده) در زمینه جمع آوری اطلاعات در مورد کشورهای آمریکایی که در آنها پنهان شده بود به سرویس های اطلاعاتی آلمان کمک می کرد.

باربی ممکن بود در صورت دستگیری با مجازات حبس ابد و یا حتی اعدام روبرو شود، چرا که مسوولیت عملیات تبعید یهودیان و برخی دیگر را به اردوگاه های مرگ برعهده داشت و از جمله دستور بیرون کشیدن کودکان از یتیم خانه و تبعید آنها را صادر کرده بود.

او نهایتا دستگیر و در فرانسه محاکمه شد، ولی اشپیگل گزارش می دهد که او مدت ها پیش از آن گزارش هایی در مورد اوضاع سیاسی بولیوی برای آژانس اطلاعات خارجی آلمان غربی می فرستاد. او در بولیوی با نام جعلی کلاوس آلتمن برای خود موقعیتی اجتماعی دست و پا کرده بود.

حق نشر عکس 1
Image caption باربی در بولیوی با نام جعلی کلاوس آلتمن زندگی می کرد

بنا بر گزارش اشپیگل، آژانس اطلاعات خارجی آلمان غربی در دهه ۱۹۶۰ او را به کار گرفته بود و از هویت واقعی او کاملا آگاهی داشت. حداقل باربی به دردی می خورد، اما چگونه می توان مورد مشابهی در مورد آدولف آیشمن را توضیح داد.

هیچ مدرکی دال بر استخدام این سازمان دهنده جنایات انبوه از سوی سرویس های اطلاعاتی آلمان غربی در دوران پس از جنگ جهانی دوم وجود ندارد. اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این سرویس ها حدود یک دهه قبل از دستگیری آیشمن توسط اسرائیلی ها، می دانستند او در آرژانتین به سر می برد.

روزنامه پرتیراژ بیلد آلمان از دولت این کشور خواستار پرونده های مربوط به این موضوع شد و این پرونده ها نشان می دادند آژانس اطلاعات خارجی آلمان غربی در سال ۱۹۵۲ آیشمن را در آرژانتین شناسایی کرد، و این یعنی هشت سال پیش از زمانی که او توسط مأموران موساد (سرویس اطلاعاتی اسرائیل) ربوده شد. او سپس به اسرائیل برده، و پس از محاکمه در این کشور به دار آویخته شد.

احساس همدلی با نازی ها

بسیاری از افراد صاحب قدرت در دوران پس از جنگ جهانی دوم نازی هایی بودند که در سمت های رسمی باقی مانده بودند. برای مثال وزارت امور خارجه آلمان اخیرا نتایج تحقیقاتی رسمی خود را منتشر کرده که بر اساس یافته های آن برخی از دیپلمات های این کشور، گذشته ای آلوده به خون دارند.

در جهان امروز احساس همدلی با نازی ها دقیقا چنین معنایی می دهد. بنا بر این عقیده، آلمانی ها با نازی ها مدارا می کردند، چرا که بسیاری از آنها از گذشته کشورشان منزجر نبودند. گروهی دیگر عقیده ای معتدلتر دارند و بر این باورند که با پایان جنگ جهانی دوم بلافاصله جنگ دیگری آغاز شد، و برای مبارزه در این جنگ دوم باید از همه سلاح ها و افراد موجود استفاده می شد. با شکست آلمان در جنگ جهانی تهدید جدید علیه دموکراسی، اتحاد شوروی بود، و در نتیجه هر کس که در این جنگ به دردی می خورد بکار گرفته می شد، حتی اگر آن کس قصاب لیون می بود.

برنامه فضایی

ایالات متحده، دانش موشک سازی مورد استفاده در تخریب شهرهای بریتانیا را پایه برنامه فضایی خود قرار داد. عملیات پیپر کلیپ (سنجاق) از سوی سازمان های اطلاعاتی آمریکا ترتیب داده شد تا دانشمندان آلمانی به غرب آورده شوند و به شرق نروند. بسیاری از این دانشمندان چنین کردند، از جمله ورنر فون براون که موشک های وی ۲ (که لندن را هدف می گرفت) و ساترن ۵ (با هدف رسیدن به کره ماه) را طراحی کرده بود.

حق نشر عکس 1
Image caption ایالات متحده از فن آوری موشکی نازی ها برای برنامه فضایی خود استفاده کرد

فرانسس استونر ساندرز در کتاب خود بنام "جنگ سرد فرهنگی: سازمان سیا و جهان هنر و ادبیات" روایت می کند که چگونه ترس پیوستن افراد به بلوک شرق باعث شد حتی با موسیقیدانانی که سابقه همکاری با نازی ها را داشتند (نظیر هربرت فون کارایان) به خوبی رفتار شود.

بسیاری از کسانی که در این ماجراها درگیر بودند حالا مرده اند؛ از نوازندگانی که کارت عضویت حزب نازی را داشتند، اما "صرفا" برلین را سرگرم نگاه می داشتند، تا دست اندرکاران جدی و فعال نسل کشی. با این وجود این افشاگری کماکان دارای اهمیت است.

آلمان همچنان در حال بررسی وقایع هفت دهه پیش است. بخصوص از زمان سقوط دیوار برلین مدارک جدید بسیاری بدست آمده اند، و گمان می رود پرونده های استازی (پلیس مخفی آلمان شرقی) حاوی جزئیات بیشتری از گذشته تاریک برخی چهره های سرشناس باشند.

در نتیجه پرداختن به نازی ها تا به امروز ادامه دارد. بعضی از افراد نسل معروف به نسل ۱۹۶۸ خشونت رفتاریشان را در چارچوب جنگی دنباله دار توجیه می کردند، نبردی علیه آنچه آنها استمرار حکومت نازی ها می خواندند. چرا که جمهوری فدرال آلمان (آلمان غربی) در قبال نازی ها، به غیر از عالی رتبه ترین آنها که محاکمه و اعدام شدند، موضعی نرم و مسامحه گرانه اتخاذ کرده بود.

امروزه عده کمی با این نظر موافقند، و شاید در همان زمان هم این عقیده طرفداران کمی داشت. اما بحث بر سر این موضوع که آلمان چه زمانی می تواند کشوری "عادی" قلمداد شود ادامه دارد. کشوری که اعمال وحشتناکی را که نازی ها مرتکب شده اند، از یاد نبرد و در عین حال دائما از بیاد آوردن گذشته اش آسیب نبیند.

شاید انتشار اطلاعات درباره آنچه واقعا پس از جنگ اتفاق افتاده، و بحث هایی که برسر آن پیش آمده روزنه امیدی باشد: امید به اینکه آلمان با اشباح گذشته اش روبرو شود.

مطالب مرتبط