نگرانی از نفوذ اسلام‌گرایان در دولت آینده لیبی

عبدالکریم بلحاج حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عبدالکریم بلحاج، فرمانده جهادی سابق، رهبران شورای ملی انتقالی لیبی را در نشست دوحه همراهی می کرد

اسلام‌گراها که نقش مهمی در قیام علیه معمر قذافی در لیبی ایفا کردند، بعد از سقوط او در چه جایگاهی قرار خواهند گرفت؟ عمر عاشور در گزارش خود تلاش می‌کند تا به این پرسش پاسخ دهد.

عبدالحکیم بلحاج که رهبری عملیات حمله به باب‌العزیزیه، مقر قذافی در طرابلس پایتخت لیبی را بر عهده داشت و اکنون فرماندهی "شورای نظامی طرابلس" را به دست گرفته، با وجود مبارزه علیه حکومت قذافی نگرانی‌هایی را در میان دولت‌های غربی برانگیخته است.

آقای بلحاج – که در میان جهادی‌ها با عنوان ابوعبدالله الصادق شناخته می‌شود – پیش از این فرمانده "جماعت پیکار اسلامی لیبی" بوده؛ سازمانی جهادی که سابقه همکاری طولانی با القاعده، طالبان و جهاد اسلامی مصر دارد.

جماعت پیکار اسلامی لیبی که در سال ۱۹۹۰ تاسیس شد به مدت سه سال دست به شورش‌های پراکنده در شرق لیبی زد و بعد از آن در سال‌های ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ سه بار تلاش کرد تا به جان معمر قذافی، رهبر لیبی سوء قصد کند. حکومت لیبی این گروه را در سال ۱۹۹۸ سرکوب کرد.

آقای بلحاج دوران حبس خود را در زندان بدنام ابوسلیم گذراند و در سال ۲۰۱۰ و در پی پیاده‌سازی برنامه‌ای مصالحه‌جویانه از سوی سیف‌الاسلام قذافی که مخاطبان آن در واقع غربی‌ها بودند، از زندان آزاد شد.

لحن ملایم

"طاغوت گریخت و ما به دنبال او خواهیم رفت." این بخشی از سخنان آقای بلحاج بعد از حمله پیروزمندانه به باب‌العزیزیه بود.

همکاری نزدیک میان آقای بلحاج و رهبری کابینه موقت شورای ملی انتقالی لیبی، باعث افزایش نگرانی غربی‌ها از نفوذ اسلام‌گرایان افراطی در دولت آینده لیبی شده است.

این نگرانی‌ها بعد از ماجرای مبهم کشته شدن عبدالفتاح یونس، فرمانده نظامی مخالفان در ماه ژوییه بعد از بازداشت و سوال و جواب توسط خود مخالفان افزایش یافت.

دو روز بعد از حمله به مقر قذافی، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا از شورای ملی انتقالی خواست تا "موضع محکمی در مقابل خشونت افراط‌گرایان" بگیرد. از سخنان خانم کلینتون برمی‌آمد که منظور او گروه‌های اسلامگرای تندرو باشد.

اما در سخنرانی پیروزی آقای بلحاج خطاب به مخالفان معمر قذافی در طرابلس خبری از افراط‌گرایی یا انتقام‌جویی نبود. در عوض او از مردم لیبی خواست تا از اموال عمومی محافظت کنند، به خون‌خواهی پایان دهند و برای ساختن لیبی جدید تلاش کنند.

این لحن ملایم با آن چه که اکثر رهبران جماعت پیکار اسلامی لیبی در شش ماه اخیر، در غرب و شرق لیبی گفته‌اند، سازگاری دارد. به نظر می‌آید که تجربه نبرد در افغانستان، لیبی و الجزایر آنها را به نوعی بلوغ سیاسی رسانده، وادار به تغییر محاسبات استراتژیک کرده و رفتار و ایدئولوژی آنها را متعادل‌تر کرده است.

با وجود این، اعمال سیاست‌های اعتدالی در میان رده‌های پایین‌تر و اعضای معمولی گروه، کار چندان آسانی برای رهبری آن نخواهد بود. در لیبی جنگ‌زده و بی قانون امروز، که سلاح‌های کوچک و متوسط دست هر کسی ممکن است دیده شود، شرایط بسیار شکننده است و هیچ اعتمادی به وفاداری‌های سابق و رعایت سلسله مراتب قبلی نیست.

اما یکی از فرماندهان سابق این گروه اسلامی که اکنون فرماندهی ۳۰۰ نفر را در شهر ساحلی درنا بر عهده دارد، می‌گوید آنها انگیزه‌ و برنامه‌ پنهانی در سر ندارند.

عبدالحکیم الحسدی می‌گوید: "ما قصد نداریم یک امارت اسلامی در اینجا برقرار کنیم. به اطرافتان نگاه کنید... آیا کمپ یا نیرویی جدا از نیروهای دیگر می‌بینید؟"

مشکل دیگری که جماعت پیکار اسلامی لیبی با آن روبرو است، تغییر شکل از یک گروه نظامی به یک گروه سیاسی است.

