مبارک؛ سی سالی که گذشت

حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر حق نشر عکس AFP

حسنى مبارك در سال ۱۹۲۸ بدنيا آمد. او در ۲۱ سالگى وارد آكادمى نظامى شد و به سرعت شايستگى هاى خود را در خلبانى هواپيماهاى جنگى نشان داد.

او بين سال هاى ۱۹۵۹ و ۱۹۶۱ دو دوره آموزشى را در اتحاد شوروى گذراند. سپس فرمانده پايگاه هوايى غرب قاهره شد، و در سال ۱۹۶۹، در حالى كه تنها ۴۱ سال سن داشت، فرمانده نيروى هوايى شد. او سه سال بعد فرمانده كل ارتش شد و در اين سمت براى تدارك جنگ اكتبر ۱۹۷۳ با اسرائيل، همكارى نزديكى با رئيس جمهور انور سادات داشت.

در اين جنگ، نيروى هوايى مصر بهتر از هر زمان ديگر در تاريخ اين كشور عمل كرد و اين مسأله موقعيت مبارك را در عرصه سياست اين كشور تحكيم و ارتقاء او به سمت معاونت رئيس جمهورى را آسانتر كرد. سادات به او اعتماد زيادى داشت و او در اكثر مباحثات بين المللى در مورد سياست خاور ميانه حضور داشت.

پس از قتل سادات، مبارك بيشترين بخت را براى جانشينى او داشت. او ملزومات اين كار را داشت، چرا كه اتحاد شوروى و غرب را مى شناخت. انگليسى و روسى صحبت مى كرد و سفرهاى زيادى به جهان عرب كرده بود. ولى او بلافاصله قدرت را بدست نگرفت. يك همه پرسى برگزار شد و گفته شد كه او در اين همه پرسى بيش از ۹۸ درصد آرا را بدست آورده و به اين ترتيب چهارمين رئيس جمهورى مصر شد.

يكى از نقاط تاريك دوره اول رياست جمهورى مبارك در اكتبر ۱۹۸۵ پيش آمد، يعنى زمانى كه جنگنده هاى آمريكايى يك هواپيماى مسافربرى مصرى را مجبور به فرود در ايتاليا كردند. در ميان مسافران اين هواپيما فلسطينيانى بودند كه مظنون به حمله به كشتى مسافرى آشيل لائورو و كشتن مسافران آمريكايى آن بودند.

ماه بعد همان هواپيما در آسمان ربوده، و به جزيره مالت برده شد. مبارك به كماندوهاى مصرى دستور داد به هواپيما حمله كنند و در نتيجه ۶۰ تن از ۹۸ مسافر هواپيما كشته شدند.

در داخل كشور هم مسائل اقتصادى همواره براى مبارك مشكل ساز بود و باعث نارضايتى گسترده و آشوب هاى مدنى مى شد. او همچنين از سوى احزاب مخالف به تقلب در انتخابات، شكنجه زندانيان سياسى، اغماض در مورد فساد مالى و اِعمال سانسور متهم مى شد. برخى خواهان اصلاحاتى در نحوه برگزارى انتخابات بودند، و او هم سعى كرد به برخى از اين شكايات رسيدگى كند.

موقعیت مبارک در میان اعراب

حمله عراق به كويت در اوت ۱۹۹۰ ضربه اى به اعتبار مبارك بود. او تا آن هنگام موقعيت خود را به عنوان رهبر كشورهاى عربى ميانه رو تثبيت كرده بود. ولى چنين به نظر آمد كه صدام حسين با قول خود مبنى بر عدم حمله به كويت، رهبر مصر را فريب داده بود.

مبارك از دخالت ايالات متحده در بحران خليج فارس حمايت كرد و هزاران سرباز مصرى را به عربستان سعودى اعزام كرد ولى با به كارگيرى نظاميان آمريكايى براى بيرون راندن عراق از كويت مخالفت كرد؛ او معتقد بود كه براى اين منظور تحريم ها كافى هستند. او همچنين از صدام حسين خواست از كويت عقب نشينى كند و مانع بروز جنگى ويرانگر شود. صدام حسين هم به نوبه خود خواهان سرنگونى مبارك و ملك فهد پادشاه عربستان سعودى شد.

