ناآرامی‌های بریتانیا: چه چیزی مردم را به غارتگری می‌کشاند؟

حق نشر عکس BBC World Service

تماشای تصاویر دزدی‌های بی‌شرمانه و وارد کردن خسارت غیرموجه به ساختمان‌ها و خودروها طی چند شب ناآرامی در لندن و چند شهر دیگر بریتانیا، بسیاری از مردم این کشور را در بهت فرو برده است.

اما سئوال این است که دقیقا چه زمانی مردم فکر می‌کنند می‌توانند دست به چنین غارتگری بزنند.

لندن و چند شهر دیگر بریتانیا این هفته شاهد صحنه‌هایی استثنایی بود. از آتش زدن ساختمان‌ها و درگیری‌های خیابانی گرفته، تا ورود مردم خونسرد به مغازه‌ها و خروجشان دقایقی بعد در حال حمل یک تلویزیون‌ آخرین مدل و یا اجناسی مشابه.

بسیاری از کسانی که در غارت شبانه مغازه های لوازم الکتریکی، لوازم ورزشی و یا مشروب فروشی شرکت کرده بودند، حتی لزومی ندیدند صورت‌ خود را بپوشانند.

عده‌ای حتی با اجناس دزدی در مقابل دوربین‌ها ژست گرفتند و عکس غنایم خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند.

پروفسور جان پیتز، جرم شناس و از مشاوران مقامات محلی چندین ناحیه در لندن، در زمینه جوانان و گروه‌های خلافکار، می‌گوید که هویت تعدادی از کسانی که نقش رهبر را در غارتگری‌ها به عهده گرفته بودند و کسانی که به دنبالشان راه افتاده بودند، برای پلیس مشخص است.

او می‌گوید که چپاول "مردم بی‌قدرت را ناگهان قدرتمند می‌کند" و این تاثیری "بسیار سکرآور یا شعف انگیز" است.

به گفته پروفسور پیتز "دنیا وارونه شده است. جوانان عادت دارند که بزرگترها به آنها بگویند اگر این کار یا آن کار را بکنی، چنین و چنان می‌شود. اما آنها این کار را کردند و اتفاقی نیفتاد."

پروفسور پیتز می‌گوید یکی از دلایل بالا بودن تعداد شرکت‌کنندگان در ناآرامی‌ها،‌ تعطیلات تابستانی و طولانی بودن روز است.

به گفته پروفسور پیتز "تعداد" شرکت کنندگان در یک شورش‌، عامل بسیار مهمی در جهت تعیین مسیر عملیات است. زمانی که آنها حس کنند که در کنترل هستند، وضعیت تغییر می‌کند.

"شما نمی‌توانید به تنهایی شورش کنید. شورش یک نفره، خشم و بدخلقی است. اما زمانی می‌رسد که جمعیتی که در مقابل پلیس قرار دارد متوجه می‌شود که کنترل را در دست دارد."

گرایش‌های جامعه ستیزی

حق نشر عکس Getty Images
Image caption روانشناسان معتقدند که در یک جمع بزرگ، رابطه مردم با اصول اخلاقی یا وجدانشان ضعیف می‌شود

روانشناسان معتقدند که در یک جمع بزرگ، رابطه مردم با اصول اخلاقی یا وجدانشان ضعیف می‌شود، و همدلی، همفکری و احساس گناه، که عواملی است که ما را از ارتکاب جرم باز می‌دارد، از بین می‌رود.

دکتر جیمز تامسون، استاد ارشد روانشناسی دانشگاه لندن، می‌گوید: "اخلاقیات رابطه معکوسی با تعداد ناظران/تماشاچیان دارد. یک گروه بزرگ و نسبتا ناشناخته عمدتا می‌تواند هر کار که دلش می‌خواهد انجام دهد."

"یکی از دلایلش آن است که هرچه تعداد افراد درون یک گروه بیشتر باشد، مصونیت این گروه هم بیشتر است. ممکن است که فقط ۲۰ یا ۳۰ نفر مسئول خرابکاری‌ها باشند، اما حضور چند صد نفر ناظر، احتمال اینکه پلیس آنها را دستگیر کند خیلی کاهش می‌دهد."

دکتر تامسون قبول ندارد که بعد از آغاز خشونت‌ها، شماری از کسانی که در آن دست دارند، منفعلانه سایرین را دنبال می کنند. او تاکید می‌کند که مردم در همه مراحل می‌توانند تصمیم بگیرند که راه درست را انتخاب کنند.

به گفته دکتر لانس ورکمن، روانشناس، وقتی مردم می‌بینند که کسی جلوی کارهای خلاف دیگران را نمی‌گیرد، آنها هم انگیزه پیدا می‌کنند که دست به غارت بزنند.

