رابرت گیتس؛ وزیری با 'کارنامه‌ متفاوت'

رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا و باراک اوباما، رئیس جمهور این کشور حق نشر عکس AP

حضور رابرت گیتس در راس وزارت دفاع آمریکا و راهبردها وسیاست‌های او در این وزارتخانه از برخی جهات نقطه عطف به حساب می‌آیند.

رابرت گیتس طی چند سال اخیر، نقشی محوری در رویکردهای آمریکا در قبال ایران داشته است.

روز ۳۰ ژوئن (۹ تیر) رابرت گیتس، پس از چهار و نیم سال از راس وزارت دفاع آمریکا کنار رفت و جای خود را به لئون پانه‌تا سپرد.

حمله شدیدگیتس به سیاست‌های اتمی و منطقه‌ای ایران یک روز پیش از بازنشستگی، تنها اظهارات توجه‌برانگیز او در ماه‌های اخیر به شمار نمی‌روند.

او در این مدت، آشکارا نسبت به پیامدهای حمله به لیبی و شرکت نظامی آمریکا در این حمله هشدار داد، و به طور علنی بی سابقه ترین انتقادها را از متحدان ایالات متحده در ناتو به دلیل عدم شراکت در تامین مالی هزینه‌های این سازمان مطرح کرد.

او با وداع پراشک و آه خود با سربازان آمریکایی در افغانستان چهره‌ای متفاوت از خود به نمایش گذاشت.

اما کل دوران وزارت گیتس را می‌توان از برخی جهات در تاریخ معاصر این وزارتخانه، به ویژه در تحول ‌بخشیدن به استراتژی نظامی آمریکا، نقطه عطف به حساب آورد. فراز و نشیب مواضع او در قبال مسائل ایران نیز عاری از نکات قابل اعتنا نیست.

حق نشر عکس AP
Image caption رابرت گیتس در دوران حکومت جیمی کارتر به شورای امنیت ملی آمریکا راه یافت

رابرت گیتس جمهوریخواه تنها وزیر دفاع در تاریخ آمریکا است که به دلیل توان و تخصصش از یک دولت جمهوریخواه (جورج دبلیو بوش) به دولتی بعدی که سکاندارش حزب دموکرات بود، راه پیدا کرد.

کارنامه‌ای منحصر به فرد در سیا

رابرت گیتس ۶۷ ساله ۴۵ سال پیش به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) پیوست و سپس به عنوان عضو نیروی هوایی آمریکا در جنگ ویتنام شرکت کرد. در دوران حکومت جیمی کارتر به شورای امنیت ملی آمریکا راه یافت که ریاست آن را زیبگنیف برژینسکی به عهده داشت.

در دوران رونالد ریگان، گیتس از بلندپایگان سازمان سیا بود و در اوایل زمامداری جورج بوش (پدر) به ریاست این سازمان منصوب شد. به این ترتیب، گیتس در تاریخ سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا تنها کسی است که به عنوان کارمندی ساده در این سازمان شروع به کار کرده و تا بالاترین مقام آن ارتقا یافته است.

پس از کناررفتن از سازمان سیا، گیتس به کار دانشگاهی روی آورد و ریاست دانشگاه A&M تگزاس را به عهده گرفت که هفتمین دانشگاه بزرگ آمریکا به شمار می‌رود.

اواخر سال ۲۰۰۶، در حالی که سیاست‌های دونالد رامسفلد در وزارت دفاع آمریکا در زمینه دو جنگ افغانستان و عراق به بن‌بست رسیده و انتخابات کنگره نیز شکست ملموسی را برای حزب جمهوریخواه در پی آورده بود، جورج دبلیو بوش، سکان وزارت دفاع را به رابرت گیتس سپرد.

پیش از این انتصاب، گیتس به دلیل عضویت در "گروه تحقیق وضعیت عراق" به ریاست جیمز بیکر، با مشکلات حضور نظامی آمریکا در این کشور درگیر بود و در تنظیم راه‌حل برای خروج از این مشکلات شراکت داشت.