مبارك خيلى زود نگرانى هايى را كه پس از ترور سادات در مصر ايجاد شده بود برطرف كرد. او در اوايل سال ۱۹۸۲ قول انجام اصلاحات اقتصادى را داد، عده زيادى از زندانيان سياسى را آزاد كرد، و اعتماد كشور را به سبك رهبرى خود جلب كرد. در ژانويه ۱۹۸۲ او سفرى به دور دنيا كرد و سعى كرد كمك هاى اقتصادى و سرمايه گذارى صنعتى براى مصر جذب كند.

بدنبال آن ديدارهايى هم از ايالات متحده و اروپا كرد، كه طى آن در مورد نقشى كه اروپايى ها مى توانند در برقرارى صلح فراگير در خاور ميانه بازى كنند به بحث نشست. در آوريل همان سال در مراسمى كه به مناسبت بازگرداندن صحراى سينا به مصر برگزار شد، حضور يافت. مبارك از حمله اسرائيل به لبنان در سال ۱۹۸۲ به شدت انتقاد كرد و آن را "نقض آشكار روح صلح" ناميد.

در انتخابات مجلس ملى كه در ژوئن ۱۹۸۴ برگزار شد، حزب دموكراتيك ملى او به پيروزى قاطعى دست يافت، اما ميزان مشاركت در اين انتخابات پايين بود، خشونت هايى به چشم خورد، و به دليل قوانين انتخاباتى احزاب چپ حتى يك كرسى را هم در اختيار نگرفتند. با اين وجود، اين انتخابات عادلانه ترين و آزادترين انتخابات از زمان سرنگونى سلطنت در سال ۱۹۵۲ بود.

در سال هاى بعد، مبارك در داخل با مشكلات ديگرى هم روبرو بود، كه از آن جمله مى توان به شورش هزاران مأمور وظيفه پليس امنيتى و اعتصاب كارگران صنعت پنبه اشاره كرد.

همچنين فشارهاى مستمرى براى اصلاح سيستم انتخاباتى وجود داشت. در آوريل ۱۹۸۹ هزار و پانصد بنيادگرا دستگير شدند و مبارك وزير دفاعش را – كه تنها رقيب واقعى او بود – به شغلى ديگر منتقل كرد تا به اين ترتيب رهبرى او عملا بلامنازع باشد.

در دهه هشتاد او تلاش كرد روابط با كشورهاى عربى را بهبود بخشد. به تدريج روابط ديپلماتيك، حتى با سوريه، دوباره برقرار شد. مصر دوباره به عضويت اتحاديه عرب پذيرفته شد و اين سازمان پس از ده سال مقر خود را از شهر تونس به قاهره بازگرداند. در ژوئيه ۱۹۸۹ مبارك به رياست سازمان وحدت آفريقا برگزيده شد.

Image caption حسنى مبارك در آكادمى نظامى به سرعت شايستگى هاى خود را در خلبانى هواپيماهاى جنگى نشان داد

او در تلاش براى برقرارى صلح در خاور ميانه با بسيارى از رهبران جهان ديدار كرد. مسير مذاكرات او با اسرائيلى ها در دسامبر ۱۹۸۸، و پس از آنكه سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) از روش هاى تروريستى صرفنظر كرد و حق حيات اسرائيل را به رسميت شناخت، هموارتر شد. ولى جبهه مردمى آزادى فلسطين تا مدتها به او هشدار مى داد در صورتى كه دست از تلاش هايش براى برقرارى صلح در خاورميانه برندارد، سرنوشتى مشابه انور سادات در انتظارش خواهد بود. رقبايش او را عامل آمريكا مى دانستند.

