سرنوشت ویلیام بعد از عروسی

حق نشر عکس f
Image caption پرنس ویلیام بعد از ازدواج می خواهد روی کارش در نیروی هوایی سلطنتی بیشتر تمرکز کند

اگر روزی در تیتر روزنامه ها بخوانید "ویلیام شاه می شود"، احتمالا اول از تعجب شاخ در می آورید و بعد خوشحال می شوید چون تصور اینکه یک شاه جوان پا به عرصه حکومت گذاشته بسیار جذاب است.

نتیجه چند نظر سنجی نشان داده است که مردم می خواهند پسر به جای پدر شاه شود.

اما مسئله جانشینی سلطنتی مثل مسابقه زیبایی نیست. شهروندان و اتباع بریتانیایی ناظران این روند هستند نه رای دهندگان.

کانستنتین پادشاه سابق یونان از سرنوشت شاهان خبر دارد.

حکومت وی در سال ۱۹۶۰ توسط یک کودتای نظامی سرنگون و زادگاهش به یک کشور جمهوری تبدیل شد.

او از آن زمان در لندن در تبعید زندگی می کند و شاهد بزرگ شدن پسر خوانده هایش، شاهزاده ویلیام و شاهزاده هری بوده است.

هنگامی که پرنس ویلیام که خلبان عملیات تجسس و نجات در نیروی هوایی سلطنتی است، نامزدی اش را با کیت میدلتون اعلام کرد، شاه سابق یونان به بی بی سی گفت که به ویلیام درباره خطرات خلبانی هنگام عاشقی هشدار داده است.

او گفت به پرنس ویلیام گفته بود: "مواظب باش، فکر کاترین را کنار بگذار و فقط روی پرواز تمرکز کن. بعد از پرواز می توانی به کاترین فکر کنی".

کانستنتین که طرفدار پر و پا قرص سنت های سلطنتی است و ویلیام را پسر "خوب و رو راستی" توصیف می کند، معتقد نیست که او باید به جای پدرش شاه شود.

او به بی بی سی گفته است: "جانشینی از پدر به پسر منتقل می شود و او هم باید منتظر نوبت خود بماند. این چنین است رسم ما، زیرا ما سیاستمدار نیستیم."

"شاه شدن دیوانگی است"

یکی از مخالفان شاه شدن شاهزاده چارلز، سر مکس هیستینگز (Sir Max Hastings) سردبیر سابق روزنامه دیلی میل است.

سال گذشته در روزنامه دیلی میل، تحت عنوان "به نظر من دیوانگی است اگر او شاه شود" درباره شاهزاده چارلز مقاله ای نوشت.

سر هیستینگز نظرات خود را در گفتگویی با بی بی سی نیز ابراز کرد و گفت که هرچه دوران حکومت ملکه الیزابت طولانی تر شود، شاه شدن ویلیام جذاب تر خواهد شد.

وی گفت: " با گذشت زمان، و هرچه شاهزاده ویلیام بیشتر در مرکز توجه قرار گیرد، یک سوال برای همه مطرح خواهد شد. آیا این به نفع همه از جمله شاهزاده چارلز نیست که نسل جدید جوان شاهد بر تخت نشینی ویلیام باشد؟ به نظر من همه اینها بستگی به اراده ملت بریتانیا دارد."

اراده ویلیام معلوم است. او نمی خواهد موجب تزلزل سنت ها شود.

مادر بزرگ او از سلامت خوبی برخوردار است و هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه پدرش بخواهد از سالها انتظار دست بکشد و ستون های قصر باکینگهام، که هنوز از کناره گیری ادوارد متزلزل است، را یکبار دیگر بلرزاند، در دست نیست.

ادوارد، عموی الیزابت در دسامبر سال 1936، در حالیکه چند ماه از سلطنتش گذشته بود رسما از تاج و تخت کناره گیری کرد تا بتواند با والیس سیمپسون، زن مطلقه آمریکایی ازدواج کند.

دو میلیارد تماشاچی

ویلیام بعد از عروسی در انتظار تاج و تخت دست روی دست نمی گذارد و بر سر خانه و زندگی خود می رود.

او به کارش در نیروی هوایی سلطنتی ادامه می دهد و به نمایندگی ملکه هشتاد و اندی ساله بریتانیا به سفرهای خارجی بیشتری می رود تا به کارهای خیریه خود ادامه دهد.

یکی از سازمان های خیریه ای که شاهزاده ویلیام حامی آن است، سنتر پوینت (centrepoint) است که به جوانان بی خانمان کمک می کند.

این لیدی دایانا بود که ویلیام و هری، دو پسرش را با سرنوشت بی خانمان ها آشنا کرد.

آنتونی لاتون، مدیر عامل سنتر پوینت می گوید که "بزرگترین موفقیت" او درگیر کردن پرنس ویلیام در این سازمان خیریه بود.

او می گوید که شاهزاده ویلیام از همان اول به کار علاقه شدید نشان داد و توانست با این جوانان ارتباط برقرار کند.

اما چیز دیگری که ممکن است ذهن ویلیام را به خود مشغول کند این است که دولت تخمین زده که مراسم عروسی اش دو میلیارد نفر تماشاچی داشته باشد.

دو میلیارد نفری که ممکن است در ماه ها و سال های آتی به ندیدن عروس و داماد رضایت ندهند.

اما این دقیقا همان کاری است که ویلیام می خواهد انجام دهد.

به یاد داشته باشیم که او پسر دایانا است و زندگی پر پیچ و خم در ژن او نهفته است.

بعد از عروسی احتمالا تقاضای مردم و رسانه ها برای آنکه ویلیام و کیت خود را در معرض دید قرار دهند بیشتر خواهد شد.

اما ویلیام مصمم است که به این تقاضاها تن در ندهد.

مطالب مرتبط