حوادث نروژ و نفرتی که درکش آسان نیست

تیموتی مک وی، بمبگذار اوکلاهما سیتی، به دولت به چشم دشمن خود نگاه می کرد حق نشر عکس AFP
Image caption تیموتی مک وی، بمبگذار اوکلاهما سیتی، به دولت به چشم دشمن خود نگاه می کرد

در سال ۱۹۸۵ میلادی، در آمریکا بودم و در مورد شکل گیری گروه های پیکارجوی دست راستی در این کشور گزارش تهیه می کردم. آنها در سراسر منطقه ای که اصطلاحا "غرب میانه" (مید وست) خوانده می شود، سر بر می آوردند. بعضی از آنها فرق چندانی با باشگاه های تیراندازی نداشتند، اما برخی دیگر اعضایشان را با یونیفورم تعلیم می دادند.

آنها معتقد بودند که ایده آنها از آمریکا در معرض خطر قرار گرفته است. بسیاری از آنها دولت مرکزی مستقر در واشنگتن را دشمن به حساب می آوردند، دشمنی که مملو از کارکنان و مقاماتی بود که به ارزش های بنیادین آمریکا خیانت می کردند. نگرانی و بدبینی شدید در مباحثات و نوشته هایشان موج می زد. مردی را به یاد دارم که با نشان دادن عکسی نه چندان واضح ادعا می کرد روس ها در ایالت میشیگان پایگاه های مخفی دارند.

بیشتر این آدم ها و حرف ها در حاشیه جامعه قرار داشتند و به راحتی می شد از آنها عبور کرد. اما در ذهن مرد جوانی به نام تیموتی مک وی این ایده جا افتاد که دولت دشمن اصلی اوست. او کمی بعد یک وانت را از کود شیمیایی و گازوئیل پر کرد و با منفجر کردن یک ساختمان دولتی در اوکلاهما ۱۶۸ نفر را کشت.

با خواندن مانیفست آندرس برینگ برویک، که بمب گذاری و کشتار اخیر نروژ را به گردن گرفته، به یاد نگرانی و بدبینی شدید آمریکایی ها افتادم.

او به مدت نه سال، خشمی نسبت به تغییرات در حال وقوع در جامعه نروژ را با خود همراه داشت. او جامعه چند فرهنگی در حال شکل گیری را قبول نداشت، چرا که احساس می کرد هویتش را تهدید می کند و با آن احساس بیگانگی می کرد. او با گروه های افراطی دیگری که به نحو فزاینده ای به اسلام به چشم یک خطر و دشمن نگاه می کردند، در ارتباط بود.

حرف های تکان دهنده

برویک در سه سال گذشته مشغول نوشتن مانیفست خود بود و منتظر فرصتی تا از خشونتی وحشتناک علیه حکومت کشور و مردمش استفاده کند.

شش ماه پیش او شش تن کود شیمیایی خرید. او هم مثل مک وی، طبقه سیاستمداران حاکم کشورش را – که از زمان پایان جنگ جهانی دوم اداره کشور را در دست دارند – دشمن اصلی قلمداد می کرد.

او در نوشته هایش گفته: "آنچه که اکثر مردم نمی فهمند این است که اسلامیزه شدن مستمر اروپا تنها در صورتی متوقف می شود که در مقابل دکترین سیاسی که زمینه آن را فراهم می‌سازد، ایستادگی شود".

در نتیجه در ذهن او، هدف نه گروه های مهاجر، بلکه خود دولت و جوانانی بودند که با حزب چپگرای حاکم، یعنی حزب کارگر، ارتباط داشتند.

وکیل برویک می گوید: "او از نظر سیاسی فعال بود و متوجه شده بود که با روش ها و ابزارهای معمول سیاسی موفق نمی شود، به همین دلیل به خشونت روی آورد". خود او گفته این کشتار "وحشیانه، اما لازم" بوده است.

من با چند نفر از کسانی که از این حادثه جان به در بردند حرف زدم و همه آنها از آرامش او صحبت می کنند: مردی که کاملا در عالم درونی نفرتش غرق بوده، ولی ایمان داشته کاری که می کند موجه است.