یکی دیگر از اعضای سابق گروه می‌گوید: "ما به عنوان افرادی جنگجو و مذهبی تربیت شده‌ایم، نه آدم‌های اهل سیاست. به همین دلیل وقتی سخن از دموکراسی، قانون اساسی و انتخابات می‌شود، رهبران ما هیچ حرفی برای گفتن ندارند."

گزینه‌های پیش رو

با کنار رفتن سرهنگ قذافی از قدرت، روابط میان شورای ملی انتقالی لیبی و گروه‌های اسلام گرای مسلح ممکن است یکی از این سه مسیر را در پیش بگیرد: اتحاد، جذب گروه‌های کوچک در مجموعه‌ای بزرگتر یا درگیری.

یکپارچه شدن گروه‌های اسلام‌گرای مسلح با ارتش و نیروهای امنیتی، به شمار نفرات گروه و میزان همکاری‌های قبلی آن و البته محاسبات و اراده سیاسی شورای ملی انتقالی لیبی بستگی خواهد داشت. تحقق این گزینه نه تنها برای متحدان غربی شورای انتقالی نگرانی به همراه خواهد داشت، بلکه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی را هم که می‌بینند "تروریست‌های سابق" همکارهای فعلی‌شان شده‌اند، با مشکل روبرو می‌کند.

با این حال تجربه‌های موفقی نیز همچون پیوستن نیروهای مسلح حزب کنگره ملی آفریقای جنوبی به ارتش، بعد از دوران آپارتاید وجود دارد.

مسیر احتمالی دوم روند دربرگیری یا جذب سیاسی است که آن هم می‌تواند با موانعی مانند لزوم مشارکت رده‌های پایین و میانی گروه‌های اسلام‌گرا در روند تغییرات دموکراتیک روبرو شود؛ آن هم بعد از دهه‌ها باور به این موضوع که دموکراسی در ذات خود با اسلام مغایرت دارد.

حق نشر عکس AP
Image caption هرگونه جنگ داخلی برای خارج کردن گروه‌های اسلامگرا از حکومت می‌تواند برای لیبی فاجعه بار باشد

با این حال نشانه هایی از موفقیت سناریویی مشابه در همسایه لیبی، یعنی مصر دیده می‌شود. در آنجا گروه جهاد اسلامی که گروهی مسلح و به مراتب بزرگتر بود، با موفقیت شاخه نظامی‌اش را منحل کرد و حزبی سیاسی را با نام "سازندگی و توسعه" شکل داد.

گزینه سوم، بدترین گزینه موجود است: جنگ داخلی. حتی جنگی کوچک برای خارج کردن گروه‌های اسلامگرا از حکومت هم می‌تواند برای لیبی فاجعه بار باشد؛ مانند آنچه در دهه ۱۹۹۰ میلادی در الجزایر رخ داد.

متاسفانه این سناریوی آخر را نمی توان در لیبی دست کم گرفت.

"مهره‌های ناتو"

شورای ملی انتقالی لیبی با حمایت ناتو، موقعیت مناسبی دارد تا از آنچه در عراق و الجزایر رخ داده، اجتناب کند. سیاست آنها در قبال گروه‌های مسلح اسلام‌گرا بعد از پایان درگیری‌ها باید بر اساس خلع سلاح سریع و جذب سیاسی پی‌ریزی شود.

برای عملی کردن خلع سلاح باید جوایز و مشوق‌های گوناگونی پیشنهاد شود و در مواردی که نیاز به میانجیگری باشد، از روحانیون و روسای معتبر قبایل استفاده شود.

در تمام این موارد، شورای ملی انتقالی ممکن است با مقاومت‌هایی روبرو شود. در این صورت باید تمام تلاش خود را برای به حداقل رساندن و از مشروعیت انداختن این مقاومت‌ها متمرکز کند.

البته ممکن است ترکیبی از گزینه‌های بالا نیز اتفاق بیفتد. یعنی بخشی از اسلام‌گراها به حکومت بپیوندند و رفتاری سیاسی در پیش بگیرند و بقیه به جنگ با دولت‌مردانی که "مهره‌های ناتو" و "عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی غرب" می‌خوانند، برخیزند.

شاخه القاعده در مغرب اسلامی در کشورهای الجزایر و مالی از این عبارات برای برنامه‌های تبلیغاتی خود و با هدف باز کردن جای پای خود در لیبی استفاده می‌کند. اما کشورهایی که خواهان انتقال مسالمت‌آمیز قدرت در لیبی هستند – مانند مصر، الجزایر و عربستان سعودی – با این تبلیغات منفی مبارزه می‌کنند.

آقای حسدی، جهادی سابق می‌گوید: "نگاه ما به غرب در حال تغییر است. اگر ما قبلا ۱۰۰ درصد از آمریکایی‌ها متنفر بودیم، امروز این عدد به ۵۰ درصد رسیده است... آنها (آمریکایی‌ها) تلاش می‌کنند تا اشتباهات گذشته‌شان را با کمک به حفظ خون فرزندان لیبی جبران کنند."

مطالب مرتبط