جامعه مسلمانان بریتانیا: ده سال بعد از وقایع یازده سپتامبر

حق نشر عکس AP
Image caption بسیاری معتقدند که حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ماهیت روابط بین‌المللی را برای همیشه تغییر داد

یک روز بعد از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر توسط ۱۹ اسلامگرای وابسته به شبکه القاعده در خاک آمریکا، گفته شد که در آن روز، ماهیت روابط بین‌المللی برای همیشه تغییر کرد. تردیدی نیست که این اقدام تهاجمی که نزدیک به ۳ هزار کشته و هزاران مجروح به جای گذاشت و دولت و ملت آمریکا را از پایه لرزاند، برای بریتانیا هم اثرات و پیامدهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی داشت.

آنچه که به دنبال آن روز آمد، عمیق و تغییردهنده شکل و ماهیت روابط بین دو جامعه اکثریت مسیحی و اقلیت مسلمان شد که تا امروز ادامه یافته است.

سفر فوری تونی بلر، نخست وزیر وقت بریتانیا، به واشنگتن برای ابراز همدردی نزدیک با دولت و مردم آمریکا و اظهار آمادگی بریتانیا برای همراهی کامل با جورج بوش در آنچه که رئیس جمهوری وقت ایالات متحده "جنگ با تروریسم" خوانده بود، بر همه روشن ساخت که اگر اقدامی نظامی در پیش باشد، بریتانیا دوشادوش آمریکا در آن شرکت خواهد داشت و کمتر از یک ماه بعد از آن، با حمله مشترک دو کشور به خاک افغانستان، همانطور هم شد.

ولی این وحدت نظر و پشتیبانی بی‌چون و چرا، نخست در حمله به افغانستان و بعد عراق، در بخشی از جامعه مسلمانان بریتانیا با دیدی همراه با سوءظن روبرو شد. ادامه درگیری پرتلفات و پرهزینه بریتانیا در جنگ علیه طالبان هم که پس از گذشت ۱۰ سال هنوز پایان یا پیروزی در آن متصور نیست، از آن سوءظن اولیه چیزی کم نکرده است.

همدردی کم دوام

اتهام سریع و علنی آمریکا علیه شبکه القاعده به رهبری اسامه بن لادن و هشدار تند واشنگتن به حکومت طالبان در کابل دایر بر بستن پایگاه‌های القاعده و اخراج رهبران آن از خاک افغانستان، تردیدی باقی نگذاشت که هدف واقعی آمریکا سرنگون ساختن حکومت طالبان به عنوان مهم‌ترین حامی گروه‌های مسلح اسلامگرای ضد حضور غرب در منطقه است.

اخطار مشترک واشنگتن و لندن به کلیه کشورهای مسلمان علیه حمایت از احزاب و گروه‌های اسلامگرا، آن هم در شرایطی که احساس همدردی با ملت آمریکا جهانگیر شده بود، همزمان با اشارات برخی رهبران سیاسی و مقامات نظامی در غرب، مبنی بر ضرورت آغاز نبردی نهایی علیه "تروریسم اسلامی" با واکنش تند بعضی جوامع اسلامی در غرب روبرو شد که مهمترین آن در بریتانیا ظهور کرد.

دیری نگذشت که شماری از امام‌های مساجد در بریتانیا با اشاره به یکی از سخنرانی‌های جورج بوش، که در آن وی در شرح ضرورت مبارزه علیه اسلامگرایی از واژه قرون وسطایی "کروسید" یا جهاد تاریخی مسیحیان اروپا علیه مسلمانان استفاده کرده بود، تبلیغات گسترده‌ای را با عنوان "مقاصد واقعی غرب" آغاز و مدعی شدند که آمریکا و متحدانش در فکر آغاز یک جنگ صلیبی جدید علیه اسلام و مسلمانان هستند.

Image caption پلیس بریتانیا چند مسجد را به دلیل ایراد "خطبه های تحریک‌آمیز و در حمایت از شبکه القاعده" تعطیل کرد

در بریتانیا، تاکیدهای مکرر تونی بلر، نخست وزیر، مبنی بر این که هدف از اقدامات اضطراری و تدابیر امنیتی جدید منزوی کردن و یا دشمنی با مسلمانان و اسلام در بریتانیا نیست، باعث رفع اینگونه ادعاها و اتهام‌ها نشد. اعتراض بیشتر مسلمانان به ترغیب خبرچینی در میان خود مسلمانان از سوی مقامات امنیتی، و دادن اختیارات جدید به پلیس برای بازداشت بدون محاکمه افراد مظنون به داشتن افکار و عقاید افراطی بود که تماما متوجه جامعه مسلمان و چندی از رهبران مذهبی آنان شد.