حق نشر عکس Getty
Image caption وقتی سیاست‌های دونالد رامسفلد در دو جنگ افغانستان و عراق به بن‌بست رسید، جورج بوش، سکان وزارت دفاع را به رابرت گیتس سپرد

بلافاصله پس از ورود گیتس به وزارت دفاع، راه‌حل‌های گروه یادشده به اجرا گذاشته شدند که چرخشی محسوس و مثبت در وضعیت امنیتی عراق در پی آورد. گیتس توانست دولت اوباما را به اجرای سیاستی مشابه در افغانستان نیز ترغیب کند. موفقیت این سیاست در هندوکش هنوز با ابهامات و اما و اگرهایی همراه است.

تغییرات چشمگیر در استراتژی امنیتی آمریکا

در نوامبر سال ۲۰۰۷ رابرت گیتس در جریان یک سخنرانی در دانشگاه کانزاس آمریکا نکات بی‌سابقه‌ای را مطرح کرد که نه تنها در تعارض آشکار با سیاست‌های نو محافظه کاران آمریکا و دولت متکی به آرا و ایده‌های آنها (دولت جورج دبلیو بوش) بود، بلکه کل سیاست امنیتی آمریکا را نیز نیازمند بازبینی معرفی می‌کرد.

گیتس با ابراز نگرانی از "نظامی‌شدن خزنده سیاست خارجی" آمریکا، خواهان آن شد که در این عرصه بیش از پیش بر به کارگیری "قدرت نرم" تمرکز شود.

او دیپلماسی، ارتباطات استراتژیک‌، کمک‌های خارجی، فعالیت‌های مدنی و کمک به بازسازی اقتصادی و توسعه کشورها را از اجزای این "قدرت نرم" ذکر کرد که نقش محوری در پیشبرد آن را وزارت خارجه به عهده دارد. با توجه به چالش دیرینه میان وزارتخانه‌های دفاع و خارجه در دولت‌های مختلف آمریکا، این اظهارات گیتس طنینی‌ تازه و کم‌سابقه داشت.

گیتس سپس با مقایسه بودجه ۳۶ میلیارد دلاری وزارت خارجه که به یک دهم بودجه وزارت دفاع هم نمی‌رسد، تمرکز افراط‌گونه و کم‌نتیجه آمریکا بر "قدرت سخت" را مورد تاکید قرار داد و ضررها و آسیب‌های ناشی از بی‌اعتنایی به "قدرت نرم" را یک به یک برشمرد.

حق نشر عکس AFP
Image caption رابرت گیتس در دوران وزارت خود خواهان امتناع از یک‌جانبه‌گرایی و تاکید بر لزوم تشدید همکاری با متحدان و سایر کشورهای بزرگ برای حل چالش‌های بین‌المللی بود

امتناع از یک‌جانبه‌گرایی و تاکید بر لزوم تشدید همکاری با متحدان و سایر کشورهای بزرگ برای حل چالش‌های بین‌المللی بخش دیگری از سخنان گیتس را تشکیل می‌داد.

دیدگاه‌ها و ارزش‌های مورد اشاره گیتس به گونه‌ای جامع در سند جدید استراتژی امنیت ملی آمریکا نیز بازتاب یافته‌اند. در این سند که وزارت دفاع آن را تدوین کرده و سال ۲۰۱۰ انتشار یافت به‌وضوح تاکیدمی‌شود که آمریکا همچنان در استفاده از اهرم نظامی برای تامین منافع و امنیت ملی خود ابایی نخواهد داشت، ولی زمانی به این اهرم دست می‌یازد که همه راه‌ها و گزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک آزموده شده باشند.

از قدرت نرم تا جنگ نامتقارن

سند استراتژی امنیت ملی آمریکا با تصریح این که ایالات متحده دیگر نه به خواست و پسند خود، بلکه صرفاً از سر ضرورت و اجبار وارد جنگ‌ خواهد شد، خط سرخی با سیاست‌هایی می‌کشد که در دهه گذشته حمله به عراق را تبیین و توجیه کرد. رعایت همه‌ مقررات بین‌المللی در جنگ‌ها نیز از مولفه‌های دیگر صراحت‌یافته در سند است.

