تحولات جهان عرب؛ کابوس عربستان

ملک عبدالله، پادشاه عربستان حق نشر عکس Reuters (audio)
Image caption تحولات جاری در جهان عرب به کابوسی برای عربستان بدل شده‌اند

عربستان سعودی که نگران جنبش‌های جاری در منطقه است، با امکانات و اهرم‌های متفاوتی برای مهار آنها می‌کوشد. پس از مصر و بحرین، یمن به تازه‌ترین صحنه‌ این گونه تلاش‌های عربستان بدل شده است.

تحولات جاری در جهان عرب به کابوسی برای عربستان بدل شده‌اند. رهبران این کشور شدیداً محافظه‌کار عرب از چند جهت نگران این تحولات هستند و می‌کوشند با همه وسایل و امکانات آنها را مهار و کنترل کنند.

پس از سقوط زین‌العابدین بن‌علی در تونس در دی‌ماه امسال، عربستان تنها کشوری بود که او را پذیرفت و به او پناه داد. این اقدام برای بسیاری اولین نشانه‌ ناخوشایندی رهبران ریاض از تحولاتی بود که در تونس جرقه آن زده شد و اینک اکثر کشورهای عربی را در برگرفته است.

در سه هفته‌ای که قیام مردم مصر علیه حسنی مبارک جریان داشت، عربستان بسیاری از امکانات و اهرم‌های خود در عرصه‌ بین‌المللی را به کار گرفت تا آمریکا و غرب به مسیر حمایت از مطالبات مخالفان گام نگذارند و با خواست سرنگونی مبارک همراه نشوند.

مبارک، متحدی "ارزشمند"

مصر در دوران مبارک در ارزیابی از روندها و تحولات منطقه، از جمله در ارتباط با لبنان، عراق، فلسطین و ایران و نیز در مناسبات با غرب، دیدگاه و منافع مشترکی با عربستان داشت و سیاست تقریباً هماهنگی را با ریاض دنبال می‌کرد. از همین رو عربستان نگران برافتادن مبارک بود. سیاست متعادل‌تر جانشینان کنونی مبارک که متاثر از فضا و گرایش جامعه، نه تنها با اسرائیل، بلکه با عربستان نیز روابط فشرده سابق را ندارند، تا حدودی موید این نگرانی عربستان است.

هم‌اینک عربستان از مسیرهای مختلفی می‌کوشد آب رفته در مصر را به جوی بازگرداند. تقویت آشکار و پنهان نیروهای سلفی در مصر، تلاش برای هدایت اخوان‌المسلمین به درک و دیدگاه‌هایی محافظه‌کارانه‌ و غیراصلاحی از اسلام، کمک به تعیین نامزدی از میان بقایای حکومت مبارک که همچنان سررشته امور را در دست دارند برای انتخابات ریاست جمهوری و کمک‌ مالی چندین میلیارد دلاری به شورای نظامی حاکم همه و همه جنبه‌هایی از تلاش عربستان تلقی می‌شوند.

به کارگیری امکانات نظامی و مالی

با این همه نگرانی عمده عربستان در ماه‌های اخیر بیشتر به تحولاتی برمی‌گشت که در همسایگی دیوار به دیوار این کشور رخ داد.

حق نشر عکس Reuters
Image caption عربستان به شدت نگران برافتادن مبارک بود

اواخر اسفند گذشته، چالش سیاسی در بحرین میان اکثریت شیعی این کشور و بخشی از سکولارهای سنی با نظام حاکم، عربستان را از چند جهت نگران ساخت.

دموکراتیزه‌‌شدن ساختار سیاسی بحرین می‌تواند برای بخش‌هایی از جامعه عربستان، از جمله اقلیت شیعی آن الهام‌بخش شود و آنها را هم بیش از پیش به طرح مطالباتی مشابه برانگیزد.

