الفبای تاجیکی و ضرورت اصلاح آن

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقای کاملزاده خواهان اصلاح الفبای تاجیکیست

جای خوشحالیست که امروزها موضوع زبان (بیشتر مشکل الفبا) بر سر زبانها افتاده است و مردم کشور و فرهن­گیان نظرات و پیشنها­دهای خود را در این رابطه بیان می‌کنند.

من همچون یک فرد تاجیک خوش‌بین هستم که اگر چه خیلی از مشکلات الفبای ما ممکن است نتواند حل شود، ولی بخش زیاد آن اصلاح شده و باعث پیشرفت و رشد زبان ما می‌شود.

در این اواخر پیشنهادها و ‌اندیشه‌های دادخدا سیم الدین اف، رئیس کمیته زبان و اصطلاحات ریاست جمهوری تاجیکستان را در مورد اصلاحات الفبا و زبان خواندم که می‌توان در این رهگذر بیشتر امیدوار بود.

نخست، به سروری چنین یک تشکیلات معتبر دولتی راه یافتن شخصیت دانشمندی چون جناب سیم الدین اف باعث اعتماد بوده می‌تواند.

از سوی دیگر، تح­لیل و ‌اندیشه، بررسی و پیشنهاد دانشمندان اصیل کشور، چون بابانظر باباخان، ظفر میرزایان، عابد شکورزاده، سیف‌الدین نظرزاده و شاید دو-سه تن دیگر واقعا آموزنده و معارف پرورانه و اصلاحگرانه است.

به این دلیل که در نوشته‌های آنها اندی­شه‌های بی‌غرضانه، دانشمندانه و با فراست والای اصلاح‌پذیر خیلی روشن است. از سوی دیگر، این دانشمندان مشکلات زبان ما را به­تر از دیگران درک کرده‌اند و در اصلاح آنها دیدگاه نو و غیرت بیشتری دارند.

چون شنیدیم که کمیته زبان و اصطلاحات ریاست جمهوری تاجی­کستان طرح اصلاحاتی را تهیه کرده است، باور دارم که آن را به برسی مردم می‌گذارد و پیشنهادهای مردم را شنیده و آنها­ را منصفانه مورد کاربرد در لایحه قانون قرار می‌دهد.

مشکل الفبا

بیشترین مشکلات زبانی ما به کمبودها و نواقص الفبای ساخته‌ای مربوط است که باعث سر زدن مشکلات جدی در علمهای چون آوا‌شناسی یا فونتیک، صرف یا مارفالوژی و تا اندازه‌ای، دستور یا گرامر شده است.

باید تأکید کرد که مشکلات زبان بر اثر کمبودیهای جدی الفبا در تشکل تفکر و ‌اندیشه ملی مردم ما که زبان یکی از منبعهای اصلی آن است، نقش منفی بازیده است.

دانشمندان بارها این نکته را تأکید کرده‌اند و روشن است که امروز هم خیلی از مردم ما به دلیل ندانستن زبان با ضعف ‌اندیشه پیشرو و تفکر سازنده روبروست.

البته، مشکل کم‌توجهی مردم به آموزش زبان، تدریس ضعیف زبان در همه سطح­های مؤسسه‌های آموزی­شی را که نیز در تشکل تفکر پیشرفته و سازنده نقش بارزی ایفا نکرده است، باید روشن و آشکار بیان کرد.

همچنین، نظام فرسوده، بیگانه‌اوضاع و ناقص تعلیم و تدریس در مکتبهای کشور ما در جریان سالهای زیاد نتوانسته است در تأمین رشد و پیشرفت ‌اندیشه سالار و دانش مردم نقش بارزی کسب کند. همه این مشکلات راه حل دارند و به نظر من، در حل این مشکلات، پیش از همه دخالت دولت مهم است.

مشکلات الفبای ما چندین ده‌سالهاست که به روزگار مردم و تا جایی، در فرهنگ ملت ما، تأثیر نامطلوب داشته است. هم­گان می‌دانند که این مشکلات بر اثر زیر سلطه بیگانگان قرار داشتن جمهوری ما زوراً به زندگی مردم وارد شده است.

امروز که قد­رت دولت به دست مردم بومی افتاده است، طبیعی است که با درک درست و روش ملت دوستانه موضوع اصلاحات مطرح شده است.

بله، الفبای امروزی ما با مشکل جدی روبروست و بر اثر مشکلات الفبای حاضره آهنگ و آوا، شیوه گفتار و گویش و له­ن خیلی از همدیاران ما به طرز خسته‌کننده‌ای کاهش دیده است. تا جایی که هنگام صحبت برخی از کلمه و واژه‌های هم‌صحبتانمان درست فهمیده نمی‌شود.