تعطیل کردن چند مسجد توسط پلیس به دلیل ایراد "خطبه‌های تحریک‌آمیز ضدغربی و در حمایت از اعمال شبکه القاعده" بهانه لازم را به شماری از امام‌های مساجد در بریتانیا داد تا دولت را به تفتیش عقاید، بازداشت‌های خودسرانه افراد صرفا به دلیل مسلمان بودن آنها و سانسور نشریات اسلامی متهم کنند.

بسیاری از اسلامگرایان "جهادی" پاکستانی و افغان که دو دهه پیش از آن با کمک‌های مالی و تسلیحاتی آمریکا و بریتانیا مبارزه‌ای مسلحانه علیه ارتش شوروی را در افغانستان سازمان داده و به نتیجه رسانده بودند، اشغال دوباره خاک افغانستان، این بار توسط ارتش‌های غربی وابسته به پیمان ناتو را نقطه آغازی برای "جهادی" جدید یافتند که به موازات نبرد با نیروهای ناتو در کوهستان‌های مرزی بین پاکستان و افغانستان، با پیروی از استراتژی اعلام‌شده رهبر شبکه القاعده، آن را به شهرها و خیابان‌های کشورهای غربی نیز کشاندند.

بریتانیا، پایگاهی برای القاعده

با وجود گذشت ۱۰ سال از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا همچنان بریتانیا را بزرگترین پایگاه عقیدتی القاعده در دنیای غرب می‌شناسند.

در واقع، سابقه فعالیت اسلامگرایان تندرو در بریتانیا به سال‌ها پیش از وقایع ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ باز می‌گردد و دلیل آن احتمالا حضور فعال چند حزب و گروه اسلامی مانند المهاجرون و حرکت المجاهدین در بریتانیا بود که در ۱۰ سال گذشته به تدریج غیرقانونی اعلام شده و منحل شده‌اند.

موضوعی که ظاهرا سال‌ها از توجه رهبران سیاسی بریتانیا و پلیس و مقامات امنیتی دور مانده بود، ارتباط نزدیک و دامنه‌دار مسلمانان شبه‌قاره هند و افغانستان با مراکز و مدارس مذهبی در پاکستان بود.

مدارسی که در طول سال‌های اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی، از مراکز تربیت جوانان "جهادی" برای جنگ بود و از حمایت سیاسی و مالی غرب نیز بهره‌مند بود.

نخستین بمب‌گذاری انتحاری در بریتانیا در سال ۱۹۹۶ میلادی، توسط یک مسلمان متولد انگلستان به نام خالد شهید انجام گرفت که تا آن سال در حمایت از طالبان در افغانستان مشغول جنگ بود.

اولین محاکمه یک مسلمان به اتهام اقدام تروریستی در بریتانیا نیز در سال ۱۹۹۹ میلادی انجام گرفت. دادگاه آمر میرزا، یکی از اعضای گروه المهاجرون را که قصد پرتاب یک بمب آتش زا به درون یک پایگاه نظامی داشت، به زندان محکوم کرد.

حق نشر عکس BBC World Service

گزارش‌های پلیس و منابع امنیتی بریتانیا در سال‌های اخیر نشان داده است که بنا بر یک تخمین کلی، بیش از ۲ هزار شهروند بریتانیا "تهدیدی تروریستی" علیه امنیت کشور محسوب می‌شوند.

در همین گزارش‌ها آمده است که شمار قابل توجهی از اسلامگرایان متولد بریتانیا در کشورهای دیگر در کنار پیکارجویان افراطی می‌جنگند.

۷ ژوئیه ۲۰۰۵ میلادی

گرچه روابط اجتماعی و فرهنگی اکثریت مسیحی با اقلیت چند میلیونی مسلمان در بریتانیا در هیچ زمانی نزدیک و با تفاهم متقابل همراه نبود، ولی همواره عاری از خصومت علنی بود.

واقعه‌ای که به این تحمل محترمانه بین جامعه چند میلیونی مسلمانان بریتانیا و باقی جامعه شکافی عمیق به وجود آورد، عملیات انتحاری ۴ جوان اهل بریتانیا در روز هفتم ژوئیه ۲۰۰۵ میلادی در شبکه مترو و یک اتوبوس لندن بود.

