علنی شدن ارتباط پاکستان با "جهادی‌ها" در پی مرگ بن‌لادن

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دست کم 35 هزار نفر در پاکستان در اثر حمله پیکارجویان جهادی کشته شده اند

حضور اسامه بن لادن در خاک پاکستان یک بار دیگر پرسش هایی در زمینه ارتباط نهادهای امنیتی این کشور با گروه های پیکارجوی موسوم به "جهادی" به وجود آورده است.

این موضوعی است که از دیرباز رهبران کشورهای غربی را نگران کرده است. کشورهایی که سالانه میلیاردها دلار برای کمک به پاکستان هزینه می کنند و از این کشور انتظار همکاری بی چون و چرا در زمینه "جنگ آمریکا علیه تروریسم" را دارند.

سال پیش، دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا گفت نمی تواند بپذیرد که پاکستان سیاست "یک بام و دو هوا" را پیش بگیرد و به این ترتیب به صدور و ترویج تروریسم کمک کند.

یک ماه پیش نیز دریاسالار مایک مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، هنگام دیدار از اسلام آباد از طریق تلویزیون پاکستان به صراحت سرویس اطلاعاتی پاکستان (ISI) را به داشتن ارتباط با گروه های پیکارجو متهم کرد.

دریاسالار مایک مولن گفت: "سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان با یک گروه پیکارجو به رهبری جلال الدین حقانی، از رهبران شورشیان افغان، رابطه ای طولانی مدت دارد."

این که یکی از سیاستمداران و مقامات ارشد نظامی آمریکا به این صراحت ظن خود را در مورد پاکستان مطرح می کند، نشان از استیصال این کشور دارد که هنوز بعد از یک دهه جنگ علیه تروریسم، جنبش طالبان در افغانستان به قدرت خود باقی است.

سابقه بی نظیر

بزرگترین سوال این است که آیا پاکستان می دانست بن لادن در این کشور زندگی می کرد؟

بسیاری از پاکستانی ها که با شیوه های سازمان امنیتی پاکستان آشنایی دارند معتقدند که احتمال آنکه ISI از چنین چیزی بی خبر بوده باشد بسیار کم است.

سرتیپ شوکت قدیر که اکنون بازنشسته است، گفت: "غیرممکن است که او (بن لادن) بدون اطلاع ISI به اینجا آمده باشد. این خانه قبلا مورد یورش و تجسس نیروهای پاکستانی قرار گرفته بود. پس این خانه مدتهاست که تحت نظر است."

اما بعضی دیگر می گویند که ISI در این مورد اطلاعی نداشته و در دفاع از نظر خود، سابقه این سرویس اطلاعاتی در بازداشت شبه نظامیان مرتبط با طالبان را یادآوری می کنند.

اسد منیر، یکی دیگر از سرتیپ های بازنشسته، هم قبل از واقعه یازده سپتامبر ۲۰۰۱ و هم بعد از آن با نیروهای نظامی اطلاعاتی کار می کرده است.

او در شمال غرب پاکستان مستقر بود و رهبری عملیات جستجو و بازداشت اعضای شبکه القاعده و رهبران طالبان را بر عهده داشت.

او گفت: "ما بیشترین تعداد از اعضایی را که به گوانتانامو فرستاده شدند بازداشت کردیم. ما بین سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ چیزی حدود ۲۶۰ نفر را بازداشت کردیم. فکر نمی کنم کسی بتواند با سابقه ای که ما در این زمینه داریم رقابت کند."

وضعیت بسیار پیچیده است و بسیاری از اینکه پاکستان در رابطه با بعضی از شبه نظامیان آنقدر سخت گیر است اما ظاهرا موارد دیگری را تحمل می کند.

گروه های "جهادی" به هر حال در پاکستان دائما اغتشاش می کنند. به طور متوسط هفته ای یک حمله انتحاری در این کشور صورت می گیرد و از واقعه یازدهم سپتامبر تا به حال ۳۵ هزار پاکستانی در اثر این حمله ها کشته شده اند.

مقابله با هند

مقابله با هند، کلید درک سیاست های پاکستان در شناخت انواع گروه های شبه نظامی است.

بعضی ها مانند طالبان پاکستان اهدافی در درون پاکستان، از جمله نیروهای امنیتی را مورد حمله قرار می دهند.

ارتش پاکستان هم در مقابله با طالبان پاکستان وارد نبرد شده است و هزاران تن از اعضای خود را در این مبارزه از دست داده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption پیکارجویان داخل پاکستان به دست داشتن در حمله های مرگبار مومبای متهم شده اند

اما دیگر گروه های شبه نظامی مستقر در پاکستان فعالیت های خود را معطوف به جنگ در افغانستان کرده اند.

پاکستان از مدت ها پیش برای شکست آمریکا در افغانستان تدارک دیده است و قصد دارد با هر دولتی که پس از بیرون رفتن نیروهای آمریکایی سر کار بیاید، روابط حسنه ایجاد کند.

اسلام آباد در موقعیت حساسی قرار دارد.