در باره جمله‌های از نگاه معیار غلط و سکتدار، بی‌ربط و بی‌نظم که در رادیو و تلویزیون و در مطبوعات دوری بی‌امان پخش می‌شوند، در فرصت جداگانه باید صحبت کرد. اما با تأکید می‌گویم که این دغلگفتاری بیشتر از مشکل الفبا منشأ گرفته است.

در الفبای امروزی ما همه حرفها عملاً برای افاده آواهایی که افاده‌گر گفتار ملت ما، مجموعا زبان ملی ما، هستند، ایجاد شده‌اند.

اما نتیجه چندین سال اخیر آموزش و تحقیقات دانشمندان از آن خبر می‌دهد که الفبای ما نقصان جدی دارد و در افاده آوا و گویش جامعه کشور درهم-برهمیها را به وجود آورده است.

کمبود حروف

به نظر می‌رسد که امروز ما چند حرف دیگر برای آواز­هایی جداگانه کم داریم. برای مثال، ما سه یاتبرسر داریم، یه، یا، یو و جبراً حرف یی-را یاتبرسر نام گذاشته‌اند که عملاً وظیفه یاتبرسر را افاده نمی‌کند، بلکه در زبان ما چون در زبان روسی برای افاده آوایی یی (در فارسی ى ی) کاربرد دارد.

برای مثال، ما در افاده کلمه‌های (می‌گوییم، می‌گیرییم، می‌آییم) یاتبرسر یی نداریم. ما یاتبرسر یِ نیز نداریم که این نقص واقعن زبان گفتار مردم ما را خیلی غلیظ کرده است. سالها در تیلیویزییون کار می‌کردم و همیشه شاهد کمبود افاده این حرف از سوی گوینده‌ها می‌شدم.

با تأکید از گویند­گان تلویزیون درخواست می‌کردیم که مثلاً به جایی «خانه ما» «خانه ی ما» بگویند، ولی چون در نوشتار وجود نداشت، باز همان کمبود رخ می‌داد و امروز به مشاهده می‌رسد که این مشکل به یک غلط عام و همگیر تبدیل شده است.

البته، متخصصان عزیز ما می‌دانند که منظور من همان یاتبرسر یِ می‌باشد که عملاً در آخر کلمه‌ها و پس از آوازهای صدادار افاده می‌شود.

نظر به مشاهده‌ها، کمبود دو یاتبرسر دیگر - حرفهای افاده‌کننده آواهای یی و یِ، سبب پیدا شدن نقصان زیاد در گفتار مردم شده است. به همین اساس، حالا دست‌اندرکاران الفبا را ضروریست یاتبرسرها را یا مکمل کنند یا حرف دیگری را برای افاده این آواها مشخص کنند.

طرز دیگر حل این مسئله همانا پیشنهاد سیف‌الدین نظرزاده، رئیس محترم پژوهشگاه زبان و ادبیات فرهنگستان است. به این دانشمند، آسانترین راه حل همانا استفاده از حرف یِ - یات، پیش از حرفهای ا (یه) به جایی یه، و (یو) به جایی یو، آ (یا) به جایی یا، همچنین پیش از ا (یی، یی) به جایی یاتبرسر یی، ا (یی)= به جایی یاتبرسر یی می‌باشد.

از سوی دیگر، این طرز حل مشکل، یعنی افاده آوای پنج یاتبرسر با افاده دو حرف، در مجموع، نوشتن حروف زیادی را طلب می‌کند. حالا این مشکل عملاً در روبرویی اصلاحگران ایستاده است و منتظر حل شدن است.

مشکل عمده دیگر ما آواز و حرف او، یعنی واو مجهول (او-ی بلند نیز گویند) است که امروز نیز باعث بحث و گفت و گزار جدی شده است. معلوم نیست که چرا عالمان پیشین ما در نوشت واژه‌های عربی، چون محترم، معتبر، معجزه، تحفه و امثال اینها، نوشت هر­ف او را جاری کرده‌اند، چون که این گروه کلمه‌ها در الفبای اصلی ما - الفبای فارسی، با او ( ُ) کوتاه نوشته می‌شوند.

بنا بر این، راه آسان نوشت او دراز و او کوتاه، اگر بر پای الفبایی پیشین ما صورت بگیرد، دیگر جایی بحث نمی‌ماند. هرچند که به گفته زبان‌شناسان، ما در علم آوا‌شناسی صداهای دیگری چون او میانه‌، ای میانه‌ داریم که بحث افاده این آواها نیز ادامه‌ دارد، ولی به دلیل نزدیک بودنشان به صداهای همانند او و یِ به این شکل نوشته می‌شوند.