"انسان‌ها در تقلید کردن، در دنیا نظیر ندارند، و ما چیزی را تقلید می‌کنیم که موفق بوده است. اگر شما ببینید که یک نفر با یک تلویزیون یا کفش ورزشی زیر بغلش از یک مغازه خارج می‌شود، احتمالش زیاد است که کس دیگری هم فکر کند چرا او این کار را نکند."

دکتر ورکمن معتقد است که شماری از کسانی که در چپاول‌ها شرکت داشتند، بسته به موقعیت، اصول اخلاقی خود را تغییر می دهند و با خود می‌گویند "این مردم پولدار چیزهایی دارند که من ندارم و اشکالی ندارد که من این چیزها را بردارم."

اما، دکتر ورکمن می‌گوید که شواهد نشان می‌دهد که رهبران باندها گرایش‌های جامعه ستیزی دارند.

ایده "طرز فکر گروهی" را در اوباشگری فوتبال هم می‌توان دید. تونی اورایلی، از اوباش سابق طرفدار تیم منچستر یونایتد، می‌گوید که بین غارتگری‌های این هفته و خشونت‌های مربوط به فوتبال که او ۳۰ سال در آنها شرکت داشت، شباهت‌هایی وجود دارد.

او می‌گوید مهمترین عامل "احساس هیجان" است.

به گفته آقای اورایلی: "هیاهو و فریاد تماشاچیان هیجان انگیز است. منکر این احساس شور و شعف نمی‌توان شد. احساس این که عضو یک گروه هستی و قرار است اتفاقی رخ دهد."

برای بسیاری، انگیزه اصلی همان "هیجان" است، و اجناس غارت شده "پاداش یا جایزه" آنهاست. اما نه برای سردسته آنها، که گروهی که به دنبالش می‌آید را تشویق می‌کند به مغازه‌های گران‌تر بروند.

Image caption دکتر بگولی: "می توان وقایع هفته پیش را شورش‌های جامعه مصرفی توصیف کرد"

تونی اورایلی واقعه‌ای را که در دهه ۱۹۸۰ در شمال لندن اتفاق افتاد به عنوان مثال تعریف می‌کند. هواداران منچستر یونایتد در جریان چپاول مغازه‌های محله سوئیس کاتج، مغازه‌های جواهر‌فروشی را هم غارت کردند. "مردم هدفشان غارت جواهر فروشی‌ها نبود، اما چند تبهکار زرنگ، از مردم برای این کاراستفاده کردند و مردم هم به خاطر هیجان به آنها پیوستند."

'فقط لات‌بازی'

شهروندان قانونمند حتی تصورش را هم نمی‌توانند بکنند که یک اتوبوس را به آتش بکشند و یا از مغازه‌ای جنس بدزدند. اما کارشناسان می‌گویند عوامل اجتماعی-اقتصادی را نباید نادیده گرفت.

دکتر پل بگولی، جامعه شناس در دانشگاه لیدز، می‌گوید درست است که اکثر ناآرامی‌ها با غارتگری همراه است، اما در وقایع این هفته غارتگری بخش عمده ناآرامی اخیر را تشکیل می‌داد. در این مورد می‌توان این وقایع را "شورش‌های جامعه مصرفی" توصیف کرد.

به گفته او "اگر رخداد‌های چند روز پیش را با شورش‌های دهه ۱۹۸۰ میلادی مقایسه کنید، این روزها خیلی چیزهای بیشتری را می‌توانید به آسانی از مغازه‌ها بدزدید. چیزهایی مثل وسایل الکترونیکی قابل حمل، تلفن‌های همراه، و تلویزیون‌ با صفحه عریض."

"برای بسیاری از افرادی که در غارت‌ها شرکت داشتند، این فرصتی بود برای چپاول این گونه کالاها، اما کار آنها در عین حال نشان دهنده این احساس است که: دیگر از چه راهی می‌توانم باز هم از این چیزها به دست بیاورم."

پروفسور پیتز می‌گوید ناآرامی و شورش وقایع پیچیده‌ای است که نمی‌توان آن را فقط در قالب 'لات‌بازی' تعریف کرد.

به گفته او اینگونه رفتار را باید با در نظر گرفتن "نارضایتی رو به افزایش" جوانان در رابطه با بیکاری، فرصت‌های تحصیلی و اختلاف درآمدها، مورد بررسی قرار داد.

او می‌گوید اکثر کسانی که در وقایع این هفته دست به غارت زدند، در محله‌های فقیر نشین زندگی می‌کنند و "شغلی ندارند که نگران آن باشند. از 'ما' نیستند. آنها در حاشیه جامعه زندگی می‌کنند. خشمگین و مایوس هستند و توانایی آن را دارند که دست به اقدامات هولناکی بزنند."

مطالب مرتبط