رهبران ریاض همچنین نگران این بودند که قدرت‌گیری شیعیان در بحرین دامنه نفوذ رقیب سنتی عربستان، یعنی ایران را نیز در منطقه تقویت کند.

از همین رو، دولت‌های بحرین و عربستان سعی زیادی داشتند که اعتراض‌ها و خواست‌های مخالفان در بحرین را که در اصل ریشه داخلی داشت به "توطئه" ایران نسبت دهند.

سیاست‌های تبلیغاتی و غیرتبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران نیز کم و بیش در خدمت این رویکرد رهبران ریاض و منامه بود. بحث وجود "توطئه" و "لزوم برقراری نظم و امنیت" نهایتاً توجیهی برای دخالت نظامی عربستان در بحرین و برقراری وضعیت فوق‌العاده در اواخر اسفند در این کشور شد.

دو ماه بعد از اعزام نیرو به بحرین، عربستان به لحاظ مالی نیز وارد میدان شد و با تاسیس یک صندوق کمک مالی، ۲۰ میلیارد دلار در اختیار رهبران بحرین و عمان قرار داد تا شاید بتوانند با خانه‌سازی و جاده‌سازی و ایجاد اشتغال بخشی از نارضایتی‌ها را رفع و رجوع کنند تا نیازی به پاسخگویی به خواست‌های سیاسی معترضان و انجام اصلاحات دموکراتیک نباشد.

جمع‌کردن نظام‌های سلطنتی در شورای همکاری

چند هفته بعد، عربستان در اقدام پیشگیرانه تازه‌ای برای مهار و مدیریت جنبش‌های منطقه، همراه با پنج کشور دیگر عضو شورای همکاری خلیج فارس، درهای این شورا را گشودند و اردن و مراکش را نیز به این کلوپ دعوت کردند.

اگر تشکیل این شورا در سال ۱۳۶۰ در خدمت مهار انقلاب اسلامی ایران بود، گسترش شورا نیز اینک برای توانمندسازی آن در برابر موج انقلابی تازه ای است که جهان عرب را در بر گرفته است. انقلابی که در کنار بهبود زندگی مادی بر طرح خواست‌های دموکراتیک و تقویت مشارکت سیاسی برای همگان هم استوار است.

در واقع هدف اصلی این است که همه نظام‌های سلطنتی سنی برای کمک متقابل در مواقع بحرانی، در یک مجمع گرد هم آیند. عربستان از یک سو انتظار دارد که با کمک مالی به این دو عضو جدید، موج تحول‌خواهی در این کشورها مهار شود و از دیگر سو، امکانات نظامی و امنیتی بهتر آنها برای روزهای بحرانی به کمک شیخ‌نشین‌های خلیج فارس بیاید که در این زمینه‌ها ضعیف‌ترند و عمدتاً متکی به غرب.

به ویژه که آنکه پشت کردن امریکا و غرب به حسنی مبارک، رهبران ریاض را بیش از پیش در اطمینان به حمایت آنها از خود و سایر شیخ‌نشین‌ها به وقت بحران، دچار تردید کرده است.

روابط پر افت و خیز

حق نشر عکس AP
Image caption عربستان نگران بود که قدرت‌گیری شیعیان در بحرین دامنه نفوذ ایران را در منطقه تقویت کند

در هفته‌های اخیر، عربستان بیش از همه درگیر بحران یمن و تاثیرگذاری بر روندهای سیاسی این کشور بوده است، گرچه سه طرح اولیه شورای همکاری خلیج فارس برای کناره‌گیری آرام علی عبدالله صالح با مخالفت بخش‌هایی از مخالفان درون یمن روبرو بود و آنها بر کنار رفتن سریع وی از قدرت و امکان تعقیب قضایی او تاکید داشتند، اما بیش از همه مقاومت شخص عبدالله صالح با این طرح‌ها، سبب شکست آنها شد.