همچنین، تلفظ او مجهول نیز بحث برنگیز شده است. نظر به نوشته پژوهشگران لهجه‌های تاجیکی، در برخی از مناطق کشور چند نوع تلفظ او وجود دارد که سرچشمه پیدایش آن چندان رو­شن نیست.

برای مثال، اگر تلفظ این آوا بر پای الفبای پیشین پیدا شده است، پس نباید در هر مورد لازم و نالازم این عمل صورت بگیرد. مثلاً، آن گونه که در گفتار برخی از مردم به گوش می‌رسد، واژه‌های محترم، معتبر، معجزه، انگور، پنجم، نهم نیازی به این غلیظی تلفظ ندارند.

امروز کار به جایی کشیده است که در گفتار برخی از هم‌وطنان ما این نوع تلفظ به افراط برابر شده است. گاهی به نظر می‌رسد که این گونه آدمان به جایی روز­نامه - رِزنامه، امروز - امرِز... می‌گویند. گویندگان در برابر این نوع تلفظ خاص، حرف او را خیلی کوتاه بیان می‌کنند.

به نظرم، اصلاح این کمبودی یکی به مقرر کردن جایگاه و طرز افاده این حرف مربوط است و پس از این به تأکید و آموزش درست این آوا به پدر و مادران، کودکستان، مکتب و نهایت، جامعه، مربوط می‌شود.

مشکل "یاتبرسرها"

باز هم در موضوعیی الفبا مسئله پیچیده‌ای داریم. هنگام آموزش به ما یاد می‌دهند که ا - این حرف یی یا یاتبرسر یی است. در بالا گفتیم که این حرف وظیفه یاتبرسر بودنش را در الفبای امروز اجرا نمی‌کند.

از سوی دیگر، این حرف در نوشتار عملاً وظیفه حرف اِ را اجرا می‌کند. برای مثال، واژه‌های می‌روم، می‌گویم، ریگ، بیکار و صدها کلمه‌های دیگر با حرف یِ نوشته می‌شوند. به همین دلیل است که مردم ما این حرف یِ (نامش در الفبا یی است) را همچون حرف یِ می‌شناسند و همین طور تلفظ می‌کنند.

پس مشکل الفبا چه می‌شود؟ چرا ما ه تلفظ می‌کنیم، ولی یِ (یی) می‌نویسیم. معلوم است که این شکل برگرفته از زبان روسیست. ما به زبان روسی کاری نداریم، اما چون امکان اصلاح این مشکل پیش آمده است، باید که اصلاح شود.

طوری از نوشته‌های مطبوعات برمی‌آید، در پیشنویس املای جدی­د زبان تاجیکی از سوی کمیته زبان و اصطلاحات ریاست جمهو­ری تاجیکستان جایگاه حروف عربی، به مثل “عین”، علامت سکته و شاید همزه نیز مشخص شده باشد. ما در مورد استفاده از این حرف و علامت و تلفظ واژه‌های عربی نیز سردرگمیهای زیادی داریم که واقعا به اصلاح جدی نیاز دارند.

ما در پیشنهاد ‌اندیشه‌هایمان به خواننده گرامی تنها در مورد مسئله‌های به نظرمان عمده صحبت کرده‌ایم، در حالی که هم در مورد آوا یا فونتیک و هم در مورد الفبا در زبان‌شناسی تاجیک پیچیدگیهای زیادی به مشاهده می‌رسد و دانشمندان در طول سالها بارها این موضوعها را به بحث و برسی کشیده‌اند.

اما طوری مشاهده می‌شود، خیلی از مسئله‌های نازک آوایی و املایی زبان ما تا حدی بحث برنگیزند که در حل آنها نتیجه همگون و قرار مشخص استفاده نرماتیف حاصل نشده است. حالا نمی‌خواهم در این رابطه سخن را به درازا بکشم، چون با امیدواری پس از پیشنهاد لایحه املای جدید زبان تاجیکی می‌شود در این مورد نیز مفصل سخن گفت.

راه حل کدام است؟

بهترین و کارسازترین راه حل این مشکلات پیشنهاد دانشمند محترم عابد شکورزاده است که می‌گوید، گذشتن به الف­بای فارسی همه مشکلات را حل می‌کند.

مسئله گذشتن به الفبای پیشین زبان مادریمان اکنون به یک واقعیت فوق العاده تبدیل شده است که آن می‌توانست به همه این هرج و مرج در زبان، گفتار، نوشتار، تلفظ و آوای لهجه‌ها، به یکبارگی خاتمه بخشد. ولی طوری که دیده می‌شود، این مسئله برای برخی از مردم کشور ما هنوز هم زخم دردناک است.