این سند تصریح می‌کند که درگیرشدن آمریکا در چند جبهه دیگر در حوزه امکانات این کشور نیست و چنین رویکردی هم آسیب‌پذیری آمریکا را افزایش می‌دهد و هم از آمادگی آن برای مقابله با فجایع طبیعی و انسانی، چه در خود آمریکا و چه در نقاط مختلف جهان، می‌کاهد.

امنیت آمریکا، بنا به استراتژی امنیتی جدید، ورای برتری نظامی باید از طریق معرفی‌کردن و جذابیت‌بخشیدن به هنجارهای انسانی مورد قبول جامعه آمریکا و با کمک به پیشبرد ارزش‌هایی مانند حقوق بشر، دموکراسی، برابری زنان، حفظ محیط زیست و مبارزه با فساد و جنایات سازمان‌یافته تامین و تضمین شود.

به لحاظ استراتژی‌ها و ابزارهای نظامی نیز سند، چرخشی آشکار را به نمایش می‌گذارد: دست‌شستن از حمله نظامی گسترده و پیاده‌کردن نیرو و به کارگیری هواپیماها و بمب‌اندازهای غول‌پیکر و در عوض، روی‌آوردن به شیوه‌های جنگ غیرمتقارن، یعنی عملیات گروه‌های کوچک کماندویی، استفاده از هلی‌کوپترهای پرتوان و مقاوم و چالاک و حملات با هواپیماهای کوچک بدون سرنشین.

در سخنانی که گیتس در یکی از آخرین مصاحبه‌هایش بر زبان آورد، آشکارا معلوم بود که امکانات اقتصادی محدودشده آمریکا نیز در تغییر استراتژی نظامی این کشور، نقشی مهم داشته‌اند.

آقای گیتس گفت: "ایالات متحده کشوری بود که در هزینه‌کردن پول برای تحکیم موقعیت سیاسی و نظامی خود هیچ‌گاه تعلل نمی‌کرد و وضع اقتصادش هم به گونه‌ای بود که چنین هزینه‌هایی را مجاز می‌کرد. ولی خب، حالا ما در وضعیت متفاوتی هستیم."

افرایش چشمگیر بودجه نظامی آمریکا و دو جنگ عراق و افغانستان که هزینه‌ سنگینی بر اقتصاد آمریکا تحمیل کرده‌اند از جمله عواملی هستند که ظرفیت‌ها و توانایی اقتصادی کشور را برای توسعه و نوسازی امکانات بهداشتی، آموزشی و حمل‌و نقل بسیاری از شهرها و ایالات محدود کرده‌اند و نارضایتی‌های معینی را در عرصه ملی دامن زده‌اند.

برای تغییر در این وضعیت قرار است که بودجه پنتاگون در ۱۲ سال آینده به ۴۰۰ میلیارد دلار کاهش یابد، امری که گیتس با آن موافق نبود و آن را خطایی بزرگ تلقی می‌کرد.

گیتس و رویکردهای آمریکا در قبال ایران

حق نشر عکس AP
Image caption برای اولین بار نام رابرت گیتس در کنار نام ایران در ماجرای "ایران- کنترا" در دوران ریاست جمهوری ریگان مطرح شد

اولین باری که نام گیتس در کنار نام ایران مطرح شد، به ماجرای "ایران- کنترا" برمی‌گشت.

در این ماجرا دولت رونالد ریگان در گرماگرم جنگ ایران و عراق، به طور مخفیانه برای ایران سلاح ارسال کرد و پول دریافتی بابت آن را در اختیار مخالفان مسلح دولت ساندنیست نیکاراگوئه قرار داد. لورفتن این ماجرا و دخیل بودن گیتس در آن از جمله عواملی بود که سبب شد سنا در سال ۱۹۸۷ با ریاست او بر سازمان سیا موافقت نکند.

