کالاش پاکستان؛ دره شراب، رقص و ماری‌جوانا

کالاشی های پاکستان، جوشی یا همان جشن بهارانه خود را با  رقص و شراب برگزار می‌کنند حق نشر عکس 1

داشتن نگرش ها و جشن‌های آزادمنشانه و بدون تعصب در کشوری که هنجارهای اجتماعی آن کاملا تغییر کرده اند، باعث شده که مردم قوم کالاش در شمال غربی پاکستان از بقیه کشور متمایز شوند. اما اینک، فرهنگ آنها مورد تهدید واقع شده است.

با ورود به دره رومبار احساس می کنید که پاکستان با تمام خشونت ها و ستیزه جویی ها، پشت سر مانده ‌است.

در دهکده بالانگورو که با غرور و شکوه در میان کوه‌ها محصور شده، نه برق وجود دارد،‌ نه کیوسک روزنامه فروشی و نه پوشش آنتن‌موبایل.

بازدید من از منطقه هم زمان با تدارک مقدمات جشن بهاری "جوشی" بود.

مردها و زن ها کنار هم مشغول گفتگو بودند، آن قدر شراب می خوردند تا مست شوند، لباسهای رنگارنگ به تن داشتند و در غروب روز جشن تا پاس شب طبل ‌نواختند و ‌رقصیدند.

جمرات، یک جوان کالاشی برای ما توضیح می‌دهد که "پدر و مادرها اجازه نمی دهند که بچه های کوچک شراب بخورند، اما از سیزده چهارده سالگی دیگر می شود شروع کرد."

یک دختر هجده ساله‌ در عصر همان روز آن چنان مست است که نمی تواند از پس مصاحبه برآید.

مردمانی غریب

این نوع زندگی کاملا متفاوت از زندگی عادی در پاکستان است، ‌جایی که بخش عمده مردمانش به اسلام پایبندند و بر اساس قوانین آن از رقص و مشروب پرهیز می کنند.

کالاشی‌ها متفاوتند و خدایان خود را می‌پرستند.

پاکستانی‌ها، فرهنگ کالاشی را ناپسند می‌شمرند با این حال، تعداد بسیار زیادی از آنها، به خصوص مردان، به صورت گروهی از جاهای مختلف کشور به این دره می‌آیند تا آزادی‌های موجود در جشن بهاری را تجربه کنند.

کالاش‌ها تعبیر عمومی "پنجابی" را برای مردهای پاکستانی به کار می گیرند که یک دفعه در دهکده، سروکله ‌شان پیدا می‌شود و محو تماشای زن‌ها می‌شوند و سعی می‌کنند سر صحبت را با آنها باز کنند که این آنها را معذب می کند.

آنها خودشان را پاکستانی نمی‌دانند. در واقع، آنها غیر از خودشان، هر فرد دیگری را که ساکن پاکستان باشد، پاکستانی می‌نامند. انگار که این اصطلاح شامل خودشان نمی‌شود.

اما درست در میانه جشن، اولین نشانه‌های فشار رو به افزایش دنیای خارج بر این جامعه کوچک ظاهر شد.

فضای امنیتی در دره حاکم شده بود، این نشان می‌داد که مشکلات پاکستان حتی می‌تواند بر روی دورافتاده‌ترین مناطق این کشور نیز تاثیرگذار باشد.

مردم خوش کالاش در حال آواز خواندن و رقصیدن بودند و بوی ماری‌جوانا در هوا به مشام می‌رسید. یک دست‌ نوشته کوچک و نه چندان متقاعدکننده به جایی آویخته شده بود که در مورد ممنوعیت نوشیدن مشروبات الکلی به تماشاگران هشدار می‌داد.

تهدید نظامی

تمام مدت، یگان ضدتروریست در سراسر دره پراکنده شده بود. هر چند قدم، یک مرد ملبس به اونیفورم با تفنگی در دست پیش‌فنگ کرده بود . قوانین جدیدی هم وضع شده که بر مبنای آنها هر خارجی که از منطقه دیدن می‌کند باید توسط محافظان شخصی همراهی شود.

شین بردی، گردشگر ایرلندی می‌گوید: "خنده‌دار است، پلیس اول می خواست وارد اتاق ما شود و وقتی ما مخالفت کردیم، آنها درست پشت در اتاق‌مان خوابیدند."

سیف‌الله جان،‌ صاحب یک مهمانخانه‌ محلی در بالانگورو هم از این بابت ناراحت است. او می‌گوید: "پلیس این جا مزاحم است. گردشگری را خراب می‌کند."

او می‌افزاید: "بازدیدکنندگان خارجی باید هزینه‌ غذا و سکونت محافظان خود را بدهند، اگر هم از این کار خودداری کنند، بار مسئولیت این افراد روی دوش محلی‌ها می‌افتد."

حق نشر عکس 1
Image caption نیروهای امنیتی در طول مراسم جشن در همه جا مشاهده می شدند

از زمانی که طالبان در سال ۲۰۰۹ یک مرد یونانی را که در دره‌ بمبورت زندگی و تدریس می‌کرد، ربودند، فضای امنیتی شدیدتر شده است.

در کشوری که اقلیت‌ها به شکل روزافزونی مورد تهاجم قرار می‌گیرند، مقامات، تدابیر امنیتی گسترده‌تری را در نظر گرفته‌اند.