انفجار بمب‌هایی خانگی که محمد صدیق خان، شهزاد تنویر، حسیب حسینی و جرمین لیندسی، در کوله‌پشتی‌های خود منفجر کردند، ۵۶ کشته و بیش از ۷۷۰ مجروح به جا گذاشت و همه را در ناباوری و ماتم فرو برد.

انفجارهای انتحاری در لندن نقطه آغازی شد برای یک رشته مقررات اضطراری برای محدود کردن آزادی‌های فردی و گروهی، غیرقانونی کردن انتشار بعضی مقاله‌ها و تبلیغات اسلامی توسط اینترنت و همزمان، دادن اختیارات گسترده به پلیس برای بازداشت افراد مظنون به داشتن عقاید افراطی بدون الزام به ارایه دلیل و مدرک.

در اقدامی بی‌سابقه، رئیس وقت اداره مبارزه با تروریسم در پلیس آگاهی اسکاتلندیارد رسما از وزیر کشور خواست تا مدت بازداشت بدون اتهام و محاکمه افراد دستگیرشده را از ۴ هفته تا ۹۰ روز افزایش دهد. دولت با این تقاضا موافق بود، ولی نمایندگان مجلس عوام به آن رأی ندادند.

حمله تروریستی روز ۷ ژوئیه، این باور خفته ولی سابقه‌دار بسیاری از مردم بومی و مسیحی بریتانیا را، که اسلام هرگز با لیبرال دموکراسی همزیسی نخواهد داشت، دوباره بیدار کرد.

اگر در گذشته بحث‌های دو جناح بر سر آزادی بیان، عقیده و ایمان، نظام لیبرال دموکراسی و یا مجازات اعدام، تعدد زوجات و یا همجنسگرایی بالا می‌گرفت، این بار صحبت از نبود وفاداری ملی در جامعه مسلمان و حتی خیانت به وطن به میان آمد.

دشمن داخلی؟

به جز جرمین لیندسی که مسلمانی ۱۹ ساله و متولد جامائیکا بود، سه بمب‌گذار دیگر، پاکستانی‌تبارانی متولد انگلستان بودند.

به مجرد انتشار هویت بمب‌گذاران، بیشتر رسانه‌های بریتانیا با لحنی هشداردهنده نوشتند که اگر حملات ۱۱ سپتامبر توسط ۱۹ تروریست غیرآمریکایی انجام گرفت، انفجارهای انتحاری در لندن کار شهروندان خودی بود، و دیری نگذشت که این سئوال زبانزد همگان شد که چطور و چرا جوانان مسلمان متولد بریتانیا تروریست انتحاری می‌شوند و هموطنان خود را می‌کشند؟

یکی از پاسخ‌ها به آن سئوال یک سال بعد از تلویزیون عربی الجزیره شنیده شد که نوار ویدیویی از شهزاد تنویر، یکی از چهار بمب‌گذار انتحاری پخش کرد. در بخشی از آن ویدیو، که جوان ۲۲ ساله چند روز پیش از حمله انتحاری خود ضبط کرده بود، او گفت: " آنچه که شاهدش بودید، تنها آغاز یک رشته عملیات تهاجمی است که تا زمانی که بریتانیا ارتش خود را از افغانستان و عراق خارج نکند و به کمک به آمریکا و اسرائیل پایان ندهد، ادامه خواهد یافت."

گذشته از واکنش‌های قابل پیش‌بینی سیاستمداران و رسانه‌ها به این هشدار علنی، شماری از صاحب‌نظران امور اجتماعی و مذهبی پرسش به مراتب عمیق‌تری را به میان آوردند که باید دید چرا یک جوان مسلمان و تحصیلکرده در یکی از مرفه‌ترین و آزادترین کشورهای دنیا سر از مدرسه‌های مذهبی پاکستان در می‌آورد، خود را طالب می‌خواند و به یک تروریست انتحاری تبدیل می‌شود. ظاهرا تحقیق در این باره همچنان ادامه دارد.

از زمان آغاز بحث درباره انگیزه‌های این دسته از جوانان مسلمان بریتانیا از رفتن به پاکستان و افغانستان برای فراگیری عملیات تروریستی و یا گذراندن دوره‌های مذهبی، ۳ دولتی که در ده سال گذشته در بریتانیا بر سر کار بوده‌اند، تلاش کرده‌اند که مسئله به صورت خصومت با جامعه مسلمان در نیاید. ولی وقتی پلیس با اختیارات تازه‌یافته خود شروع به بازداشت جوانان مسلمان در خانه، محل تحصیل و یا محل کارشان کرد و روزنامه‌ها، با اتکا به نظرسنجی‌های متعدد، نظرات غیردوستانه اکثریت مردم بومی بریتانیا را نسبت به افکار اجتماعی وعقاید مذهبی قاطبه جامعه ۳ میلیونی مسلمانان کشور منعکس کردند، هرگونه کنترل رسمی یا ملاحظات عرفی تقریبا بی‌معنی شد.

