پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

شاهنامه فردوسی

تاریخ ایران باستان در حافظه جمعی ساکنان این سرزمین با شاهنامه فردوسی است که به روایت در آمده. اما روایت شاهنامه از تاریخ ایران تا چه حد موثق است؟

اگر یک متن را نام ببریم که نقش کلیدی در هویت فرهنگی مردمان ایران زمین ایفا می کند این متن، شاهنامه است. به این دلیل که شاهنامه است که به زبانی شیرین و نغز، روایتی تاریخی از ایران باستان فراهم آورده. اما فردوسی پیش از آنکه تاریخ نگار باشد، شاعر است. مقتضیات یک متن شاعرانه چیست؟ آیا می توان گفت شاهنامه به واسطه شعر بودن، کم تر تاریخی است و بیشتر ادبی؟ به زبان صریح تر، آیا تاریخی که شاهنامه نقل می کند موثق است و به کار تاریخ نگاران می آید؟ به گفته هگل فیلسوف مشهور، مردمی که تاریخ خود را ننوشته اند تاریخ هم ندارند. اگر این تعبیر را بپذیریم، فردوسی است که با به نظم در آوردن منابع متفاوت امکان گام گذاشتن ایرانیان به عرصه تاریخ را فراهم آورده است. اما منابع مورد استفاده فردوسی تا چه حد موثق اند و تا کجا می توان به آن ها، نه برای خوانش آمال و آرزوهای ایرانیان، بلکه برای فهم واقعیات ایران زمین اتکا کرد؟ ایا تلاش برای آفرینش یک متن شیوا و یکپارچه باعث نشده تناقض ها و گسست های تاریخ ایران باستان از شاهنامه حذف شود؟

در پنل اول پروانه پورشریعتی تاریخ نگار ایران باستان در دانشگاه ایالتی اوهایو و تورج دریایی تاریخ نگار ایران باستان در دانشگاه کالیفرنیا به سوالات مخاطبان خود در پنل دوم وریا امیری و محمد سفریان پاسخ می دهند.