اشفاق احمد، یکی از مردم ساکن دره می‌گوید که پس از این آدم‌ربایی، مردم دره مجبور شدند هشیارتر باشند. او می‌افزاید: "درست نمی‌دانم، که آیا می شود گفت که ساکنان اینجا ترسیده‌‌اند یا نه، برای این که هیچ کدام از کالاش‌ها حاضر به ترک این جا نیست. مردم می‌دانند تهدیدهای دائمی و پنهان وجود دارند."

او حادثه‌ای را به یاد می‌آورد که در طی آن، پیکارجویان از نورستان واقع در کشور همسایه، افغانستان، شش کارگر را ربودند، چهار نفر از آنها را کشتند و عکس‌ پیکرهای بی‌جان آنها را منتشر کردند. دو نفر دیگر آزاد شدند.

یک نیروی اطلاعاتی، که ترجیح می‌دهد نامش فاش نشود هم در این جشن حضور داشت. او گفت که طالبان در دو سه سال گذشته یک تهدید جدی بوده است.

عشق و تغییر مذهب

حق نشر عکس 1
Image caption بسیاری هشدار می‌دهند نسل‌های جوان به سنت‌های کالاش علاقه‌ای ندارند

در پایین محل ورود به جشنواره، یک مسجد قراردارد که در ده همسایه بالانگورو واقع شده است. تعداد روزافزون افرادی که به دین اسلام می پیوندند، فرهنگ کالاشی ها را با تهدید رو به رو کرده است.

یک مرد جوان با صورتی مهربان، ریش و یک عرقچین نزدیک آنجا ایستاده بود.

محمد که کالاشی مسلمان شده است به من گفت: "من دیگر به جشن نمی‌روم. فکر می‌کنم که کار اشتباهی ا‌ست و بر اساس قوانین اسلام اصلا خوب نیست."

حالا در دره بمبورت، مسلمانان سنی در اکثریت هستند. بر پایه اظهارات اشفاق احمد، مسلمانان و کالاش‌ها زندگی مسالمت آمیزی در کنار یکدیگر دارند.

"این رابطه، رابطه‌ ای برادرانه است و مسلمانان با این جشنواره موافقند."

او در ادامه می‌گوید "اما خوب عده‌ای هم هستند که کالاش‌ها را دوست ندارند و به بقیه مسلمانان می‌گویند که در جشن شرکت نکنند."

به نظر می‌آید که عشق و ازدواج مردم را دچار مخمصه تغییر مذهب می‌کند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مردها و زن ها آن قدر شراب می خوردند تا مست شوند و در غروب روز جشن تا پاس شب طبل ‌نواختند و ‌رقصیدند

جواد، که جوان بیست و یک ساله‌ خندان و باهوشی است به من گفت که وقتی در شهر فیصل‌آباد در استان پنجاب درس می‌خوانده است، عاشق دختری می‌شود. اما نتوانسته با او ازدواج کند چون نمی‌خواسته که اسلام بیاورد. او می‌گوید که بارها گروه‌های بشارتی با او حرف زده و می خواستند او را مجبور به تغییر مذهب کنند.

آن‌ها به ما می‌گویند که اگر از آیین‌مان برگردیم و به راه راست بیاییم، به بهشت می‌رویم. اما من به آنها گفتم بهشت رفتن به اراده خداوند بستگی دارد، چه من تغییر مذهب بدهم و چه ندهم.

دختری هم به من گفت که بسیاری از دختران کالاشی، تغییر مذهب می دهند و این اتفاق معمولا در هنگام ازدواج‌شان می‌افتد. به عقیده لوقا رحمت دلیل اصلی گرایش کالاش‌ها به اسلام، هزینه‌های فرهنگ‌شان است: خاکسپاری گران است هر چند عروسی‌ها این طور نیستند، لباس‌های سنتی هم گران‌قیمت‌ است. این عوامل خود ثابت می‌کنند که عوامل چشمگیری آینده هویت کالاشی را تهدید می‌کند.

جشن در ایجاد نوعی از احساس غرور در فضای منحصر به فرد آزاد و آرام دره موفق بوده است. دختران و پسران بدون هیچ مراعاتی با هم وقت می‌گذرانند، شوخی می‌کنند و می‌خندند.

بسیاری از کودکان در شب قبل از شروع جشن، در مراسمی مذهبی در معبد محلی شرکت می‌کنند. در همان حال، زنان مسن نان گردویی درست می‌کنند و مردها بر اساس سنت، کلا‌ه‌های‌شان را با پرهای رنگی تزئین می‌کنند، و نمایش این همه،‌ همان امر منحصر به فرد و دلنواز در فرهنگ کالاشی است که بازدیدکنندگان را مجذوب خود می‌کند.

اما بسیاری از مردم به من یادآوری می‌کنند که همین حالا هم بسیاری از سنت‌ها نابود شده‌اند. لوقا رحمت یکی از ساکنان کالاش هشدار دیگری هم می‌دهد. او می‌گوید: "نسل جوان چندان پابند مراسم کهن نیست. آنها نمی‌خواهند سرودها را یاد بگیرند و در جشن مشارکت کنند."

مطالب مرتبط