رابطه‌ عربستان و یمن به ویژه در دهه‌های گذشته دستخوش افت و خیزهای زیادی بوده است. در جنگ داخلی یمن در فاصله ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۰ میان نیروهای هوادار سلطنت و جمهوریخواهان به قدرت رسیده، عربستان با تمام قوا به حمایت از سلطنت‌طلبان پرداخت.

جمهوریخواهان از حمایت نظامی وسیاسی دولت جمال عبدالناصر در مصر برخوردار بودند. پایان این جنگ داخلی با قراردادی رقم خورد که گرچه نظام جمهوری را در کشور مستقر کرد، اما هیچکدام از طرفین را راضی نکرد و عمدتاً باعث تشدید و تقویت ساختار قبیله‌ای در یمن شد.

اختلافات مرزی میان عربستان و یمن از سال ۱۹۳۴ نیز تا همین یک دهه پیش پیوسته بر مناسبات دو کشور سایه ‌انداخته بود. به ویژه حمایت علی عبدالله صالح از عراق در جریان حمله این کشور به کویت در سال ۱۹۹۰، بیش از پیش خشم عربستان را برانگیخت. اتحاد میان یمن شمالی و جنوبی در همین سال و نگرانی رهبران ریاض که یمن متحد خطر بزرگتری برای این کشور خواهد بود نیز آنها را بیش از پیش به مخالفت با حکومت علی عبدالله صالح و اعمال فشار بر آن سوق داد.

برنامه اخراج ۸۰۰ هز ار کارگر یمنی که ارز ارسالی آنها نقش مهمی در اقتصاد یمن بازی می‌کرد مجازاتی بود که عربستان علیه حمایت علی عبدالله صالح از حمله عراق به کویت به اجرا گذاشت و هنوز هم اقتصاد یمن از آثار و پیامدهای آن رنج می‌برد. بازگشت این کارگران که تحت تاثیر تبلیغات و آموزه‌های اسلام وهابی در عربستان قرار گرفته بودند، به میزان محسوسی به تشدید اسلام‌گرایی افراطی و پروبال‌گرفتن نیروهای وابسته به القاعده کمک کرد.

سال ۱۹۹۴ نیز که رهبران بخش یمن جنوبی، سرخورده از اتحاد ۴ ساله با یمن شمالی به مناقشه مسلحانه با نیروهای ارتش عبدالله صالح روی آوردند تا دوباره یمن جنوبی را جدا کنند، عربستان با امکانات متفاوتی به کمک آنها آمد. پیروزی نیروهای وابسته به علی عبدالله صالح در این مناقشه و فرار رهبران جنوب یمن به عربستان، بیش از پیش مناسبات ریاض و صنعا را تیره کرد.

بحرانی جدید با دشواری‌های پیچیده

از اواخر دهه‌ گذشته با عقد قرارداد برای پایان اختلافات مرزی و به ویژه با شریک‌ شدن عربستان در سرکوب جنبش شیعیان زیدی در شمال، مناسبات دو کشور رو به بهبود گذاشت. فشار آمریکا برای این که هر دو کشور سهم عمده‌ای در مبارزه با تروریسم و شبکه القاعده به عهده بگیرند نیز در این نزدیکی بی‌تاثیر نبود.

در بحران اخیر یمن، از زمانی که عربستان ادامه حکومت علی عبداله صالح را بیش از پیش در جهت بی‌ثباتی و رادیکالیزه‌شدن خواست مخالفان دید، طرح‌هایی را در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس برای خروج "آبرومندانه" او در دستور کار قرار داد.اینک با خروج علی عبدالله صالح از یمن و بستری‌شدن در عربستان، زمینه بهتری برای اجرای طرح شورای همکاری خلیج فارس به‌وجود آمده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption دولت‌های بحرین و عربستان سعی کردند که اعتراض‌ها و خواست‌های مخالفان در بحرین را به "توطئه" ایران نسبت دهند

