پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

بنیادگرایی اسلامی و دموکراسی خواهی

آیا موج دمکراسی خواهی در کشور های عربی، آغازی است بر پایان کار بنیاد گرایی اسلامی؟

اسامه بن لادن را تصور کنید پیش از مرگ، درجستجوی خبری از عملیات انتحاری منتسب به القاعده درکانال های مختلف تلویزیونی. جستجویی غالبا بیهوده چرا که در ماه های اخیر جنبش های دمکراسی خواهی جهان عرب است که در صدر اخبار قرار گرفته است. از تونس و قاهره و دمشق تا صنعا و منامه مردمی که به خیابان ها ریخته اند خواهان قتل کفار و عوامل قدرت های جهانخوار نیستند. خواهان آزادی و حق تعیین سرنوشت خود هستند. ابزار آن ها عملیات انتحاری نیست. تظاهرات مدنی خیابانی است. آیا این، پایان جهان بینی بنیادگرایی اسلامی نیست که بارزترین چهره خود را در اسامه بن لادن یافت؟ آیا بن لادن پیش از مرگ خود، شاهد زوال حرکتی نبود که با نام او گره خورده بود؟ تحلیلگرانی که این نظر را می پذیرند جنبش های خواهان دمکراسی در جهان عرب را شروع فصلی از تاریخ این کشورها می دانند که در آن بنیادگرایی محلی از اعراب ندارد. ولی آیا این نگاه، خوش باورانه نیست؟ می توان امیدوار بود که تعصب ها و رسوباتی که طی اعصار تقطیر شده و در اواخر قرن بیستم به شکل بنیادگرایی اسلامی ظهور کرده، با اوج گیری جنبش های دمکراتیک در جهان عرب زایل شود؟ رابطه بنیادگرایی اسلامی و دمکراسی چیست؟

در پنل اول آزاده کیان استاد جامعه شناسی در دانشگاه پاریس و مجیب الرحمان رحیمی پژوهشگر علوم سیاسی در دانشگاه اسکس به سوالات مخاطبان خود در پنل دوم امین آذربادگان و خدیجه عباسی پاسخ می دهند.