سال ۲۰۰۴ گیتس و برژینسکی به طور مشترک خواهان آن شدند که مناقشه هسته‌ای ایران از راه‌های صلح‌آمیز و دیپلماتیک حل‌وفصل شود.

دو سال بعد، گیتس عضو ارشد کمیته هامیلتون- بیکر شد که برای تهیه راهبردی جدید جهت شکست بن‌بست سیاسی- نظامی آمریکا در عراق فعالیت می‌کرد. از جمله رهنمودهای این کمیته به دولت، همکاری و تعامل با کشورهای همسایه عراق، به ویژه ایران بود.

گیتس از همان ابتدای سال ۲۰۰۷ که سکان وزارت دفاع را به عهده گرفت، در کاهش فضای تنش و تشنج میان آمریکا و ایران بر سر برنامه مناقشه‌برانگیز هسته‌ای نقشی فعال داشت.

پیگیری و مشارکت گیتس در انتشار علنی گزارش مربوط به توقف فعالیت‌های غیرصلح‌آمیز اتمی ایران (از سال ۲۰۰۳) از سوی سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و در بلاموضوع‌کردن هر چه بیشتر طرح حمله به ایران در دولت بوش نیز، نکاتی است که در کارنامه گیتس در قبال ایران قابل اعتنا هستند.

گیتس چه در پرسش ‌و پاسخ‌هایش در برابر کمیته دفاعی سنای آمریکا و چه در برخی از مصاحبه‌هایش تاکید داشت که حمله نظامی به ایران، صرفنظر از خطرهایش برای بی‌ثباتی منطقه، برنامه هسته‌ای ایران را صرفاً به عقب می‌اندازد، ولی آن را متوقف نمی‌کند و شاید خود حمله، رهبران جمهوری اسلامی را بیشتر از پیش به داشتن سلاح هسته‌ای وسوسه کند.

او حتی در نامه‌ محرنامه‌ای که اوایل سال ۲۰۱۰ برای اوباما نوشت و متن آن به رسانه‌ها درز کرد، تاکید کرده بود که ممانعت از غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران و بازداشتن این کشور از تبدیل‌شدن به یک قدرت اتمی بالقوه احتمالاً ناممکن خواهد بود و ایالات متحده باید تلاش و تمرکز خود را بر این بگذارد که هزینه‌‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی تصمیم ایران به ساخت بمب اتمی را بالا نگه دارد تا رهبران جمهوری اسلامی به این سو سوق نیابند.

حق نشر عکس AFP
Image caption رابرت گیتس تحریم‌ها علیه ایران را کارا و موثر ارزیابی می‌کرد

در ماه‌های اخیر، گیتس بیش از پیش تحریم‌ها علیه ایران را کارا و موثر ارزیابی می‌کرد و همچنان گزینه نظامی علیه این کشور را پرریسک می‌دانست. او در مجموع در تلاش‌های دولت اوباما برای منزوی‌ساختن جمهوری اسلامی در منطقه و جهان نقشی محوری ایفا ‌کرد و پیوسته در مذاکراتش با رهبران و محافل سیاسی منطقه در پی آن بود که تحولات کنونی خاورمیانه به سود بسط نفوذ جمهوری اسلامی ایران و کاهش انزوای آن تمام نشود.

تا روز آخر نیز حملات رابرت گیتس به سیاست های هسته‌ای و منطقه‌ای ایران قطع نشد و این اتهام که تهران در ارسال سلاح برای شورشیان عراق نقشی فعال دارد وزنی برجسته در اظهارات او داشت، ولی در مجموع کم‌رنگ‌شدن هز چه بیشتر گزینه نظامی در رویکردهای آمریکا علیه ایران را جمهوری اسلامی در وجه عمده باید مدیون دیدگاه‌ها و رهنمودهای رابرت گیتس باشد.

مطالب مرتبط