از طرف دیگر، فاش شدن همکاری بریتانیا با سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) در امر انتقال مخفیانه بازداشتیان مسلمان به بازداشتگاه گوانتانامو و ادعاها و اتهامات شهروندان بریتانیایی آزادشده از آن زندان نظامی، مبنی بر دست داشتن ماموران اطلاعاتی بریتانیا در بازپرسی‌های شکنجه‌مانند از آنها در افغانستان، پاکستان و مراکش به مرمت روابط آسیب‌دیده بین دو جناح کمک نکرد. اتهاماتی که دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، امر تحقیق درباره صحت و سقم آن را به یک کمیته مستقل سپرده است.

پیامدهای سیاسی و اجتماعی

یکی از مشهودترین نتایج سیاسی دو واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی در آمریکا و ۷ ژوئیه ۲۰۰۵ میلادی در لندن، ظهور گروه‌های مخالف پذیرش مهاجر از کشورهای مسلمان بود. فعال‌ترین گروه ملی‌گرایان افراطی در بریتانیا "لیگ دفاع از انگلستان" است که با وجود محدودیت‌های پلیس برای برگزاری تظاهرات و اعتراض انجمن‌های اسلامی و سازمان‌های مدافع حقوق اقلیت‌های قومی و از این قبیل، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

حق نشر عکس GETTY IMAGES
Image caption یکی از اعضا "لیگ دفاع از انگلستان" بعد از برگزاری تظاهرات در لندن، توسط پلیس دستگیر می‎شود

از نقطه نظر اجتماعی و فرهنگی، این واقعیتی غیرقابل انکار است که حتی سال‌ها پیش از حملات تروریستی یادشده، مسئله نبود تجانس و تفاهم بین یک اکثریت غیرمذهبی و یک اقلیت پایبند به جزیی‌ترین احکام دین و مذهب خود، در زندگی روزمره شهروندان بریتانیا کاملا مشهود بود.

در واقع، آنچه که در ۱۰ سال گذشته به تدریج آشکار شده، کنار زده شدن پرده تعارف‌ها و ملاحظات معمول عرفی و اخلاقی از هر دو سوی این طیف اجتماعی است.

امروز فقط کافی است به شماره‌های اینترنتی نشریات بریتانیا نگاهی انداخت و به چشم دید که موافقان و مخالفان از هر دو جناح چطور به اعتقادات و باورهای طرف دیگر با تندترین عبارات توهین می‌کنند.

بازگشت آرامش

یکی از نخستین اقدامات دولت ائتلافی بریتانیا در یک سال و چهار ماهی که بر سر کار بوده، بازنگری قوانین اضطراری است که پس از وقایع ژوئیه ۲۰۰۵ میلادی به سرعت از تصویب پارلمان گذشت.

در اوایل سال میلادی جاری، دولت که از هم‌اکنون مشغول برنامه‌ریزی تدابیر امنیتی برای مسابقات المپیک تابستان سال آینده در لندن است، بعضی از مقررات اضطراری در قانون سال ۲۰۰۵ مبارزه با خطر تروریسم را تعدیل کرد. از جمله ضرورت ارایه دلیل از طرف پلیس قبل از بازداشت افراد به ظن فعالیت تروریستی و تخفیف در شرایط بازداشت خانگی افرادی که به قید ضمانت آزاد شده‌اند.

گرچه ثمربخش بودن اجرای قوانین اضطراری و تدابیر امنیتی، دولت ائتلافی بریتانیا را اخیرا قادر ساخت تا درجه خطر وقوع حملات تروریستی را از "بسیارمحتمل" به "قابل توجه" تقلیل دهد، ولی مسئله‌ای که هیچ قانون و مقررات امنیتی قادر به حل آن در کوتاه‌مدت نیست، تضاد‌های فرهنگی و اعتقادی در جامعه است.

تعجب‌آور نخواهد بود اگر نسل اول مهاجران به سرزمینی ناآشنا قادر به پذیرش واقعی آداب، فرهنگ و سنت‌های ملت پذیرا نباشد، ولی وقتی برخی از اعضای نسل سوم آنها "دشمن داخلی" خوانده شوند، شک نیست که ریشه مسئله را باید در جایی دیگر یافت.

مطالب مرتبط