داستان یک زندگی؛ رویایی که به گوانتانامو منتهی شد

هواداران دیوید هیکس حق نشر عکس Reuters
Image caption دیوید هیکس به عنوان عضو استرالیایی گروه طالبان به مدت پنج سال و نیم در گوانتانامو زندانی بود

"نور خورشید مثل سیلی به صورتم خورد و از روی تکه بتنی که روی آن خوابیده بودم بیدارم کرد. نگاهی به اطرافم کردم دیدم توی یک قفس فلزی هستم ... سه قدم عرض و سه قدم طول، قفس من همین اندازه بود، مثل مال بقیه".

دیوید هیکس، که به عنوان عضو استرالیایی گروه طالبان به مدت پنج سال و نیم در گوانتانامو زندانی بود حالا در کسوت یک نویسنده و با کتاب ۴۵۶ صفحه‌ای "گوانتانامو: سفر من" توجه جامعه استرالیا را به خود جلب کرده است.

کتاب دیوید هیکس از جمله روایات دست اول از شرایط زندان گوانتانامو و زندانیان آن است، گرچه که روایات او درباره فعالیت‌های گروه‌های جهادی در کشورهای آسیای میانه، پاکستان و افغانستان از منظر یک جنگجوی غربی تازه مسلمان نیز حاوی نکات خواندنی بسیاری ا‌ست.

دیوید هیکس، در سال ۱۹۷۵ در آدلاید به دنیا آمد. در ۱۴ سالگی به دلیل نوشیدن مداوم الکل و مصرف مواد مخدر از دبیرستان اخراج شد و تا ۹ سال بعد از کارگری کارخانه و گاوچرانی در ایالات مختلف استرالیا تا تربیت اسب در ژاپن به همه نوع کاری روی آورد.

در ۲۳ سالگی به ارتش آزادیبخش کوزوو در آلبانی پیوست تا علیه صرب‌ها بجنگد اما دو ماه بعد از شروع آموزش نظامی به استرالیا بازگشت تا بتواند به ارتش این کشور ملحق شود، درخواستی که به دلیل سواد کم ناکام ماند.

در ۲۴ سالگی در مسجد یکی از محلات شهر آدلید به عنوان مسلمان وهابی به محمد داوود تغییر نام داد. به پاکستان رفت تا در اردوگاه‌های لشکر طیبه آموزش نظامی ببیند و به کشمیر اعزام شود. سال بعد به القاعده و سپس به طالبان پیوست و بلاخره در سال ۲۰۰۱ به دست نیروهای اتحاد شمال در افغانستان اسیر و در ازای هزار دلار به ارتش امریکا فروخته شد.

در تمام دورانی که هیکس در اردوگاه‌های آموزشی گروه‌های جهادی بوده یک موضوع از زندگی او حذف نشده، آن موضوع نوشتن نامه به مادرش بوده. در نامه‌ای از یکی از اردوگاه‌های القاعده در افغانستان به مادرش نوشته بود "همه‌مان روزی می‌میریم پس چرا شهید نشویم؟ این راهی ا‌ست که من انتخاب کرده‌ام".

چندی بعد نامه دیگری برای مادرش می‌نویسد و می‌گوید "خیلی از مسلمان‌های دنیا می‌خواهند اسامه بن لادن را ببینند اما من از وقتی مسلمان شده‌ام تا به حال ۲۰ بار او را ملاقات کرده‌ام".

دیوید هیکس در اردوگاه فاروق در نزدیکی قندهار با گروهی از جنگجویان فیلیپینی از "جبهه آزادیبخش اسلامی مورو" پیوند می‌خورد. بخشی از اطلاعاتی که او در این اردوگاه بر جمع‌آوری آن متمرکز بوده شامل مقصد مسافرت‌های تفریحی استرالیایی‌ها در خارج از کشور بود.

فیروز عباسی، یکی از نه عضو بریتانیایی القاعده که در گوانتانامو زندانی بوده، می‌گوید "هیکس لبریز از این احساس بود که به استرالیا برگردد و یهودی‌ها را برباید و آن‌ها را بکشد یا با یک هواپیما به ساختمانی بکوبد". هیکس در کتابش به اتهامات خود اشاره می‌کند و از جمله این که در اردوگاه‌های مختلف در افغانستان برای گروگانگیری و روش‌های سو قصد آموزش‌های متعددی دیده است.

وقتی هیکس به دست نیروهای امریکایی می‌افتد و او را به اردوگاه X-Ray گوانتانامو منتقل می‌کنند هنوز سلول‌های زندان، که او آن‌ها را قفس‌های فلزی می‌نامد، تکمیل نشده بودند.

هیکس می‌نویسد "زندانی‌ها فقط می‌توانستند وسط قفس‌ها بنشینند یا دراز بکشند. برای ایستادن باید اجازه می‌گرفتیم. اگر می‌نشستیم باید فقط به بتن زیر پای‌مان نگاه می‌کردیم و اگر دراز می‌کشیدیم فقط باید به قطعه چوبی که بالای قفس گذاشته بودند که گاهی سایه درست کند نگاه کنیم. سرپیچی از دستور مساوی بود با کتک خوردن".