به نظر مى رسيد اكثريت مصرى ها با موضع قاطع مبارك در بحران خليج فارس در سال ۱۹۹۰ موافق بودند. آنها از رفتارى كه در عراق و كويت با كارگران مصرى مى شد خشمگين بودند.

تغييرات پس از انتخابات سال ۲۰۰۵

در پى فشار فزاينده داخلى و بين المللى براى تغييرات دموكراتيك در مصر، مبارك در ۲۶ فوريه ۲۰۰۵ از پارلمان اين كشور – كه كارش بيشتر اجراى خواسته هاى او بود – خواست قانون اساسى اين كشور را به نحوى اصلاح كند كه امكان شركت نامزدهاى مختلف در انتخابات رياست جمهورى از سپتامبر ۲۰۰۵ فراهم شود.

پيش از آن مبارك از سوى پارلمان نامزد مى شد و سپس در يك همه پرسى، آنهم بدون حضور مخالفان، موقعيت خود را تثبيت مى كرد. اما انتخابات سپتامبر ۲۰۰۵ ديگر به شكل همه پرسى نبود و نامزدهاى مختلف در آن حضور داشتند. ولى نهادهاى مسوول انتخابات، دستگاه هاى امنيتى و بخش اعظم رسانه هاى مصرى كاملا در كنترل و اختيار مبارك بودند. همانطور كه انتظار مى رفت، مبارك در ۲۸ ژوئيه نامزدى خود را اعلام كرد.

انتخاباتى كه در تاريخ ۷ سپتامبر آن سال برگزار شد، به گفته سازمان هاى مدنى ناظر انتخابات، با تقلب هاى وسيع همراه بود. گزارش ها حاكى از آن بود كه حزب مبارك از وسايل نقليه دولتى براى انتقال كاركنان دولتى كه به مبارك رأى مى دادند استفاده کرد. همچنين در مناطق روستايى و حومه هاى فقيرنشين خريد رأى به نفع مبارك انجام مى گرفت. علاوه بر آن گزارش مى شد هزاران رأى غيرقانونى، آنهم از شهروندانى كه براى رأى دادن ثبت نام نكرده بودند، به نام مبارك ثبت شده است.

دكتر ايمن نور، نامزد حزب الغد، در روز هشتم سپتامبر به نتايج انتخابات اعتراض كرد و خواستار برگزارى مجدد انتخابات شد. اما روز نهم سپتامبر كميته انتخاباتى مصر، كه از قضات مستقل تشكيل شده، خواسته هاى دكتر ايمن نور را رد كرد.

مذهب

Image caption پس از ترور سادات و در دوم ژانويه ۱۹۸۵، حسنى مبارك به پاپ شنودا اجازه داد از تبعيد بازگردد

قبل از روى كار آمدن مبارك، انور سادات دستور تبعيد پاپ شنودا، پاپ كليساى ارتدوكس قبطى، به صومعه سنت بيشوى را صادر كرده بود.

علاوه بر آن، هشت اسقف، بيست و چهار كشيش، و بسيارى از مسییحیان قبطي سرشناس تحت بازداشت بودند. سادات، سلسله مراتب كليساى قبطى را با كميته اى متشكل از پنج اسقف جايگزين كرد و پاپ شنودا را "پاپ سابق" خواند.

اما بيش از سه سال پس از ترور سادات و در دوم ژانويه ۱۹۸۵، حسنى مبارك به پاپ شنودا اجازه داد از تبعيد بازگردد. او به قاهره بازگشت تا در روز هفتم ژانويه مراسم عشاء ربانى عيد ميلاد مسيح را در حضور بيش از ده هزار نفر برگزار نمايد.

مسيحيان در دوره زمامدارى مبارك از حقوق نسبتا بيشترى برخوردار بوده اند و عيد هفتم ژانويه آنها (كه در تقويم مسيحيان ارتدوكس روز تولد مسيح است) از سال ۲۰۰۲ تعطيل عمومى اعلام شده است.