در واقع، عربستان عملاً حضور علی عبدالله صالح در خاک خود را به گونه‌ای غیررسمی به عنوان یک گروگان در بازی‌ سیاسی یمن به کار می‌گیرد. علاوه بر این، روابط تنگاتنگ دربار سعودی با اعضای پرنفوذ خانواده الاحمر که ریاست بزرگترین تجمع قبیله‌ای یمن (حاشد) را به عهده دارند و حامیان اصلی حکومت صالح به مخالف آن بدل شده‌‌اند امکان مساعدی را در دست عربستان می‌گذارد که در صحنه سیاسی یمن نقشی فعال بازی کند.

دربار عربستان سعودی اینک در یمن می‌کوشد که میان بقایای حکومت و خانواده‌ی صالح و قبیله الاحمر توافقی به‌وجود آورد که اولاً ثبات و آرامش نسبی را به این کشور برگرداند تا بی‌ثباتی گسترده نشود و احیاناً به درون خاک عربستان هم سرریز نکند. ثانیاً، انتقال سریع قدرت بر اساس این توافق باید تا حد ممکن جلوی تحقق خواست‌ها و مطالبات دموکراتیک را سد کند تا یمن "تهدیدی الهامبخش" برای ساختار سیاسی عربستان نباشد.

توافقی که همچنان دور از دسترس است

در این میان، بقایای حکومت علی عبدالله صالح و پسران و عموزاده‌های قدرتمند او که خود را در میان بخش‌های بزرگی از مردم دارای حامی می‌دانند و در آمریکا هم به خاطر "نقششان در مبارزه ضدتروریستی" هوادارنی دارند، همچنان ضرورتی در واگذاری قدرت نمی‌بینند و امکان بازگشت صالح را هم به عنوان اهرم فشار در بازی سیاسی جاری به کار می‌گیرند تا سهم بیشتری از قدرت در دستشان بماند. این در حالی است که مخالفت خانواده الاحمر با ماندن نزدیکان صالح در قدرت و در راس نیروهای امنیتی و مسلح بر خلاف مواضع نزدیکان صالح است.

حق نشر عکس Reuters
Image caption عربستان حضور علی عبدالله صالح در خاک خود را به گونه‌ای غیررسمی به عنوان یک گروگان در بازی‌ سیاسی یمن به کار می‌گیرد

هم این دلایل و هم تا حدودی، مخالفت بخشی از تظاهرات کنندگان و مخالفان یمنی که در "ائتلاف برای انقلاب مسالمت‌آمیز" و در اتحاد ۶ حزب یمن گرد آمده‌اند، سبب شده‌ که همچنان تحقق طرح عربستان و شورای همکاری با مشکل مواجه باشد و تنش و درگیری در یمن کم و بیش ادامه یابد.

مخالفان بر ایجاد تغییر در قانون اساسی، لزوم محاکمه عبدالله صالح و خانواده و همدستان او، فدرالیزه‌کردن ساختار سیاسی یمن برای ممانعت از واگرایی و توافق بر نامزدی از جنوب کشور برای ریاست جمهوری تاکید دارند.

به نظر می‌رسد که بحران یمن و پیچیدگی ساختار قبیله‌ای و مناسبات قدرت در این کشور به گونه‌ای است که کشور بزرگ همسایه هم به رغم نفوذ گسترده‌اش، لزوماً در پیشبرد نظرات و ایده‌های خود راه آسانی در پیش ندارد و حتی تلاش‌های موازی آمریکا نیز همچنان با نتایج ملموسی همراه نیست.

دخالت نظامی غرب و کشورهای عرب منطقه هم بعید است که با توجه به ساختار آن کشور و موانع موجود متضمن مقصود باشد، به خصوص که هم اینک نیروی این کشورها در بحران لیبی هم درگیر هستند و توان و امکانات نامحدودی هم ندارند.

مطالب مرتبط