حق نشر عکس Reuters
Image caption هیکس در سال ۲۰۰۷ پس از پنج سال و نیم زندان در گوانتانامو به درخواست دولت استرالیا برای گذراندن نه ماه باقیمانده دوران زندانش به این کشور منتقل شد و پس از آن به صورت تحت نظر آزاد شد

موضوع ناآشنایی زندانی و زندانبان‌ها هم عامل کتک خوردن زندانی‌ها بوده. هیکس به نمونه‌ای از این وضعیت اشاره می‌کند: "یک زندانی افغان درست توی قفس کناری من بود. یکی از پاهای او مصنوعی بود. ما را با هم آورده بودند اینجا. نگهبان به او گفت چی روی بتن نوشتی؟ زندانی نفهمید چه سوالی از او پرسیده شده. نگهبان با صدای بلند گفت نوشتی اسامه شما را نجات میده؟ زندانی جواب نداد چون باز چیزی نفهمید. نگهبان داد زد حالا بهت نشون میدم مقاومت یعنی چی. شش نگهبان دیگر با لباس‌های کامل ضد شورش آمدند کنار قفس. اولی وارد شد و یک سیلی زد توی گوش زندانی. بعد با سپرش زندانی رو هل داد روی بتن و پنج تا نگهبان دیگر هم وارد شدند و شروع کردند به زدن زندانی. کمی بعد یک نگهبان با یک سگ ژرمن شپرد هم آمد توی قفس و سگ شروع کرد به عوعو کردن و بعد زندانی را گاز گرفت. وقتی تنبیه تمام شد زندانی را زنجیر کردند و بردند بیرون. صورتش پر از خون بود. چند ساعت بعد نگهبان آمد و بتن خونی را با آب و برس تمیز کرد".

دیوید هیکس در گوانتانامو با چهار اتهام روبرو شد. شرکت در تمرینات پیشرفته اردوگاه‌های القاعده، مشارکت در فعالیت‌های تروریستی رهبران ارشد القاعده، جنگ مسلحانه بر علیه نیروهای امریکایی در افغانستان، و ردیابی برای حمله به سفارت‌امریکا و سایر سفارتخانه‌های خارجی. جیمز ایی، یک روحانی در ارتش امریکا، گفته بود هر سرباز معمولی امریکایی در آموزش‌های مقدماتی‌اش در ارتش ۵۰ بار بیشتر از دیوید هیکس برای جنگیدن آموزش می‌بیند.

هیکس در سال ۲۰۰۷ پس از پنج سال و نیم زندان در گوانتانامو به درخواست دولت استرالیا برای گذراندن نه ماه باقیمانده دوران زندانش به این کشور منتقل شد و پس از آن به صورت تحت نظر آزاد شد.

پس از آزادی از زندان اولین و تنها باری بود که او در استرالیا در یک مکان عمومی دیده شد اکتبر سال ۲۰۱۰ بود که برای رونمایی کتابش "گوانتانامو: سفر من" به جشنواره کتاب سیدنی آمده بود. اما از زمان رونمایی کتاب، دولت استرالیا درگیر جنجال‌های یک پرونده حقوقی منحصربه فرد شده. هفته گذشته اوج این درگیری بود.

دولت استرالیا اعلام کرده که تمام عواید حاصل از فروش کتاب دیوید هیکس به خزانه عمومی خواهد رفت، موضوعی که منجر به شکل‌گیری گروه موافقان و مخالفان این تصمیم شده است. بازپرداخت مخارج انتقال هیکس از گوانتانامو به استرالیا دلیل تصمیم دولت است.

موافقان تصمیم دولت می‌گویند هیکس در تمام کتاب چیزی جز تبرئه خود، القاعده و طالبان ننوشته و او و دوستانش مستحق دریافت مزد برای نوشتن از رنحی که برای قربانیان تروریسم ایجاد کرده‌اند نیستند. اما مخالفان می‌گویند هیکس به عنوان نویسنده حق مالکیت بر اثر خود را دارد و او شاهد زنده‌ای از بی عدالتی ا‌ست که در گونتانامو رخ می‌دهد.

اوایل سال ۲۰۱۱ که دادگاهی در آدلاید درباره تصمیم دولت استرالیا برای توقیف عواید کتاب شروع به کار کرد موافقان و مخالفان در بیرون ساختمان دادگاه دست به تظاهرات زدند. همان زمان قاضی دادگاه تصمیم دولت را موجه اعلام کرد اما وکلای دیوید هیکس به این تصمیم اعتراض کردند.

در صفحات اول کتاب، هیکس از زندگی یکنواختش در ژاپن می‌نویسد تا جایی که "آنقدر کتاب از اینطرف و آنطرف درباره سفر امانت گرفتم و خواندم که وقتی به استرالیا برگشتم فقط با ولع می‌خواستم بروم دنیا را تجربه کنم. بروم جایی مثل افغانستان که هر مسافر غربی که به آنجا سفر کرده از زیبایی‌های رویایی‌اش نوشته است". رویایی که به گوانتانامو منتهی شد.

برگزاری دادگاه تجدید نظر برای رسیدگی به این دعوای حقوقی از هم اکنون منجر به رویارویی موافقان و مخالفان کتاب دیوید هیکس شده است.

مطالب مرتبط