از نقل قولی که روی سایت توییتر از جان استوارت میل، فیلسوف انگلیسی نقل کرده، می توان میزان اطمینان معیوب او را درک کرد. این نقل قول می گوید: "یک فرد با اعتقاد راسخ با صد هزار نفری که تنها به دنبال منافعشان هستند برابری می کند".

'فیلم نازی'

حق نشر عکس AP
Image caption ملت نروژ از دیدن چهره های جوانی که روی صفحه اول روزنامه ها دیده شدند، دلشکسته شدند

وکیل او می گوید: "او می خواست در جامعه تغییری ایجاد کند و از دیدگاه خودش فکر می کرد باید این کار را به شکلی انقلابی انجام دهد. او می خواست به خود جامعه و ساختار آن حمله کند."

اگر بخواهیم از روی یونیفورم های مختلفی که با آنها عکس انداخته و مسلسل هایی که در این عکس ها به دست دارد، قضاوت کنیم می توان گفت که دچار خیالات و توهمات شدیدی بوده است. یکی از نجات یافتگان حادثه به من گفت که احساس می کرده در حال تماشای یک فیلم مربوط به دوران آلمان نازی است.

در سراسر اروپا احساس نگرانی شدید و فزاینده ای نسبت به موضوع مهاجرت وجود دارد. بخشی از آن از مشکل بیکاری ناشی می شود، ولی بخش دیگر آن در احساس تهدید هویت، ریشه دارد.

جوامع اروپایی به سرعت در حال تغییر هستند. در این کشورها احساس سرخوردگی فزاینده ای وجود دارد که مقامات و رهبران، چه در سطح ملی و چه در سطح کل اتحادیه اروپا، به نظرات رأی دهندگان توجهی نمی کنند.

موضوع هویت ملی به موازات پدیده جهانی شدن اهمیت بیشتری پیدا کرده است. دولت- ملت ها همچنان هسته اصلی هویت بیشتر افراد را می سازند، و به همین علت هم احزاب ملی گرا در بسیاری نقاط اروپا رشد کرده اند. نگرانی از افزایش نفوذ این احزاب به کرات ابراز می شود. برخی هم معتقدند این احزاب مسیر مناسبی برای هدایت احساس سرخوردگی و از خود بیگانگی هستند.

بعضی از رهبران کشورهای اروپایی مثل آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا تکثر فرهنگی را زیر سوال برده اند.

خطر در اینجاست که چنین اظهاراتی می تواند باعث ترویج افراطی گری شود. برخی دیگر می گویند بحث در مورد مهاجرت و تکثر فرهنگی باید به صورت باز و شفاف در اروپا مطرح شود.

حق نشر عکس AP
Image caption بعضی از رهبران کشورهای اروپایی مثل آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان تکثر فرهنگی را زیر سوال برده‌اند

نمی توان این موضوعات را نادیده گرفت یا پنهان کرد، چرا که منشأ نوعی حس بدبینی شدید است، اما در عین حال این موضوع یکی از حساس ترین موضوعات روز اروپاست و کم کم دارد در صدر برنامه ها قرار می گیرد. برآورد دامنه افراطی گری دشوار است. دولت ها در سراسر اروپا از سازمان های اطلاعاتی شان خواهند خواست این ارزیابی را انجام دهند.

تراژدی نروژ از سوی برخی برای اشاره به خطرات عوام گرایی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. برخی دیگر اصرار خواهند کرد که این موضوعات باید به صورت باز و با رعایت حساسیت ها مورد بررسی قرار گیرند و به چت روم های اینترنتی وانهاده نشوند.

البته معلوم نیست پیاده شدن یکی از این گزینه ها، آیا برویک را از اقدامش باز می داشت یا نه. هنوز برای قضاوت در این مورد زود است. او انجام قتل ها را به گردن گرفته، اما مسوولیت کیفری آن را نپذیرفته است.

نخست وزیر نروژ خطاب به برویک گفته است: "تو دموکراسی را نابود نخواهی کرد". این جنایت باعث انزجار عمومی شده است. کل ملت نروژ از دیدن چهره های جوانی که روی صفحه اول روزنامه ها دیده شدند، دلشکسته شده اند. نفرتی که باعث پیش آمدن همه این وقایع شده برای اکثر مردم غیر قابل درک است. اما این وقایع دردناک قطعا اروپا را به تأمل وا خواهد داشت.

مطالب مرتبط