مثال برجسته این گفته همانا استفاده از الفبای فارسی در ایران و افغانستان است که این دو کشور همزبان ما از این گونه مشکلات خرد و ریزه آوایی و املایی و گاه دیگر از مشکلات عمده اصطلاحات و شکستریزی جمله و گفتار عملاً آزاد هستند.

دلیلش این است که زبان فارسی بر پای الفبای پابرجای خود در طول صدساله‌ها خیلی کارخورده، معیاری و نرماتیف شده است که دیگر به اصلاحات نیاز ندارد.

آنچنانی که واژه و اصطلاحات فراوانی در میان دو کشور ایران و افغانستان بدون مشکلاتی مورد استفاده قرار می‌گیرند و دانشمندان آنها برای همیشه از بحث و نارضایتی بر سر گفتار و نوشتار او دراز و او کوتاه آزادند.

ولی در حال حاضر مشکل کشور ما دیگر است. زیرا بدخواهان زبان ما توانسته‌اند در طول سالها بنیاد آوا و املا، کلمه و واژه و جمله زبان ما را به بیراهه بکشند که این امر امروز برای برخی گویا به افتخاری تبدیل شده است.

چون حالا مردم و کشور ما در روبروی عملی کردن این آرمان و پایگاه بزرگ ترقی (پذیرفتن الفبای فارسی) دست کوتاه دارند، بنان، حد اقل به میان آوردن معیارهای واحد املا در الفبای موجود نیز گام برجسته‌ای در بالا رفتن سطح معرفت مردم خواهد بود.

مشکل تبدیل الفبا

موضوع تبدیل الفبا هم دشمن داخلی و هم دشمنان خارجی دارد. همگان می‌دانیم که اگر حکومت ما، حتی برای مثال، تنها یک جمله بگوید که “ممکن است ما به الفبای فارسی بگذریم”، آن گاه می‌بینیم که در کدام نقطه‌های عالم ترکش به وجود می‌آید. از این رو، دیگر این آرمان چون خزنده‌ای در چاهی انداخته شده و سر آن چاه را برای مدّتی قیرپوش کرده‌اند.

اما مسئله تغیر در الفبای موجود نیز امری مهم و از سوی دیگر، خیلی مشکل عمده است. اگر چه بیشترین مردم صاحب­ ادراک ما از مشکلیهای الفبای موجوده آگاهی دارند و جانب­دار وارد کردن دگرگونی در آن هستند، ولی ما در روبرو در داخل کشور گروههایی هم داریم که در سر این موضوع سروصداهایی را به وجود می‌آرند.

برخی از این گروهها در اول از غلط‌کاریهایی که در گذشته هنگام ترتیب دادن همین الفبا جاری شده است، سرسختانه پشتبانی خواهند کرد. گروههایی هم به خاطر غرضهای محلیشان صدا بلند می‌کنند.

اشخاصی هم پیدا می‌شوند که دانسته و ندانسته، جاهلانه برای خلل وارد کردن به پیشرفت کار اصلاحات با بیان ‌اندیشه‌های مغلق افکار مردم را به سوی دیگر می‌کشند. و نهایت، گروه وابسته به افکار و ‌اندیشه و زبان و فر­هنگ بیگانه با همه گونه تغییرات مخالف خواهد بود.

دشمنان داخلی رشد زبان تاجیکی سلاحی ساخته‌اند که آن را “زبان ایرانی” نام گذاشته‌اند. معلوم است که چنین زبانی وجود ندارد.

آنها به واسطه نمایندگان بی‌شمار خود که در پایتخت و شهرهای بزرگ کشور در نهادهای دولتی جای گرفته‌اند، هر فرد تازه جوی و تازه‌اندیش را که از واژه‌های نو فارسی-تاجیکی استفاده می‌کند، به برچسپهای “ایرانی، ایرانچه، افغانی، افغانچه” و مانند اینها متهم می‌کنند.

اگر چنین نبود، واژه‌های کاملاً زیبای تاجیکی “کشور”، “مرز”، “نیرو” و چندی دیگر با گناه “ایرانی” بودن از استفاده محروم و کلمه‌های بیگانه‌ای چون “مملکت”، “سرحد” و “قشون” مورد کاربرد قرار نمی‌گرفت.

این گونه اشخاص با وارد کردن ترس در ذهن بسیاریها از نام ایران و ایرانیت مردم را از اصل خود و از استفاده از واژه‌های ناب تاجیکی دور می‌کنند و این کار را هدفمندانه پیش می‌برند.

اکنون که زمان ایجاد نظام اصطلاحات و واژه‌های معیاری زبان فرا رسیده است، باید ملامت و دست‌درازی بیگانگان را یک سو بگذاریم. این قبیل آدمان خیلی از حکومتداران ما را هم وادار کرده‌اند که نام مادری زبانمان، “فارسی”را، به زبان نگیرند.