پاکستان فکر می کرد که افغانستان می تواند به افزایش عمق استراتژیک او کمک کند. یک دولت دوست در کابل این فرصت را برای پاکستان فراهم می کند تا بتواند نیروهایش را در مرز با هند متمرکز کند.

اسلام آباد شدیدا نگران است که دهلی در سالهای اخیر با اهدای بیش از یک میلیارد دلار کمک مالی به کابل، جای پای خود را در افغانستان محکم کرده باشد.

پس تقابل با نفوذ هند در افغانستان از اهداف درجه یک پاکستان به شمار می رود.

از آنجایی که دولت افغانستان پس از حامد کرزی به طور حتم حاوی عناصری از طالبان خواهد بود، نگه داشتن رابطه ای حسنه با ملا عمر، رهبر طالبان افغانستان، به نفع پاکستان است.

ملا عمر به کرات گفته است که نمی خواهد اعضای طالبان تحت رهبری او به اهداف داخل پاکستان حمله کنند.

علاوه بر این ها، اگر پاکستان اجازه دهد که مثلا پیکارجویان پنجابی در داخل افغانستان به نبرد ادامه دهند، دیگر در داخل پاکستان مشکل ایجاد نمی کنند.

اما این تنها افغانستان نیست. مورادی از حملات گروه های نزدیک به ISI در داخل خاک هند نیز مشاهده شده است.

به عنوان مثال، لشکر طیبه، گروه پیکارجوی مستقر در پاکستان برای حملات مرگبار بمبئی در نوامبر سال ۲۰۰۸ که منجر به کشته شدن بیش از ۱۷۰ نفر شد مسئول شناخته شد.

مقامات پاکستانی زیر فشارهای شدید بین المللی، حافظ سعید، بنیانگذار این سازمان را تحت بازداشت خانگی درآوردند اما چند ماه بعد او را آزاد کردند.

عباس ناصر، سردبیر سابق روزنامه صبح پاکستان (Dawn Daily)، می گوید عناصری در دولت وجود دارند که می خواهند بعضی از پیکارجویان آزادانه به فعالیت های خود ادامه دهند.

او گفت: "بسیاری از مردم کشته شده اند، قاتلان آنها دستگیر شدند اما مدتی بعد به دستور و تحریک سرویس های امنیتی آزاد شده اند."

او در ادامه گفت: "آنها هند را بزرگترین دشمن خود می دانند. آنها فکر می کنند که به نیروهای جهادی فعال در همه دنیا نیاز دارند تا از آنها حفاظت کرده و سیاست های خارجی آنها را چه در افغانستان و چه در کشمیر پیش ببرند."

معافیت از مجازات

مثالی دیگر از سست ارادگی دولت پاکستان در به مجازات رساندن بعضی از اعضای گروه های جهادی را می توان به وضوح در روند تحقیقاتی که در زمینه ترور بی نظیر بوتو، نخست وزیر سابق این کشور انجام شد، دید.

با وجود شواهد محکم مبنی بر دست داشتن طالبان در عملیات ترور، و بازداشت پنج نفر از مظنونین، محاکمه آنها به بهانه های مختلف به تعویق افتاده است.

پرونده هایی که از شهرت کمتری برخوردارند نیز نیمه کاره رها شده اند و عاملین آنها به مجازات نرسیده اند.

شاهدان عینی و قضات از بیم حملات انتقامجویانه از دادن شهادت علیه جهادی ها و یا محکوم کردن آنها خودداری می کنند.

علاوه بر همه اینها نظام حقوقی پاکستان نیز به نفع پیکارجویان عمل می کند. مثلا حمل یا مالکیت هر مقدار مواد منفجره از جمله جلیقه های انتحاری از جرائمی محسوب می شوند که مرتکبین با پرداخت وثیقه آزاد می شوند.

بسیاری از افسران پلیس خاطراتی از پیکارجویانی دارند که پس از بازداشت آزاد شده اند.

اکبر ناصر خان، رئیس پلیس، مردی را برای حمله موشکی به منزل یکی از سیاستمداران دستگیر کرد، انواع اسلحه متعلق به او را تصرف کرد و شاهدان عینی که او را در حال استفاده از موشک انداز دیده بودند پیدا کرد.

اما سه ماه بعد از آنکه پرونده به دادگاه کشیده شد، فرد مجرم سر از دفتر اکبر ناصر خان درآورد و پیشنهاد خوردن یک فنجان چای را به او داد.

دادگاه حکم آزادی او را بر اساس آنکه تهدیدی برای امنیت عمومی محسوب نمی شود، صادر کرد.

بعضی از افسران پلیس آنقدر از ناکامی دادگاه ها در محکوم کردن جهادی ها عصبانی هستند که می گویند ترجیح می دهند مظنونین را به جای بازداشت کردن، بکشند.

یک افسر پلیس در کراچی به من گفت که ۲۲ پیکارجو را کشته است.

او در حالی که انگشتش را روی پیشانی اش قرار داد به من گفت: "آنها (جهادی ها) همیشه یک چیز را می گویند. می گویند دست و پایم را نشکن. کارم را تمام کن."

مطالب مرتبط